فهرست کتاب


پای درس پروردگار (جلد دوازدهم)

استاد جلال الدین فارسی

25. سوره هفتاد و هشتم، معارج

به نام خداوند بخشنده مهربان
کسی خواستار عذابی شد که کافران دارند و از جانب خدا در حال وقوع است و هیچ کس دفع آن نتواند کرد، از جانب خدایی در حال وقوع است که راههای عروجی به سوی خود گشوده دارد و عروج فرشتگان و روح به سویش پنجاه هزار سال زمان می برد. بنابراین مقاومت کن مقاومت و تحملی زیبا، چون آنان آن وقوع را دور می پندارند و ما آن را نزدیک می دانیم.
زمانی که آسمان چون مس گداخته باشد و کوهها مثل پشم حلاجی شده و هیچ دوست صمیمی حال دوست عزیزش را نپرسد. آنان را بینایی و الکن بصیرت بخشند، تبهکار آرزو کند مگر بتواند برای نجات خودش از عذاب آن رخداد پسرانش را فدا دهد و همسرش را و برادرش را و قبیله و هم پیمانانش را که او را در پناه حمایت دارند و همه کسانی را که در روی کره زمین اند. نه، چنین چیزی امکان نپذیرد. آن آتشی شعله ور است، دست و پا و اعضا را در کام خود فرو می برد. کسی را به کامش فرو می کشد که پشت به درسهای ما کرد و روی از آن برتافت و مال گرد کرد و سپرده و گنجینه ساختش. چون انسان آزمند سیری ناپذیر آفریده شد به طوری که وقتی پیشامد ناگواری برایش رخ دهد ناله و زاری کند و وقتی پیشامد خوشی چون کسب مال داشته باشد بشدت بخل ورزد. مگر نمازگزاران (که از آن عذاب و این رفتار و زندگی مستثنی هستند) آن کسان که بر نمازشان ادامه دهند و آن کسان که در اموالشان حقی است معلوم برای گدا و محروم، و آن کسان که می گویند نظام هستی، پیدایش و زندگی راست است، و آن کسان که از عذاب پروردگارشان ترسان اند زیرا از عذاب پروردگارشان ایمن و آسوده خاطر نتوان بود، و آن کسان که شرمگاهشان را پاس داشته حرمت نهند مگر در مورد همسرشان یا کنیزشان که در این صورت قابل سرزنش نیستند - و هر کس پا از این مرز فرا نهد به جمع متجاوزان در آمده باشد - و آن کسان که امانت سپرده به خود و تعهداتشان را رعایت کنند و آن کسان که نمازشان را مواظبت نمایند. این گروه انسانی در بهشتها مورد عزت و احترام اند.(40)

26. سوره هفتاد و نهم، نبأ

به نام خداوند بخشنده مهربان
درباره چه از هم می پرسند؟ درباره آن گزارش وحشتناک که بر سرش با هم بحث دارند؟ چنان نشاید. باز هم چنان نشاید، بزودی خواهند دانست. مگر نه زمین را گاهواره ساختیم و کوهها را پایه، و شما را جفت آفریدیم و خواب شما را مایه آرامش کردیم و شب را پوشش و سپری، و روز را هنگام معیشت و کسب و کار، و بر فرازتان هفت آسمان مستحکم افراشتیم و چراغی درخشان قرار دادیم، و از ابرهای متراکم آبی ریزان فرو باریدیم تا بدان دانه و گیاه برویانیم و بوستانهایی با درختان در هم تنیده؟ بیگمان رخداد جدا شدن و فیصله یابی زمان معین و قطعی خود را دارد. رخدادی که طی آن در صور دمیده شود (فراخوان تکوینی هر کس به سرنوشت) تا دسته دسته بیایید و جهان برین گشوده شود تا دروازه ها و مراتبی باشد، و کوهها به رفتار آرند تا چون سراب باشد. بیگمان، دوزخ در انتظار باشد، برای جباران سرکش در برابر خدا فرجام باشد. دورانها در آن درنگ کنند. چیز خنک و نوشیدنی گوارایی در آن نچشند، و جز آبی جوشان و خونابه ای ندارند: کیفری در خور و مناسب حال. چه، آنان حسابی را امید نمی بردند و درسهای ما را می گفتند دروغ است و با چه اصراری. حال آن که هر چیز و عملی را شمارش و ثبت کرده کتابی تکوینی ساختیم که بر پایه اش: بچشید! و افزایشی جز در عذاب ندارید. بیگمان پرهیزگاران را پیروزیی است: گلزارها و تاکستانها، و دختران نارپستان همسن و سال، و جامی لبریز. در آن هستی، سخن بیهوده نشنوند و نه دروغی: پاداشی از پروردگارت و عطایی به حساب، از پروردگار آسمانها (جهانهای برین) و زمین (جهان طبیعی) و میان آن دو (یعنی جهان انسانی). آن خدای رحمان که (محشورشدگان) اجازه سخن گفتن با او ندارند. در آن رخداد که روح (یا صاحبان حیات طیبه، مسلمانان سیر تقرب به خدا یافته) در یک صف ایستد و فرشتگان در یک صف (متمایز از صف روح) ایستد (محشورشدگان از مؤمنان و کفار تا فرشتگان) سخن نگویند مگر کسی که خدای رحمان به وی اجازه داده باشد و خود صواب گوید. آن، رخداد واقع شده است.(41) پس هر کس خواست فرجامی به سوی پروردگارش برای خود تدارک کند (فرجامی نیک یابد). ما شما را از عذابی قریب الوقوع بیم دادیم از آن لحظه که آدمی می بیند که دستهایش چه تقدیم کرده و از پیش ساخته اند و کافر می گوید ایکاش خاکی بودم (و نه آدمی مسؤول و آگاه و توانا)!

27. سوره هشتادم مکی، نازعات

به نام خداوند بخشنده مهربان
به فرشتگانی سوگند که جان آدمی را به سرعت و با شدت می گیرند، تکاپوکنندگان پرتلاشی که در مدارهای جهان برین شناورند وانگهی پیش گیرندگانی پرشتاب اند تا رخدادی را تدبیر کرده (در جهان طبیعی و جهان انسانی) هستی بخشند. رخدادی که طی آن آن سخت لرزنده بشدت بلرزد، لرزش هولناک دیگری از پی اش آید. دلهایی طی آن مضطرب باشد، چشمهاشان فروهشته با نگاهی خیره به زمین، می گویند: آیا در حالی که ما در گوریم به حضرت حق باز برده شویم؟ آیا بگاهی که استخوانهای پوسیده ای باشیم؟! (در پاسخ به پرسش خود طرح افکنده) گفتند: آن در این صورت بازگشتی زیانبار باشد. جز این نباشد که یک هی کردن است و بس که ناگهان آنان در زمین صاف و هموار و نمایان قیامت اند(42)... چون آن رخداد بزرگ هولناک(43) فرا رسد، رخدادی که طی آن انسان آنچه را که انجام داده و راهی را که پیموده به یاد می آورد و دوزخ برای کسی که می بیند (تکویناً و ناخواسته) خود نماید آن کس که سر از فرمان خدا پیچید و زندگی دنیا را بر حیات بازپسین ترجیح داده برگزید دوزخش آشیان باشد. اما کسی که از ایستادن در حضرت پروردگارش ترسد و خود را از آز درون و علائق پست بر حذر داشت بهشتش آشیان باشد. از تو درباره قیامت می پرسند که چه وقت برپا شود؟ تو کجا باشی و خبرش؟ هنگام آن با پروردگار تو است. تو هشداردهنده ای بیش نیستی هشدار به کسی از آن رخداد بترسد. لحظه ای که آن را ببینند پندارند در دنیا جز شامگاهی یا چاشتگاهی درنگ نداشته اند (ادراکشان نسبت به زمان دگرگونه می شود).(44)