فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

حکایتی از یکی از زاهدان

در سرگذشت یکی از زاهدان گفته اند: سی سال کله پخته گوسفند و فالوده می فروخت، ولی هیچ گاه از آن دو نمی خورد، علت آن را پرسیدند، گفت: یک زمان دل من هوس خوردن این دو را نمود. برای آنکه خود راگوشمال بدهم، شغل فروش این دو را انتخاب کردم تا با وجود آنکه در دسترس من هست از آن نخورم تا دیگر میل به لذتی پیدا نکنم.(74)
و داستان کسی که در دنیا زهد پیشه خود کند ولی مقصود او نجات از آتش جهنم یا ثواب بهشت باشد، داستان کسی است که از شدت پستی و دنائت طبع با وجود میل فراوان به غذا مدتها هیچ چیز نخورد تا در میهمانی که در انتظار اوست بتواند غذای فراوان بخورد!، و یا مثل آن کسی است در تجارت کالایی داد و ستد کند تا به واسطه آن سودی ببرد؛ در حالی که در سیر و سلوک باید انسان به منظور رفع شواغل، زهد ورزد تا به چیزی مشغول نگردد و از رسیدن به هدف باز نماند.

فصل سوم : فقر

خدای تعالی درباره فقر می فرماید:
لیس علی الضعفاء و لا علی المرضی و لا علی الذین لا یجدون ما ینفقون حرج(75)
فقیر در لغت آن کسی است که یا اصلا مال ندارد و یا اگر دارد کمتر از خرج زندگی اوست، ولی منظور ما از فقیر آن کسی است که به مال و مسائل مادی رغبت ندارد، و اگر مالی هم بدست می آورد به جمع آوری آن اهتمام نمی ورزد. البته نه از روی نادانی یا بواسطه مانع یا غفلت، یا به طمع رسیدن به شهوات و شهرت و نیکنامی و اشتهار به جود و بخشش، و یا خوف از عقاب جهنم، یا شوق به ثواب آخرت، بلکه به جهت بی اعتنایی به دنیا که لازمه سیر و سلوک و اشتغال به مراقبت و رعایت جانب پروردگار است تا آنچه که غیر خداست حجاب نگردد؛ و این فقر در حقیقت شعبه ای از زهد است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
الا اخبرکم بملوک اهل الجنه قالوا بلی قال کل مستضعف اغبر اشعث دی طمرین لا یعبوبه لو اقسم علی الله لابره(76)
و وقتی که به آن حضرت گفتند: سرزمین بطحا و مکه پر از طلاست اگر می خواهی به تو بدهیم در جواب عرض کرد:
لا، بل اجوع یوما فأسلاک و اشبع یوما فاشکرک(77)

فصل چهارم: ریاضت

خدای تعالی درباره ریاضت می فرماید:
و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنة هی المأوی(78)
ریاضت در لغت به معنای رام کردن حیوان و منع آن از حرکات نامطلوب و ایجاد ملکه اطاعت از صاحب خود در تمامی دستورات وی است. منظور ما نیز از ریاضت، ممانعت نفس حیوانی از پیروی قوه شهوت و غضب و پی آمدهای این دو و رذایل اخلاقی و عملی مانند حرص بر جمع مال و مقام پرستی و لوازم آنها از قبیل حیله و مکر و خدعه و غیبت و تعصب و غضب و کینه و حسادت و فسق و غوطه ور شدن در شرور و تباهی و عادات ناپسند است.
و همچنین منظور از ریاضت ایجاد ملکه اطاعت نفس از عقل و عمل در جهت رسیدن به کمال ممکن است. و اما نفسی را که تابع قوت شهوت باشد بهیمی گویند، و نفسی را که تابع قوه غضبی باشد سبعی خوانند، و نفسی را که رذایل اخلاقی را به صورت ملکه در خود درآورده باشد شیطانی می نامند.
خداوند در قرآن این سه نفس را نفس اماره(79) خوانده است.
البته در صورتی که این رذایل در نفس ثابت و راسخ گردیده باشند ولی اگر ثابت نباشند و یا گاهی تمایل به خیر و گاهی به تمایل به شر در انسان وجود داشته باشد و یا در صورتی که میل به خیر پیدا شود از تمایل به شر پشیمان گردد و خود را سرزنش کند آن را نفس لوامه(80) نام نهاده است و اما نفسی را که پیرو عقل است و طلب خیر به صورت ملکه در آن بوجود آمده است آن را نفس مطمئنه(81) نامیده است.