فهرست کتاب


آسانترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس (خلاصه ای از کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی)

خواجه نصیر الدین طوسی‏ باز نویس:سید محمد رضا غیاثی کرمانی

فصل دوم : ثبات

خدای تعالی درباره ثبات می فرماید:
یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیوة الدنیا و فی الآخره(38)
ثبات حالتی است که تا با ایمان همراه نگردد اطمینان نفس و در نتیجه طلب کمال میسر نمی شود، زیرا هر کس که در عقاید خود متزلزل باشد نمی تواند طالب کمال باشد، و ثبات ایمان عبارت است از حصول قطع به اینکه کامل و کمالی وجود دارد، و تا این قطع حاصل نشود طلب کمال وجود نمی گیرد، و تا تصمیم بر طلب کمال و ثبات در راه آن به دست نیاید و سیر و سلوک ممکن نیست، و کسی که تصمیم دارد ولی ثبات نداشته باشد مصداق این آیه است که خداوند می فرماید:
کالذی استهوته الشیاطین فی الارض حیران(39)
بلکه می توان گفت متحیر و سرگردان، تصمیم هم ندارد و تا به یک سمت معین رو نیاورد حرکت و سیر و سلوک از او صادر نمی شود و اگر هم حرکتی بکند حرکتی بی حاصل و بدون فائده است.
و اما علت ثبات یک فرد بصیرت درونی و اعتقاد به حقانیت عقاید خود و دریافت لذت نیل به کمال و ملکه(40) شدن این حالت درونی است به گونه ای که زوال نپذیرد، و بدین گونه است که از انسانهای ثابت قدم همواره اعمال صالح صادر می گردد.

فصل سوم : نیت

خدای تعالی درباره نیت می فرماید:
قل ان صلوتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین(41)
نیت به معنای قصد است و قصد حلقه اتصال بین علم و عمل می باشد. چرا که اگر کسی نداند که باید کاری را انجام دهد قصد انجام آن را نمی نماید و تا چنین قصدی نکند آن عمل صورت نمی گیرد، و مبدا سیر و سلوک قصد است و بایستی سالک مقصد معینی را در نظر بگیرد و چون مقصد کمال مطلق است باید نیت تقرب به حق تعالی باشد، زیرا که کامل مطلق ذات پاک اوست.
اگر چنین حالتی پیدا شد نیت بدون عمل از عمل بدون نیت بهتر خواهد بود، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
نیة المومن خیر من عمله(42)
چون نیت به منزله روح و عمل به منزله جسم است و باز آن حضرت فرمودند:
الاعمال بالنیات(43) چنانکه حیات جسم مشروط به وجود روح است، و فرمودند:
و لکل امری ء ما نوی و من کان هجرته الی الله و رسوله فهجرته الی الله و رسوله و من کانت هجرته الی الدنیا یصیبها او امرأة تزوجها فهجرته الی ما هاجر الیه(44)
و اما عمل خیری که با قصد قربت صورت بگیرد مقتضی حصول کمال است چنانکه خداوند می فرماید:
لا خیر فی کثیر من نجواهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بین الناس و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات الله فسوف نؤتیه اجرا عظیما(45)

فصل چهارم : صدق

خدای تعالی درباره صدق می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین(46)
صدق در لغت به معنای راست گفتن و وفای به عهد است، ولی در اینجا به معنای راستی در گفتار و در نیت و در تصمیم و هم در وفای به عهد و پیمان و نیز در همه حالات زندگی است، و صدیق کسی است که در همه این موارد که ذکر شد صدق به عنوان ملکه برای او حاصل شده باشد و در هیچ جا عین و اثری از ناراستی در او نتوان یافت.
عالمان و دانشمندان گفته اند: اگر کسی چنین باشد خوابهای او نیز همه راست و درست و خود مصداق:
رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه(47) خواهد بود و خداوند صدیقان را با پیامبران و شهیدان در یک ردیف ذکر فرموده است که می فرماید:
فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین(48)
و پیغمبران بزرگی مانند ابراهیم علیه السلام و ادریس علیه السلام را به عنوان صدیق معرفی می کند و می فرماید:
انه کان صدیقا نبیا(49)
درباره برخی از پیامبران نیز فرموده است:
و جعلنا لهم لسان صدق علیا(50)
و چون راستی و صداقت نزدیکترین راه به هدف می باشد کسی که در راه مستقیم سیر و سلوک کند کامیاب ترین افراد در راه رسیدن به مقصد خواهد بود انشاءالله.