فهرست کتاب


پای درس پروردگار (جلد دوازدهم)

استاد جلال الدین فارسی

2. هفتمین سوره مکی، اعلی

... بزودی برایت درسهایی خواهیم داد که فراموشش نخواهی کرد مگر آنچه خدا بخواهد زیرا او پیدا را و آنچه را پنهان است بداند. و تو را روانه حالت رهایش و آسانی خواهیم کرد. بنابراین درس بده آنجا که درس معنوی سودمند افتد. کسی درس گیرد که بترسد (از آلایش به پستی، بدی، زشتی و بُعد از خدا) و آن مخالف ترین از آن درس تن زند همان که آن آتش بزرگ را هیمه شود برافروزد(1) وانگهی در آن نه بمیرد و نه زندگی کند.(2) یقیناً کسی پیروز گردد که رشد معنوی یابد و نام پروردگارش را یاد کند پس نماز بگزارد. واقعیت این است که زندگی دنیا را ترجیح داده برمی گزینید حال آن که زندگانی بازپسین بهتر است و ماندگارتر. بیگمان این (حقایق و آموزه ها) در کتابهای پیشین هست کتابهای ابراهیم و موسی.

3. نهمین سوره مکی، فجر

... سوگند... آیا در آن میان سوگندی برای یک خردمند هست؟ مگر ندیدی که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟ با اهالی ارم آن شهر پرستون که در هیچ کشوری نظیرش ساخته نشد، و با... تا سرانجام پروردگارت تازیانه عذاب بر سرشان نواخت؟ بیگمان پروردگارت در کمین است. اما آدمی هنگامی که پروردگارش او را از ره آزمایش گرامی بدارد و نعمت فراوان دهد گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت. ولی زمانی که او را از ره آزمایش روزه به اندازه دهد گوید: پروردگارم مرا خوار و تحقیر کرد. چنان نیست! حقیقت این است که شما یتیم را گرامی نداشته چیزی نمی بخشیدش و یکدیگر را به اطعام بیچاره برنمی انگیزید و میراث را (که دسترنج و فرآورده نسلهای گذشته و ملک عمومی بشریت است) یکجا می بلعید و به ثروت عشق می ورزید چه ورزیدنی! چنین شایسته نیست! هنگامی که جهان طبیعی پاره پاره و شکسته شود آن در هم شکستن را و پروردگارت در حالی که فرشتگان لایه به لایه فرا کار آمده اند بی واسطه عوامل جهان طبیعی امرش بتحقق پیوندد و در آن رخداد دوزخ آورده شود در آن رخداد آدمی درس گیرد و بیاد آرد - و درس و یادگیری او را چه سود! - گوید: کاش برای زندگانیم چیزی فرا پیش نهاده بودمی! در آن رخداد عذابش را هیچ کس نکشد و نه بندیش را هیچ کس بندی شده باشد. هان! ای خود اطمینان یافته! به حضرت پروردگارتان باز گرد خشنود و پسندیده، و به جرگه پرستندگان مطیعم در آی و به بهشتم اندر آی.

4. سیزدهمین سوره مکی، عادیات

به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به اسبان تیز تک نفس زننده ای که برق از سمشان می جهد و بامدادان به دشمن شبیخون زده بدین کار گرد از پی برانگیزند تا بنا گه خود را به اردوی خصم افکنند که این آدمی نسبت به پروردگارش ناسپاس باشد و خود بر این حق نشناسی گواه و از آن آگاه باشد و براستی او از عشق به مال سخت بخیل و فرو بسته دست است. مگر نمی داند هنگامی که آنچه در گورستان (یا عالم برزخ) باشد برشورد و آنچه در دلهاست فرا پیش آرند و بازنگرند قطعاً پروردگارشان در آن دم از کارشان کاملاً خبردار است؟!