فهرست کتاب


اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت (جلد اول)

میرزا حسن ابوترابی‏

جریح عابد (نجات، با رضایت مادر)

یکی از جریانات عبرت آموز تاریخ بنی اسرائیل جریان عابدی به نام جریج عابد است که بخاطر بی اعتنایی به مادر عذابی الهی در دنیا مبتلا شد اما، سر انجام با پی بردن به اشتباه خویش و بازگشت به سوی خدا از بلای الهی نجات یافت.
داستان جریح عابد را شیخ صدوق(قدس سرة) با واسطه از امام باقر (علیه السلام) چنین نقل می کند:
در بنی اسرائیل عابدی بود که جریح نام داشت و در صومعه ای مشغول عبادت بود، روزی این عابد در حال نماز بود که مادرش او را صدا زد، جواب مادر را نداد، مادرش او را رها کرد و رفت. پس از مدتی دوباره آمد و او را صدا زد اما باز به مادرش اعتنایی نکرد، بار سوم مادرش آمد و او را صدا زد، این بار هم جوابش را نداد و با او سخنی نگفت، اما این بار مادرش در حالی از او دور شد که می گفت: از معبود بنی اسرائیل می خواهم که ترا خوار گرداند! فردای آن روز زن بدکاره ای به نزد آن عابد آمد و کنار صومعه او نشست عابد به او اعتنایی نکرد اما، آن زن که کودکی در بغل داشت ادعا کرد: این فرزند از آن جریح است.
این خبر در بنی اسرائیل شایع شد، مردم گفتند: آری، کسی که مردم را به خاطر زنا، ملامت می کند حال خودش زنا کرده است. خبر به حاکم رسید سرانجام حاکم دستور داد عابد را به دارد بکشند، در این هنگام، مادر این عابد در حالیکه بر صورت خود لطمه می زد جلو آمد، عابد به مادرش گفت: مادرم ساکت شو. که همه آنچه می کشم به خاطر نفرین توست. مردم که این سخن را شنیدند، نفهمیدند مراد او چیست.
اینجا بود که عابد گفت: کودک را نزد من بیاورید آن را آوردند به او گفت: پدر تو کیست؟ کودک به زبان آمد و گفت: پدر من فلان چوپان است که فرزند فلانی است و بدینوسیله خدای متعال، آن عابد را از اتهامی که به او زده بودند نجات یافت پس از این جریان جریح سوگند خورد که از این پس مادر خود را رها نکند و تا آخر عمر خدمتگزار او باشد(205).

عبرت این داستان

یکی از عوامل خوشبختی و بدبختی دنیوی و اخروی، خشنودی و ناخشنودی حق داران است حق والدین در این میان، اساسی ترین است و مادر بالاترین نقش را در این باره دارد، نمونه های بسیاری از نقش رضایت و عدم رضایت پدر و مادر در سعادت و شقاوت انسانها در تاریخ اسلام وجود دارد. این نمونه ها به تاریخ اسلام اختصاص ندارد، اقوام و ملل پیشین هم، از آن متاثر بوده اند.
درباره نقش خشنودی و ناخشنودی پدر و مادر در زندگی فرزندان در روایات ما، مطالب زیادی آمده است که یکی از آنها، تأثیر در طول عمر و عزت و آبرو در دنیاست که این داستان با این نتیجه ارتباط دارد و در برخی از جریانات تاریخی صدر اسلام نمونه هایی از تأثیر رضایت و عدم رضایت پدر و مادر در حسن و سوء عاقبت آمده است. داستان سعدبن معاذ از این قبیل است.

حکایتی شنیدنی(درباره عاقبت پرهیزکاران)

یکی از حکایت های جالب و خواندنی از تاریخ بنی اسرائیل که با حسن عاقبت پرهیزکاران مرتبط است حکایتی است که امام صادق (علیه السلام) آن را چنین بیان فرموده اند:
در بنی اسرائیل مردی بود که زیاد می گفت، الحمدلله رب العالمین و العاقبة للمتقین، ابلیس از این کار غضبناک شد و شیطانی را به سراغ او فرستاد. آن شیطان به او گفت: عاقبت از آن اغنیاء است، آن مرد بنی اسرائیل نپذیرفت و حرف خود را تکرار کرد، قرار شد با اولین کسی که روبرو می شوند، دعوای خود را مطرح کنند تا او بین آنها داوری کند. با (اولین) شخصی که ملاقات کردند، دعوی خود را مطرح ساختند آن شخص گفت: عاقبت از آن اغنیاء است، شیطان دست آن مرد را قطع کرد، آن مرد برگشت در حالیکه (باز) می گفت: الحمدلله رب العالمین و العاقبة للمتقین شیطان به آن مرد گفت: باز هم حاضری به قرار قبلی برگردی. گفت: آری، اما این بار با دست دیگرم، هر دو به راه افتادند به فرد دیگری برخورد کردند. باز، آن مرد بنی اسرائیلی محکوم شد و دست دیگرش هم قطع شد، آن مرد بنی اسرائیلی برگشت و همچنان می گفت: الحمدلله رب العالمین و العاقبة للمتقین، شیطان باز هم به او گفت: آیا حاضری این بار به شرط قطع گردن کسی را داور قرار دهیم، آن مرد گفت: آری. به راه افتادند کسی را مانند فرد قبلی دیدند که گفت: من بودم که این داوری را کردم، آن دو، قضیه (و اختلاف) خود را با او در میان گذاشتند، آن فرد دستی بر (جای) دو دست آن مرد بنی اسرائیلی کشید، هر دو دست او به بدنش برگشت، سپس گردن آن خبیث را زد و گفت: (آری)، چنین است: عاقبت از آن متقین است(206).
نکته
محتوای این داستان از عجائب تاریخ بشریت است این که شیطان به صورت انسانی درآید و بتواند در جان و بدن انسان ها تصرف کند امری غیررایج و شگفت آور است اما، نمونه هایی از این عجائب در صدر اسلام نیز وجود داشته و طبق روایات در تاریخ بنی اسرائیل اینگونه امور غیررایج گاهی اتفاق می افتاده است البته پس از دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و در دوران غیبت چنین اتفاقاتی کمتر به گوش می رسد ولی نمی توان گفت که اصلا وجود ندارد.