فهرست کتاب


پای درس پروردگار (جلد دوازدهم)

استاد جلال الدین فارسی

21. سوره هفتاد و دوم، انبیا

... بگو: من فقط بوسیله وحی به شما هشدار می دهد و کران فراخوانی را که محتوایش هشدار باشد نشوند. و البته هر گاه باد عذاب پروردگارت دامنشان را بگیرد خواهند گفت: ای وای بر ما چه ستمکار بودیم. و در رخداد قیامت میزانهای عادلانه سنج را بنهیم تا بر هیچ کس ذره ای ستم نرود و عمل را هر چند همسنگ دانه خردلی باشد فرا میزان آوریم، و کافی است ما حسابگر باشیم.(33)

22. سوره هفتاد و چهارم، سجده

... بیگمان، پروردگار تو است که در رخداد قیامت میان آنان در مورد آنچه بر سرش اختلاف و کشمکش داشتند فیصله خواهد داد. آیا برای آنان پدیدار نشد که پیش از ایشان چه نسلهایی را هلاک کردیم که اکنون در خانه های آنان راه می روند؟ بیگمان در آن درسهایی است. آیا باز هم نمی شنوند؟!(34)

23. سوره هفتاد و پنجم، طور

به کوه طور سوگند و به کتابی نگاشته در برگی گسترده (به پهنا و درازای تاریخ بشر) و به آن خانه آبادان (کعبه و مسجد الحرام) و به آن سقف برافراشته و به آن دریای شعله ور(35) که عذاب پروردگارت در حال وقوع مستمر است. هیچ باز دارنده ای برای آن یافت نشود. رخداد حرکت آسمان آن هم چه حرکتی، و به رفتار آمدن کوهها چه رفتاری. پس وای به حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است در آن هنگامه. آن کسان که در محدوده ای به بازی فرو رفته اند. چون به آتش دوزخ کشانندشان چه کشاندنی که اینکه آن آتشی که می گفتید دروغ است.
آیا این هم جادوگری است یا شما کورید و نمی بینید؟ شعله ورش سازید با خودتان، تحملش کنید یا تحملش نکنید فرقی به حالتان ندارد. این سزای دقیق آن کارهایی است که می کردید. بیگمان، متقیان در بهشتها و نعمتهایند خوشحال و بذله گوی از آنچه پروردگارشان نصیبشان کرده است و به این خاطر که پروردگارشان آنان را از عذاب دوزخ در پناه خویش گرفته است. بخورید و بنوشید، گواراتان باد به خاطر آن کارها که انجام می دادید. تکیه زده بر تختهای آراسته در کنار هم نهاده و در همسری زیبارویان سپیدی که چشمانی درشت دارند. و کسانی که ایمان آوردند و فرزندان و نوادگانشان با ایمان خویش گام در پی آنان نهادند آن فرزندان و نوادگان را در کنارشان نهادیم و چیزی از پاداش اعمالشان کم نگذاشتیم، هر کسی با آنچه انجام داده و به آن نائل گشته در پیوندی مستحکم است. و از خوان نعمتمان آن گونه میوه و گوشتی را که دوست می دارند به دامنشان ریختیم در آن بر سر جامی کشمکش می کنند که نه هذیانی می آورد و نه به بزهکاری برمی انگیزد. و پیرامونشان نوجوانانی به خدمت در گردش اند که پنداری مروارید ناسفته اند. و هر یک روی به دیگری آورده احوال یکدیگر می پرسند و می گویند: ما پیش از این در میان خویشاوندان و قوم خود (از خطر همرنگی با آنها) بیمناک و نگران بودیم ولی خدا با اعطای نعمتی گرانبها به ما (نعمت آموزه های وحیانی اش) ما را از عذاب شعله سرکش در پناه گرفت، چون ما پیش از این دست دعا به حضرت او برمی افراشتیم، براستی یگانه دارای نیکی بیکران مهربان او باشد. بنابراین تدریس کن زیرا تو بشکرانه نعمت پروردگارت نه کاهنی و نه مبتلا به اختلال ذهنی. یا می گویند شاعری است که انتظار می کشیم روزی بمیرد. بگو: انتظار کشید که من هم با شما در انتظارم (در انتظار وعده الهی)(36)... پس به حال خود بگذارشان تا با رخداد مربوط به خودشان رویارو شوند رخدادی که طی آن مدهوش گردند (یعنی ابتدای رخداد عظیم و هولناک قیامت). رخدادی که در آن حیله های خصمانه شان هیچ کاربرد مثبتی نداشته باشد و یاری هم نشوند. و شک نیست که کسانی که ستم کردند پیش از آن (پیش از قیامت) عذابی دارند (عذاب دوزخ برزخی) ولی بیشترشان از آن ناآگاه اند. و به خاطر حکم پروردگارت مقاومت داشته باش چون بیگمان تو زیر نظر و عنایت مایی. و چون از خواب شبانگاهی برخاستی پروردگارت را به پای بستای (و نماز بگزار) و از شب هنگام هم او را بستای و از پی بر آمدن ستارگان (هنگام غروب آفتاب).(37)