فهرست کتاب


پای درس پروردگار (جلد دوازدهم)

استاد جلال الدین فارسی

22. سوره هفتاد و چهارم، سجده

... بیگمان، پروردگار تو است که در رخداد قیامت میان آنان در مورد آنچه بر سرش اختلاف و کشمکش داشتند فیصله خواهد داد. آیا برای آنان پدیدار نشد که پیش از ایشان چه نسلهایی را هلاک کردیم که اکنون در خانه های آنان راه می روند؟ بیگمان در آن درسهایی است. آیا باز هم نمی شنوند؟!(34)

23. سوره هفتاد و پنجم، طور

به کوه طور سوگند و به کتابی نگاشته در برگی گسترده (به پهنا و درازای تاریخ بشر) و به آن خانه آبادان (کعبه و مسجد الحرام) و به آن سقف برافراشته و به آن دریای شعله ور(35) که عذاب پروردگارت در حال وقوع مستمر است. هیچ باز دارنده ای برای آن یافت نشود. رخداد حرکت آسمان آن هم چه حرکتی، و به رفتار آمدن کوهها چه رفتاری. پس وای به حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است در آن هنگامه. آن کسان که در محدوده ای به بازی فرو رفته اند. چون به آتش دوزخ کشانندشان چه کشاندنی که اینکه آن آتشی که می گفتید دروغ است.
آیا این هم جادوگری است یا شما کورید و نمی بینید؟ شعله ورش سازید با خودتان، تحملش کنید یا تحملش نکنید فرقی به حالتان ندارد. این سزای دقیق آن کارهایی است که می کردید. بیگمان، متقیان در بهشتها و نعمتهایند خوشحال و بذله گوی از آنچه پروردگارشان نصیبشان کرده است و به این خاطر که پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ در پناه خویش گرفته است. بخورید و بنوشید، گواراتان باد به خاطر آن کارها که انجام می دادید. تکیه زده بر تختهای آراسته در کنار هم نهاده و در همسری زیبارویان سپیدی که چشمانی درشت دارند. و کسانی که ایمان آوردند و فرزندان و نوادگانشان با ایمان خویش گام در پی آنان نهادند آن فرزندان و نوادگان را در کنارشان نهادیم و چیزی از پاداش اعمالشان کم نگذاشتیم، هر کسی با آنچه انجام داده و به آن نائل گشته در پیوندی مستحکم است. و از خوان نعمتمان آن گونه میوه و گوشتی را که دوست می دارند به دامنشان ریختیم در آن بر سر جامی کشمکش می کنند که نه هذیانی می آورد و نه به بزهکاری برمی انگیزد. و پیرامونشان نوجوانانی به خدمت در گردش اند که پنداری مروارید ناسفته اند. و هر یک روی به دیگری آورده احوال یکدیگر می پرسند و می گویند: ما پیش از این در میان خویشاوندان و قوم خود (از خطر همرنگی با آنها) بیمناک و نگران بودیم ولی خدا با اعطای نعمتی گرانبها به ما (نعمت آموزه های وحیانی اش) ما را از عذاب شعله سرکش در پناه گرفت، چون ما پیش از این دست دعا به حضرت او برمی افراشتیم، براستی یگانه دارای نیکی بیکران مهربان او باشد. بنابراین تدریس کن زیرا تو بشکرانه نعمت پروردگارت نه کاهنی و نه مبتلا به اختلال ذهنی. یا می گویند شاعری است که انتظار می کشیم روزی بمیرد. بگو: انتظار کشید که من هم با شما در انتظارم (در انتظار وعده الهی)(36)... پس به حال خود بگذارشان تا با رخداد مربوط به خودشان رویارو شوند رخدادی که طی آن مدهوش گردند (یعنی ابتدای رخداد عظیم و هولناک قیامت). رخدادی که در آن حیله های خصمانه شان هیچ کاربرد مثبتی نداشته باشد و یاری هم نشوند. و شک نیست که کسانی که ستم کردند پیش از آن (پیش از قیامت) عذابی دارند (عذاب دوزخ برزخی) ولی بیشترشان از آن ناآگاه اند. و به خاطر حکم پروردگارت مقاومت داشته باش چون بیگمان تو زیر نظر و عنایت مایی. و چون از خواب شبانگاهی برخاستی پروردگارت را به پای بستای (و نماز بگزار) و از شب هنگام هم او را بستای و از پی بر آمدن ستارگان (هنگام غروب آفتاب).(37)

24. سوره هفتاد و هفتم، حاقه

به نام خداوند بخشنده مهربان
آن رخداد سزا آورنده. آن رخداد سزا آورنده کدام است؟ و تو چه دانی که آن رخداد سزا آورنده چه باشد؟ قوم ثمود و قوم عاد آن رخدادی را که در خانه هر کسی را می زند (مردن و انتقال به زندگی برزخی را) گفتند دروغ است. در نتیجه ثمود بوسیله جباری به هلاکت رسیدند، و قوم عاد بوسیله گردبادی سخت هلاک شدند که آن را هفت شب و هشت روز پیاپی بر سرشان مسلط ساخت تا از بن برکندشان چنان که آن قوم را می دید که در میان آن توفان مدهوش افتاده اند پنداری تنه های پوسیده خرما بن اند. اینک آیا کسی از آنها باقی می بینی؟ و فرعون، و پیش از او دیگران، و مردم تمدنهای ویران شده مرتکب خطاکاری شدند و فرستاده پروردگارشان را فرمان نبردند تا آنان را در قبضه کیفر دهی بفشرد. همچنین ما هنگامی که آب طغیان کرد شما را در آن کشتی برداشتیم تا آن را برایتان درسی آموزنده بسازیم و آن درس را گوش نیوشنده(38) ادراک تواند کرد. پس چون یک بار در صور بدمند و زمین و کوهها برداشته و برفتار شوند و هر دو یکباره شکسته شوند در آن هنگامه آن رخداد رخ بدهد و آسمان چند پاره شود در حالی که خود آن لحظه سست و گسیخته باشد و فرشتگان بر هر کرانه بیکرانه اش و عرش پروردگارت را در آن رخداد هشت فرشته بر فراز آن فرشتگان برداشته آرند. در این دم، شما را به نمایش گذارده آرند در حالی که ذره ای از کار و هستیتان پوشیده نباشد. پس هر کس هستی فرخنده ای داشته باشد خواهد گفت بیایید کارنامه را بخوانید چون من گمان بردمی که با حسابم روبرو خواهم گشت. پس او در زندگانی خرسنده کننده ای باشد در بهشت برینی با خوشه های آویخته که بخورید و بنوشید، نوش جانتان بسبب آنچه در روزگاران گذشته تدارک دیدید. و اما آن کس که هستی پلشتی داشته باشد خواهد گفت ای کاش کارنامه ام را به من نداده بودند و نمی دانستم حسابم چیست، ای کاش مردنم پایان هستی ام بود، مالم بکارم نیامد، سلطه ام از دستم برفت. بگیریدش، ببندیدش و به جهنم در اندازیدش و به زنجیری بدرازای هفتاد گز بکشیدش که او به خدای عظیم ایمان نمی آورد و مردم را به اطعام بیچارگان بینوا تشویق نمی کرد. او اینک در اینجا و این رخداد دوستی صمیمی ندارد و خوراکی جز خون چرکین ندارد همان که به خطاکاران اختصاص دارد. به آنچه می بینید و به آنچه نمی بینید سوگند که آن (درسی که محمد (ص) بر زبان می آورد) گفتار پیامبری بزرگوار (فرشته وحی) است و آن گفته شاعری نیست. اندکی درس یاد می گیرید. گفتاری است که از پروردگار عالمهای آفریدگان فرو فرستاده می شود. اگر او (یعنی محمد (ص)) حتی یکی سخن را از پیش خود به ما نسبت داده بود او را به قبضه فرخنده قدرتمان گرفته رگ قلبش را بریده بودیم و از میان شما کسی نبود که مانع این سرنوشتش شود. بعلاوه آن (گفتاری که محمد (ص) بر زبان می آورد) بیشک درسی است برای پرهیزگاران (و نه زشتکاران) و ستمکاران که پروایی از پستی، زشتی و ستم ندارند.) و البته ما می دانیم از شما عده ای هستند که درباره درسهای ما می گویند دروغ است، و این که برای کافران (به آن درسها) حسرتی باقی می ماند، و این که آن (محتوای آن درسها) حقیقتی یقینی است. بنابراین نام پروردگارت را که عظیم یگانه است به پاکی بستای.(39)