فهرست کتاب


پای درس پروردگار (جلد دوازدهم)

استاد جلال الدین فارسی

9. سی و دومین سوره مکی، مرسلات

به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به فرشتگان پیام آوری که پیاپی (در جهان برین به سرعت روان اند تا پیام را به قلب مبارک رسول خدا رسانند و) چون توفانی بوزند و در همان حال انتشاری بی نهایت تند دارند و هستی اشیاء و موجودات را حد می بخشند و متمایزشان می سازند و درسی را (به قلب مبارک حضرتش) القا می کنند که یا حجتی است و یا تهدید هشدار دهنده ای که آنچه به شما وعده داده می شود در حال وقوع و رخ دادن است (و اختصاصی به فردای امروز ندارد.) پس هنگامی که ستارگان را درخشش باز گیرند و جهان برین خزائنش را بگشاید و کوهها فرو پاشد و پیامبران (در اعراف که بخشی از عالم برزخ است) از زمان (برپایی قیامت) خبر یابند. برای چه رخدادی تعیین وقت شده باشد؟ برای رخداد جدا سازی. و چه دانی تو که رخداد جدا سازی چه باشد؟ در آن رخداد بدا به حال کسانی که درسهای ما را می گفتند دروغ است. مگر ما نسلهای پیشین را هلاک (و وارد دوزخ برزخی) نکردیم، وانگهی نسلهای آینده را به آنها ملحق می سازیم؟ بدینسان با مجرمان رفتار کنیم. وای به حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است در آن رخداد. مگر نه شما را از آبی ناچیز و پست آفریدیم و آن را در جایگاه محفوظی تا زمان معینی قرار دادیم؟ آری توانستیم، پس ما خوب تواناییم. وای در آن رخداد بر کسانی که درسهای ما (و زندگانی آخرت و برپایی قیامت) را می گویند دروغ است. مگر نه زمین را در بر گیرنده انواع موجودات و هستی ها ساختیم، در بر گیرنده زندگان (جانوران، گیاهان، آدمیان...) و مردگان (و جمادات مختلف) و در آن لنگرهای سر به فرا کشیده پی ریختیم و شما را آبی خوشگوار نوشاندیم؟ در آن رخداد سترگ بدا به حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است. راه بیافتید به طرف آنچه می گفتید دروغ است، بروید به سایه سرشاخه ای که نه سایبان است و شهپری در برابر شعله آتشی که شراره های کاخ آسا می زند پنداری شترانی زرد فام است. در آن رخداد وای بر حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است. این رخداد جدا سازی است که در آن شما را با نسلهای گذشته تاریخ بشر گرد آورده ایم. اینک هر نقشه و تدبیری دارید علیه من بکار برید. بدا به حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است در آن رخداد. بیشک پرهیزگاران زیر سایه اند و چشمه ساران دارند و غرقه میوه هایی که میلش را دارند. بخورید و نوش جان کنید به خاطر آن کارهایی که می کردید. براستی آن طور مردم احسان کننده را پاداش دهیم. در آن رخداد وای به حال آنهایی که می گویند درسهای ما دروغ است. مدت کوتاهی بخورید و لذت ببرید چون شما تبهکارید. وای در آن رخداد بر کسانی که می گویند درسهای ما دروغ است و وقتی به آنها گفته می شود رکوع کنید (و به نماز ایستید) سر فرو نیاورده نماز نگزارند. در آن رخداد بدا به حال کسانی که می گویند درسهای ما دروغ است. پس، از قرآن که بگذرند به کدام گفتاری ایمان می آورند.

10. سی و ششمین سوره مکی، قمر

به نام خداوند بخشنده مهربان
رخداد قیامت نزدیک شد و ما بشکافت. و اگر معجزه ای ببینند روی بگردانند و گویند: جادویی است که دوام دارد. و درسهای ما را گفتند دروغ است و علائق پستشان را پیروی کردند، و هر کاری پایان گیرد و به فرجامی انجامد. و چنین روی داد که خبرهایی به آنان داده شد که در آن مایه گریز و پرهیز هست، حکمتی رسا و به کمال است اما آن هشدار دادنها فایده ای نبخشد. بنابراین روی از آنان برتاب، زمانی که آن فراخواننده به چیزی سخت ناخوشایند و ناگوار فرا می خواند چشمانشان فرو آویخته و ذلت زده باشد (سرافکنده باشند)، از گور (یا زندگی برزخی) چنان به زندگی قیامت تحول یابند که پندارهای دسته های ملخ پراکنده در افق اند شتابنده به سمت آن فرا خواننده و کافران گویند: این رخدادی بس دشوار است.(7)

11. چهلمین سوره مکی، یس

به نام خداوند بخشنده مهربان
... و می گویند اگر راست می گویید این وعده چه زمانی رخ می دهد؟ انتظار نکشند مگر یک بانگ فراخوان (به زندگی یا دوزخ برزخی) را که گریبانشان را بگیرد در حالی که با هم گلاویزند بطوری که نه سفارش و وصیتی توانند کرد و نه جواب کس و کارشان را توانند داد. (و در رخداد بعدی که قیامت باشد) در صور دمیده شد تا ناگهان آنان از گورها به حضرت پروردگارشان بشتافتند. گفتند: وای بر ما چه کسی ما را از مرقدمان برخیزانده زنده کرد؟ این همان است که خدای رحمان به ما وعده داد و پیامبران راست گفتند. جز یک بانگ فراخوان نبود که همه آنان در حضرت ما حاضر آمدند. امروز به هیچ کس ستم نرود و جز آنچه انجام می دادید پاداش و کیفر نگیرید. بهشتیان در این رخداد اندر کارها شادان و نازان اند. آنان با همسرانشان زیر سایه بانها بر تختهای آراسته تکیه زده اند، در بهشت میوه ای دارند و هر چه آرزو کنند هست. سلامی به گفتار از پروردگار مهربان. و هان ای تبهکاران! اینک از دیگران جدا مانید. مگر متعهدتان نکردم که ای آدمیان شیطان را نپرستیده اطاعتش نکنید چون او دشمن آشکار شماست، و این که مرا پرستیده اطاعت کنید.
این، راه راست قامت رفتن است؟ و چنین اتفاق افتاد که گروههای انبوهی از شما را از راه بدر برد و گمراه کرد، آیا شما خرد بکار نمی بردید؟ این آن دوزخ است که به شما وعده داده می شد. به آن در افتید اینک به آن سبب که ناباوری و ناسپاسی می نمودید. امروز بر دهانشان مهر نهیم و دستهایشان با ما سخن گویند و پاهایشان گواهی دهند که چه می کردند. و اگر مشیت ما باشد چشمهای آنها را نابینا کنیم تا راه را جستجو کنند اما نیابندش. و اگر مشیت ما باشد در جایگاهشان در نظام هستی میخکوب کنیم (تا قادر به تقرب و انحطاط نباشند) تا راه پیش و پس نداشته باشند. و هر که را عمر دراز دهیم خلقتش را به پس بگردانیم، آیا در نمی یابند؟! و ما به او (محمد (ص)) شعر نیاموختیم و سزاوار و زیبنده او هم نیست. این که به او آموختیم جز درسی و قرآنی روشنگر نیست تا کسی را که زنده (به حیات آدمیت که شاخصه اش تفکر و تعقل است) باشد هشدار دهد و حکم تکوینی بر کافران (به این درس وحیانی) تحقق یابد.(8)