فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

فصل چهارم: رجاء

خدای تعالی درباره رجاء می فرماید:
ان الذین امنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمة الله(108)
اگر کسی انتظار و توقع یک امر مطلوبی را داشته باشد که در زمان آینده حاصل گردد. و به این امید به تحصیل مقدمات آن بکوشد در نتیجه یک نوع فرح و خوشحالی درونی پیدا می کند که رجاء نامیده می شود، پس اگر به طور قطع مقدمات را فراهم کرده است و می داند که مطلوب او یقینا در آینده حاصل می شود آن را انتظار مطلوب می نامند و شادمانی در آن صورت زیاد خواهد بود و اگر یقین و یا حداقل ظن به امکان تهیه مقدمات ندارد ولی در انتظار تحقق مطلوب است، آن انتظار را تمنی می خوانند. و در عین حال انتظار مطلوب را داشته باشد چنین امیدی را رجاء ارباب غرور و حماقت می نامند.

خوف و رجاء و جایگاه آنها در سیر و سلوک

خوف و رجاء مقابل یکدیگر هستند و در مقام سیر و سلوک رجاء مانند خوف مشتمل بر فوائد فراوانی است. چرا که رجاء باعث ترقی در درجات کمال و موجب سرعت سیر در طریق وصول به مطلوب است. چنانکه خدای سبحان می فرماید:
یرجون تجارة لن تبور لیوفیهم اجورهم و یزیدهم من فضله(109)
همچنین رجاء زمینه خوش گمانی به مغفرت و عفو الهی و اعتماد به رحمت پروردگار است چنانکه خداوند می فرماید:
اولئک یرجون رحمة الله(110)
و در مورد حصول مطلوب بر اساس آن می فرماید:
انا عند ظن عبدی بی(111)
یعنی من طبق گمان بنده ام عمل می کنم. عدم رجاء در این مقام موجب یاس و ناامیدی است که می فرماید:
انه لا یأیس من روح الله الا القوم الکافرون(112)
و شیطان نیز به سبب همین نومیدی به لعنت ابدی گرفتار شد پس:
لا تقنطوا من رحمة الله(113)
و اما وقتی که سالک به مرتبه شناخت و معرفت رسید، رجای او منتفی می گردد، چون می داند که هر چه را که باید آماده کند مهیا کرده و آنچه را که شایسته نیست فراهم نکرده است، و در عین حال اگر هنوز رجاء داشته باشد یا از روی جهل به بایسته ها و نبایسته هاست، یا شکایت از مسبب الاسباب که چرا از مطلوب خود محروم گردیده ام. (و این هر دو از سالکِ عارف به دور است).
از فصل گذشته و این فصل معلوم گردید که سالک تا وقتی که به مقصد نرسیده و در سلوک می باشد خوف و رجاء دارد، که خداوند می فرماید:
یدعون ربهم خوفا و طمعا(114)
چرا که شنیدن آیات رحمت و غضب (وعد و وعید) و آگاهی از دلایل نقصان و کمال و احتمال وقوع هر کدام از آنان به جای یکدیگر و احتمال محرومیت و عدم محرومیت از وصول به مقصد در پایان راه، همه اینها موجب رجاء و خوف می گردند. و هیچکدام نسبت به یکدیگر کمتر یا بیشتر نیستند، و لذا فرموده اند:
لو وزن خوف المومن و رجاءه لا عتدلا(115)
چرا که اگر رجاء بیشتر باشد موجب احساس امنیت نابجا می گردد:
أفأمنوا مکر الله(116)
و اگر خوف بر رجاء غلبه کند موجب ناامیدی و یاس هلاک کننده می شود که فرمود:
انه لا یأیس من روح الله الا القوم الکافرون(117)

فصل پنجم: صبر

خدای تعالی درباره صبر می فرماید:
واصبروا(118) ان الله مع الصابرین(119)
صبر در لغت به معنای خویشتنداری از جزع هنگام رخدادهای ناگوار است، و طبیعتا درون انسان از اضطراب، و زبان انسان از شکایت، و اعضاء و جوارح انسان از حرکات غیر عادی حفظ می گردند.