فهرست کتاب


پای درس پروردگار (جلد دوازدهم)

استاد جلال الدین فارسی

24. سوره هفتاد و هفتم، حاقه

به نام خداوند بخشنده مهربان
آن رخداد سزا آورنده. آن رخداد سزا آورنده کدام است؟ و تو چه دانی که آن رخداد سزا آورنده چه باشد؟ قوم ثمود و قوم عاد آن رخدادی را که در خانه هر کسی را می زند (مردن و انتقال به زندگی برزخی را) گفتند دروغ است. در نتیجه ثمود بوسیله جباری به هلاکت رسیدند، و قوم عاد بوسیله گردبادی سخت هلاک شدند که آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر سرشان مسلط ساخت تا از بن برکندشان چنان که آن قوم را می دید که در میان آن توفان مدهوش افتاده اند پنداری تنه های پوسیده خرما بن اند. اینک آیا کسی از آنها باقی می بینی؟ و فرعون، و پیش از او دیگران، و مردم تمدنهای ویران شده مرتکب خطاکاری شدند و فرستاده پروردگارشان را فرمان نبردند تا آنان را در قبضه کیفر دهی بفشرد. همچنین ما هنگامی که آب طغیان کرد شما را در آن کشتی برداشتیم تا آن را برایتان درسی آموزنده بسازیم و آن درس را گوش نیوشنده(38) ادراک تواند کرد. پس چون یک بار در صور بدمند و زمین و کوهها برداشته و برفتار شوند و هر دو یکباره شکسته شوند در آن هنگامه آن رخداد رخ بدهد و آسمان چند پاره شود در حالی که خود آن لحظه سست و گسیخته باشد و فرشتگان بر هر کرانه بیکرانه اش و عرش پروردگارت را در آن رخداد هشت فرشته بر فراز آن فرشتگان برداشته آرند. در این دم، شما را به نمایش گذارده آرند در حالی که ذره ای از کار و هستیتان پوشیده نباشد. پس هر کس هستی فرخنده ای داشته باشد خواهد گفت بیایید کارنامه را بخوانید چون من گمان بردمی که با حسابم روبرو خواهم گشت. پس او در زندگانی خرسنده کننده ای باشد در بهشت برینی با خوشه های آویخته که بخورید و بنوشید، نوش جانتان بسبب آنچه در روزگاران گذشته تدارک دیدید. و اما آن کس که هستی پلشتی داشته باشد خواهد گفت ای کاش کارنامه ام را به من نداده بودند و نمی دانستم حسابم چیست، ای کاش مردنم پایان هستی ام بود، مالم بکارم نیامد، سلطه ام از دستم برفت. بگیریدش، ببندیدش و به جهنم در اندازیدش و به زنجیری بدرازای هفتاد گز بکشیدش که او به خدای عظیم ایمان نمی آورد و مردم را به اطعام بیچارگان بینوا تشویق نمی کرد. او اینک در اینجا و این رخداد دوستی صمیمی ندارد و خوراکی جز خون چرکین ندارد همان که به خطاکاران اختصاص دارد. به آنچه می بینید و به آنچه نمی بینید سوگند که آن (درسی که محمد (ص) بر زبان می آورد) گفتار پیامبری بزرگوار (فرشته وحی) است و آن گفته شاعری نیست. اندکی درس یاد می گیرید. گفتاری است که از پروردگار عالمهای آفریدگان فرو فرستاده می شود. اگر او (یعنی محمد (ص)) حتی یکی سخن را از پیش خود به ما نسبت داده بود او را به قبضه فرخنده قدرتمان گرفته رگ قلبش را بریده بودیم و از میان شما کسی نبود که مانع این سرنوشتش شود. بعلاوه آن (گفتاری که محمد (ص) بر زبان می آورد) بیشک درسی است برای پرهیزگاران (و نه زشتکاران) و ستمکاران که پروایی از پستی، زشتی و ستم ندارند.) و البته ما می دانیم از شما عده ای هستند که درباره درسهای ما می گویند دروغ است، و این که برای کافران (به آن درسها) حسرتی باقی می ماند، و این که آن (محتوای آن درسها) حقیقتی یقینی است. بنابراین نام پروردگارت را که عظیم یگانه است به پاکی بستای.(39)

25. سوره هفتاد و هشتم، معارج

به نام خداوند بخشنده مهربان
کسی خواستار عذابی شد که کافران دارند و از جانب خدا در حال وقوع است و هیچ کس دفع آن نتواند کرد، از جانب خدایی در حال وقوع است که راههای عروجی به سوی خود گشوده دارد و عروج فرشتگان و روح به سویش پنجاه هزار سال زمان می برد. بنابراین مقاومت کن مقاومت و تحملی زیبا، چون آنان آن وقوع را دور می پندارند و ما آن را نزدیک می دانیم.
زمانی که آسمان چون مس گداخته باشد و کوهها مثل پشم حلاجی شده و هیچ دوست صمیمی حال دوست عزیزش را نپرسد. آنان را بینایی و الکن بصیرت بخشند، تبهکار آرزو کند مگر بتواند برای نجات خودش از عذاب آن رخداد پسرانش را فدا دهد و همسرش را و برادرش را و قبیله و هم پیمانانش را که او را در پناه حمایت دارند و همه کسانی را که در روی کره زمین اند. نه، چنین چیزی امکان نپذیرد. آن آتشی شعله ور است، دست و پا و اعضا را در کام خود فرو می برد. کسی را به کامش فرو می کشد که پشت به درسهای ما کرد و روی از آن برتافت و مال گرد کرد و سپرده و گنجینه ساختش. چون انسان آزمند سیری ناپذیر آفریده شد به طوری که وقتی پیشامد ناگواری برایش رخ دهد ناله و زاری کند و وقتی پیشامد خوشی چون کسب مال داشته باشد بشدت بخل ورزد. مگر نمازگزاران (که از آن عذاب و این رفتار و زندگی مستثنی هستند) آن کسان که بر نمازشان ادامه دهند و آن کسان که در اموالشان حقی است معلوم برای گدا و محروم، و آن کسان که می گویند نظام هستی، پیدایش و زندگی راست است، و آن کسان که از عذاب پروردگارشان ترسان اند زیرا از عذاب پروردگارشان ایمن و آسوده خاطر نتوان بود، و آن کسان که شرمگاهشان را پاس داشته حرمت نهند مگر در مورد همسرشان یا کنیزشان که در این صورت قابل سرزنش نیستند - و هر کس پا از این مرز فرا نهد به جمع متجاوزان در آمده باشد - و آن کسان که امانت سپرده به خود و تعهداتشان را رعایت کنند و آن کسان که نمازشان را مواظبت نمایند. این گروه انسانی در بهشتها مورد عزت و احترام اند.(40)

26. سوره هفتاد و نهم، نبأ

به نام خداوند بخشنده مهربان
درباره چه از هم می پرسند؟ درباره آن گزارش وحشتناک که بر سرش با هم بحث دارند؟ چنان نشاید. باز هم چنان نشاید، بزودی خواهند دانست. مگر نه زمین را گاهواره ساختیم و کوهها را پایه، و شما را جفت آفریدیم و خواب شما را مایه آرامش کردیم و شب را پوشش و سپری، و روز را هنگام معیشت و کسب و کار، و بر فرازتان هفت آسمان مستحکم افراشتیم و چراغی درخشان قرار دادیم، و از ابرهای متراکم آبی ریزان فرو باریدیم تا بدان دانه و گیاه برویانیم و بوستانهایی با درختان در هم تنیده؟ بیگمان رخداد جدا شدن و فیصله یابی زمان معین و قطعی خود را دارد. رخدادی که طی آن در صور دمیده شود (فراخوان تکوینی هر کس به سرنوشت) تا دسته دسته بیایید و جهان برین گشوده شود تا دروازه ها و مراتبی باشد، و کوهها به رفتار آرند تا چون سراب باشد. بیگمان، دوزخ در انتظار باشد، برای جباران سرکش در برابر خدا فرجام باشد. دورانها در آن درنگ کنند. چیز خنک و نوشیدنی گوارایی در آن نچشند، و جز آبی جوشان و خونابه ای ندارند: کیفری در خور و مناسب حال. چه، آنان حسابی را امید نمی بردند و درسهای ما را می گفتند دروغ است و با چه اصراری. حال آن که هر چیز و عملی را شمارش و ثبت کرده کتابی تکوینی ساختیم که بر پایه اش: بچشید! و افزایشی جز در عذاب ندارید. بیگمان پرهیزگاران را پیروزیی است: گلزارها و تاکستانها، و دختران نارپستان همسن و سال، و جامی لبریز. در آن هستی، سخن بیهوده نشنوند و نه دروغی: پاداشی از پروردگارت و عطایی به حساب، از پروردگار آسمانها (جهانهای برین) و زمین (جهان طبیعی) و میان آن دو (یعنی جهان انسانی). آن خدای رحمان که (محشورشدگان) اجازه سخن گفتن با او ندارند. در آن رخداد که روح (یا صاحبان حیات طیبه، مسلمانان سیر تقرب به خدا یافته) در یک صف ایستد و فرشتگان در یک صف (متمایز از صف روح) ایستد (محشورشدگان از مؤمنان و کفار تا فرشتگان) سخن نگویند مگر کسی که خدای رحمان به وی اجازه داده باشد و خود صواب گوید. آن، رخداد واقع شده است.(41) پس هر کس خواست فرجامی به سوی پروردگارش برای خود تدارک کند (فرجامی نیک یابد). ما شما را از عذابی قریب الوقوع بیم دادیم از آن لحظه که آدمی می بیند که دستهایش چه تقدیم کرده و از پیش ساخته اند و کافر می گوید ایکاش خاکی بودم (و نه آدمی مسؤول و آگاه و توانا)!