فهرست کتاب


پای درس پروردگار (جلد دوازدهم)

استاد جلال الدین فارسی

8. سوره سی ام مکی، قیامت

به نام خداوند بخشنده مهربان
به رخداد قیامت سوگند می خورم، نه و به خود سرزنشگر سوگند می خورم، نه. مگر آدمی پندارد که استخوانهایش را هرگز فراهم نخواهیم آورد؟! آری، ما قادریم که حتی انگشتانش را بسازیم. واقعیت این است که این آدمی می خواهد پیش از رخداد قیامت زشتکاری کند، می پرسد: رخداد قیامت چه زمانی است؟ جوابش این که زمانی که برق از چشم (کافر منکر زشتکار) بپرد، و ماه بیفسُرَد و خورشید و ماه گرد هم آرند (یا در هم ادغام کنند)، در آن رخداد آدمی گوید: به کجا بگریزم! گمشو! سنگر و جای فراری نیست! در این رخداد به حضرت پروردگارت باید ایستاد. آن انسان (کافر و غیرش) را در آن رخداد خبر دهند که چه انجام داد و ذخیره آخرت ساخت و چه مسئولیت را پس پشت انداخت. واقعیت این است که آدمی از خودش آگاهی و نسبت به خودش بصیرت و بینایی دارد هر چند بهانه ها آورد. آن (درسهای ما) را زمزمه مکن تا هر چه زودتر حفظش کنی. چون جمع آوری آن و قرائت مجددش (برای این که در حافظه ات ثبت و ضبط گردد) بر عهده ماست. بنابراین هر گاه آن را قرائت کردیم باید قرائتش را سبق بری. وانگهی بیان آن (درسها) بر عهده ماست (نه بر عهده تو). چنان نیست (که کافران پندارند) واقعیت این است که شما به زندگی گذرای بدست عشق می ورزید و زندگانی بازپسین را رها می کنید...(6)

9. سی و دومین سوره مکی، مرسلات

به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به فرشتگان پیام آوری که پیاپی (در جهان برین به سرعت روان اند تا پیام را به قلب مبارک رسول خدا رسانند و) چون توفانی بوزند و در همان حال انتشاری بی نهایت تند دارند و هستی اشیاء و موجودات را حد می بخشند و متمایزشان می سازند و درسی را (به قلب مبارک حضرتش) القا می کنند که یا حجتی است و یا تهدید هشدار دهنده ای که آنچه به شما وعده داده می شود در حال وقوع و رخ دادن است (و اختصاصی به فردای امروز ندارد.) پس هنگامی که ستارگان را درخشش باز گیرند و جهان برین خزائنش را بگشاید و کوهها فرو پاشد و پیامبران (در اعراف که بخشی از عالم برزخ است) از زمان (برپایی قیامت) خبر یابند. برای چه رخدادی تعیین وقت شده باشد؟ برای رخداد جدا سازی. و چه دانی تو که رخداد جدا سازی چه باشد؟ در آن رخداد بدا به حال کسانی که درسهای ما را می گفتند دروغ است. مگر ما نسلهای پیشین را هلاک (و وارد دوزخ برزخی) نکردیم، وانگهی نسلهای آینده را به آنها ملحق می سازیم؟ بدینسان با مجرمان رفتار کنیم. وای به حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است در آن رخداد. مگر نه شما را از آبی ناچیز و پست آفریدیم و آن را در جایگاه محفوظی تا زمان معینی قرار دادیم؟ آری توانستیم، پس ما خوب تواناییم. وای در آن رخداد بر کسانی که درسهای ما (و زندگانی آخرت و برپایی قیامت) را می گویند دروغ است. مگر نه زمین را در بر گیرنده انواع موجودات و هستی ها ساختیم، در بر گیرنده زندگان (جانوران، گیاهان، آدمیان...) و مردگان (و جمادات مختلف) و در آن لنگرهای سر به فرا کشیده پی ریختیم و شما را آبی خوشگوار نوشاندیم؟ در آن رخداد سترگ بدا به حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است. راه بیافتید به طرف آنچه می گفتید دروغ است، بروید به سایه سرشاخه ای که نه سایبان است و شهپری در برابر شعله آتشی که شراره های کاخ آسا می زند پنداری شترانی زرد فام است. در آن رخداد وای بر حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است. این رخداد جدا سازی است که در آن شما را با نسلهای گذشته تاریخ بشر گرد آورده ایم. اینک هر نقشه و تدبیری دارید علیه من بکار برید. بدا به حال کسانی که درسهای ما را می گویند دروغ است در آن رخداد. بیشک پرهیزگاران زیر سایه اند و چشمه ساران دارند و غرقه میوه هایی که میلش را دارند. بخورید و نوش جان کنید به خاطر آن کارهایی که می کردید. براستی آن طور مردم احسان کننده را پاداش دهیم. در آن رخداد وای به حال آنهایی که می گویند درسهای ما دروغ است. مدت کوتاهی بخورید و لذت ببرید چون شما تبهکارید. وای در آن رخداد بر کسانی که می گویند درسهای ما دروغ است و وقتی به آنها گفته می شود رکوع کنید (و به نماز ایستید) سر فرو نیاورده نماز نگزارند. در آن رخداد بدا به حال کسانی که می گویند درسهای ما دروغ است. پس، از قرآن که بگذرند به کدام گفتاری ایمان می آورند.

10. سی و ششمین سوره مکی، قمر

به نام خداوند بخشنده مهربان
رخداد قیامت نزدیک شد و ما بشکافت. و اگر معجزه ای ببینند روی بگردانند و گویند: جادویی است که دوام دارد. و درسهای ما را گفتند دروغ است و علائق پستشان را پیروی کردند، و هر کاری پایان گیرد و به فرجامی انجامد. و چنین روی داد که خبرهایی به آنان داده شد که در آن مایه گریز و پرهیز هست، حکمتی رسا و به کمال است اما آن هشدار دادنها فایده ای نبخشد. بنابراین روی از آنان برتاب، زمانی که آن فراخواننده به چیزی سخت ناخوشایند و ناگوار فرا می خواند چشمانشان فرو آویخته و ذلت زده باشد (سرافکنده باشند)، از گور (یا زندگی برزخی) چنان به زندگی قیامت تحول یابند که پندارهای دسته های ملخ پراکنده در افق اند شتابنده به سمت آن فرا خواننده و کافران گویند: این رخدادی بس دشوار است.(7)