فهرست کتاب


اخلاق در خانه جلد 1

آیت الله حسین مظاهری‏‏

ازدواج از نظر زیست شناسان

بحث امسال ما درباره اخلاق در خانه است. در این باره مقدمه ای را به عرض شما رساندم اگرچه فشرده و ناقص بود. بحث امروز راجع به فصل اول بحث ماست و آن مربوط به اهمیت ازدواج از نظر علمای زیست شناسی است.
غددی که مربوط به غریزه جنسی است وقتی در خون ترشح کند یک دگرگونی عجیبی در جسم و روح جوانها پیدا می شود. چه دختر باشند چه پسر. این دگرگونی باندازه ای واضح است که حتی در صورت جوان تأثیر می گذارد. و اسلام این حالتی را که برای جوان پیدا می شود به آن بلوغ می گوید. بلوغ از نظر اسلام یعنی وقتی که آن غدد مربوط به غریزه جنسی در خون ترشح کند، و بعبارت دیگر وقتی که یک دگرگونی عجیبی در جسم و روح جوان پیدا شود، اسلام می گوید بالغ شده است. آن غددی که مربوط به غریزه جنسی است وقتی در خون ترشح کند، خواه ناخواه یک تمایلی در جوان، چه پسر و یا دختر پیدا می شود که تمایل جنسی نام دارد. و بعبارت دیگر همان وقت غریزه جنسی که آتش زیر خاکستر بوده هویدا می شود، عرض اندام می کند، شکوفا می شود. و باید همان وقتی که این تمایل در جوان پیدا شد جواب او را بگوید. دیروز در این باره صحبت کردم و فهمیدیم که اگر جواب تمایلات را ندهیم چه مصیبتهائی پیدا می شود و این تمایل جنسی نظیر تمایل به آب و نان نیست.غریزه جنسی غریزه حب به مال، ریاست و امثال اینها نیست. اگر حرف فروید درست باشد همه غرایز از آن سرچشمه می گیرد. حرف فروید درست نیست اما همین اندازه باید بدانیم که تمایل جنسی نظیر تمایل به آب و نان نیست. عشقها، ذوقها، شعرها همه و همه از این غریزه سرچشمه می گیرد. شما بطور مسلم نشنیده اید کسی برای نان شعر گفته باشد کسی برای آب شعر گفته باشد، کسی عاشق آب شده باشد، عاشق نان شده باشد. اما عشق مربوط به غریزه جنسی فراوان است. عشق یک انسان به انسان دیگر بطور یقین از غریزه جنسی سرچشمه می گیرد.
در اینجا یک نکته ای به جوانهای پسر و دختر بگویم و آن این که اگر محبت افراطی به یکدیگر پیدا کردید یعنی دو جوان محبت افراطی به یکدیگر پیدا کردند، دو تا دختر محبت افراطی به یکدیگر پیدا کردند، مواظب باشند صحنه خطرناکی برای آنها پیش آمده است حتماً باید جلو این محبت افراطی را گرفت هرچه بگوید رفیقم است، هرچه بگوید امتیاز دارد، هرچه بگوید از غریزه جنسی سرچشمه نمی گیرد دروغ است. محبت یک انسان، یک در میلیون هم پیدا نمی شود که از غریزه جنسی سرچشمه نگیرد مخصوصاً در جوانها. معمولا اگر انسانی به انسان دیگر محبت افراطی پیدا کرد این عشق است و این عشق از غریزه جنسی سرچشمه می گیرد. عشق پاک مربوط به خداست. بله ممکن است کسی عشق پیدا کند به امام حسین(علیه السلام) کربلایش ممکن است کسی عشق پیدا کند به حضرت ولی عصر(علیه السلام) و ظهورش. اما اگر مربوط به خدا و افرادی که فضیلت آنها از خدا سرچشمه می گیرد نباشد بفهمد وضع خطرناکی برای او پیش آمده است. مرادم این است که شعر گفتن برای معشوقش و عاشق دیگران شدن از غریزه جنسی سرچشمه می گیرد. اما یک کسی عاشق آب شود، عاشق نان شود، برای آب شعر بگوید، برای نان شعر بگوید چنین نیست. هرچند گرسنه باشد اما ذوقش گل کند برای نان شعر بگوید، هرچند تشنگی او ذوق او را تحریک کند برای آب شعر بگوید این چنین نیست. از این جا پی ببرید که غریزه جنسی ولو حرف فروید درست نباشد - که درست نیست - اما یک حساب خاصی دارد. همه و همه، جوان، پدر و مادر جوان و جامعه باید برای آن یک حساب جداگانه ای باز کنند چنانچه اسلام یک حساب جداگانه ای باز کرده است.

ازدواج از دیدگاه قرآن

آیه شریفه لینفق ذو سعة من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مماآتیه الله مربوط به یک زندگی ضروری برای انسانهاست که همان آیه مربوط به همسر هم می باشد. برای این که زن برای مرد و مرد برای زن، یک امر ضروری است، یک امر طبیعی است. همان طوری که یک انسان نان می خواهد، آب می خواهد و یک امر طبیعی است اگر خود نمی تواند تهیه کند دیگران باید تهیه کنند.همان طوری که غریزه جنسی یک حساب جداگانه ای از غرائز دیگر دارد قرآن هم یک حساب جداگانه ای برای این غریزه باز کرده است: قرآن می فرماید:
وانکحوا الایامی منکم والصالحین من عبادکم وامائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم(22)
می فرماید: اجتماع! ازدواج بده. این صیغه جمع مربوط به اجتماع است. اول پدر و مادر و اگر پدر و مادر نمی توانند دولت اسلامی و اگر دولت اسلامی نمی تواند برای این کار مؤسسه و نهادی داشته باشد همه اجتماع موظفند. قرآن می فرماید: و انکحوا الایامی جامعه اسلامی! باید پسر عزب را زن بدهید، عزبها را باید زن بدهید، شوهر بدهید. و بعد می فرماید: به فکر آینده اش هم نباش خدا تأمین می کند. اگر راستی توکل داشته باشی، اگر راستی پشتوانه ای مثل خدا داشته باشی، ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله اگر توکلت خوب باشد، فعالیتت خوب باشد، به دستور اسلام عمل کنی غم فقر را هم نخور؛ غم خرج و مخارج آن را هم نخور.
این آیه حساب جداگانه ای برای غریزه جنسی باز کرده است. آن آیه لینفق ذو سعة من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما آتیه الله هم یک حساب عمومی برای همه غرائز باز کرده است که اجتماع باید خلاء فقر فردی و اجتماعی را پر کند. احتیاجهای یکدیگر را باید برآورند و این آیه ذکر خاص بعد از عام است. می فرماید در خصوص ازدواج همه باید مهیا باشند برای این که جوانها را همسر بدهند. پسرها و دخترهای عزب را همسر بدهند.

ازداج در آئینه روایات

مرحوم صاحب وسائل (رحمة الله)، مردی که به همه مخصوصاً به مراجع تقلید حق بزرگی دارد در کتاب وسائل شش روایت در این باره نقل می کند که در آنها ثواب عجیب و مهمی برای کسی که یک پسری را زن داده یا دختری را شوهر بدهد بیان شده است. روایات باندازه ای عالی است که انسان می بیند فضیلتی بالاتر از آن فضیلت نیست.
از موسی بن جعفر(علیه السلام) نقل شده است که در روز قیامت سه دسته زیر سایه عرش خدا هستند و یک دسته از آنها کسانی هستند که پسری را زن دهند. در این روایت می فرماید: در روز قیامت خدا نظر لطف دارد به آن کسی که شفاعت کند تا دختری به شوهر برسد یا پسری به زن برسد.(23)
نظیر این روایات که در آن باب هست در ابواب دیگر هم هست. صاحب وسائل بیش از بیست روایت نقل می کند که یکی از آنها این است:
امام صادق(علیه السلام) می فرماید یک کسی آمد پیش پدرم. ایشان فرمودند که فلانی! زن داری؟ گفت نه یابن رسول الله. پدرم فرمود: (این جا مرادم هست دخترها! پسرها! آنهائی که می توانند شوهر کنند و نمی کنند! آنهائی که می توانند زن بگیرند و نمی گیرند! ببینید امام باقر(علیه السلام) چه فرموده) فلانی! اگر خدا دنیا و آنچه در دنیاست به من بدهد و بگوید یک شب بی زن باش قبول نمی کنم. معنایش این نیست که مثلاً یک میلیون، یک میلیارد پولهای در ایران یا دلارهای در آمریکا، نه، الدنیا و ما فیها اگر دنیا و آنچه در دنیاست به من بدهند و بگویند یک شب بدون زن بخواب نمی خوابم. به خانم همین خطاب است، به آقا هم همین خطاب است. یعنی امام باقر(علیه السلام) می فرماید: خانم!اگر خدا دنیا و آنچه در دنیاست به تو بدهد اما یک شب بی شوهر باشی ارزش ندارد. آقا! اگر خدا دنیا و آنچه در دنیاست به تو بدهد اما یک شب بدون زن باشی ارزش ندارد. بعد امام باقر(علیه السلام) یک جمله رساتر از این فرمودند:
الرکعتان یصلیهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب یقوم لیله و یصوم نهاره(24)
فرمودند: فلانی به تو بگویم آن کسی که زن دارد، آن کسی که شوهر دارد اگر دو رکعت نماز بخواند این دو رکعت نماز فضیلتش بیشتر از عبادت کسی است که یقوم لیله و یصوم نهاره . کسی که شبانه روز عبادت کند روز روزه بگیرد، از اول شب تا به صبح روی پا بایستد و عبادت کند چقدر فضیلت دارد؟ امام باقر(علیه السلام) می فرماید کسی که زن دارد، شوهر دارد دو رکعت نماز بخواند این قدر فضیلت دارد امام باقر(علیه السلام) می فرماید فضیلت آن دو رکعت نمازش بیشتر از یک شبانه روز عبادت کردن است.
روایتی از زبان پیغمبر و ائمه طاهرین(علیهم السلام) نقل شده و از نظر ما طلبه ها مستفیضه است و آن روایت این است که:
ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله عزوجل من التزویج(25)
هیچ خانه ای، هیچ بنائی آبادتر، با فضیلت تر از آن خانه ای نیست که با ازدواج آباد شود. این روایت یک چیز خاصی به ما می گوید. می فرماید: آقا! اگر یک پسر و دختر را به هم برسانی و یک خانه را آباد کنی یعنی صاحب خانه کنی یا یک مسجد بسازی کدام فضلتش بیشتر است؟ این روایت می گوید: آن خانه ای که بوسیله تزویج آبادش کنی. یعنی دختری را شوهر دهی، پسری را زن دهی، یا یک مدرسه بسازی کدام بهتر است؟ پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرماید: آن زن دادن، آن شوهر دادن،آن خانه را آباد کردن. ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله عزوجل من التزویج.
نظیر این روایت زیاد داریم که کمترین ثواب در آنها این است که آن زنی که شوهر داشته باشد آن مردی که زن داشته باشد، نماز صبح که می خواند ثواب صد و چهل رکعت نماز در نامه عملش نوشته می شود یعنی عبادتش هفتاد برابر است. این فضیلت کم ازدواج است.
بعکس جوانی که بتواند زن بگیرد اما نگیرد،آن زنی،آن دختر خانمی که بتواند شوهر کند اما نکند،ائمه طاهرین(علیهم السلام) فرمودند که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است:
رذال موتاکم العزاب(26)
یعنی اگر کسی بمیرد و بی زن بمیرد، اگر کسی بمیرد و بی شوهر بمیرد، پست ترین مرده ها این مرده است.
چون روایات یک مقدار یأس آور است دیگر بیش از این روایت نخوانم. اگر آقایان طلاب بیش از این بخواهند می توانند به اول جلد چهاردهم وسائل الشیعه مراجعه کنند.
از این مطالب یک نکته درک می کنیم زیرا شما عزیزان می دانید که گفته اسلام اغراق نیست گفته ائمه طاهرین(علیهم السلام)اغراق نیست. ما شیعیان یک امتیازی که از اهل سنت داریم این است که می گوئیم تمام احکام الهی تابع مصالح و مفاسد نفس الامری است. یعنی اگر امام صادق(علیه السلام) امری کرده باشد یک مصلحت تامه ملزمه دارد، اگر امام باقر(علیه السلام) نهی کرده باشد یک مفسده تامه ملزمه دارد. این یکی از عقاید مسلم شیعه است.