فهرست کتاب


زندگانی خاتم الاوصیاء

باقر شریف قرشی‏ ابوالفضل اسلامی (علی)

نشریات مهدی سودانی

او نشریاتی بین مردم سودان پخش کرد و آنان را به سوی خود دعوت نمود ، و یکی از آن منشورات این است :
الحمدلله الوالی و الصلاة علی سیدنا محمد و آله مع التسلیم و بعد : چ
از بنده نیازمند به خدای متعال محمد مهدی فرزند عبدالله به سوی دوستانش که به خدا و کتاب او مومن می باشند ! اما بعد : مخفی نیست که زمان ، تغییر کرده و سنتها رها شده است ! و هیچ فرد با ایمان و زیرکی به این اوضاع رضایت نمی دهد بلکه سزاوار است که جهت اقامه دین و سنن ، ترک وطن شود و عاقل در این موضوع ، سستی نمی کند ؛ زیرا غیرت اسلامی ، انسان مومن را بر آن وادار می کند ...
دوستانم ! همچنانکه خدا در ازل قضا کرده ، بر این بنده حقیرش ، خلافت کبرای خدا و رسول را عنایت کرده است و سید کاینات مرا خبر داده که من مهدی منتظر هستم و مرا در حضور خلفای چهارگانه روی تخت نشانده است در حالی که قطبها و خضر - علیهم السلام - هم وجود داشته اند ....
و خدا مرا با فرشتگان و اولیایش - زنده ها و مرده ها - از زمان آدم تا زمان ما تأیید کرده است. و همچنی افراد با ایمان از جن ...
سپس سید کاینات مرا خبر داده که خدا علامت مهدویت را در من قرار داده است و آن خالی است که روی راست صورتم می باشد . و همچنین علامت دیگری قرار داده است و او آن است که در وقت جنگ ، پرچمی از نور که به وسیله عزرائیل حمل می شود ، در کنار من قرار می گیرد و به آن ، یارانم ثابت قدم می شوند . و رعب در دلهای دشمنانم می افتد و هر کس که با عداوت ، با من برخورد کند ، خدا او را ذلیل می کند.
سپس پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلم - به من گفته است که تو از نور دل من آفریده شده ای ! پس هر کس که سعادتی دارد ، تصدیق می کند که من مهدی منتظر هستم و اما کسانی که در دل ، جاه طلبی و نفاق دارند ، مرا تصدیق نمی کنند ! پیغمبر گفته است که مال دوستی و مقام دوستی ، نفاق را در قلب می رویاند همچنانکه آب، سبزی را می رویاند .
و در روایت آمده است : اگر عالمی را دیدید که دنیا طلب است ، او را بر دین خودتان متهم کنید .
و در روایت آمده است که خداوند می فرماید : مرا از عالمی که دنیا دوستی ، او را مست کرده است ، نپرسید وگرنه از راه محبت من باز می دارد ، به درستی که اینان قطاع الطریق می باشند .
دوستانم ! وقتی که امر خلافتم درست شد ، سید کاینات فرمانم داده که به جبل قدیر هجرت کنم و در آنجا به تمام مکلفین ، نامه عمومی بنویسم و لذا به امرا و شیوخ دین ، مکاتبه نمودم ، اشقیا مرا انکار کردند ولی صدیقها مرا تصدیق نمودند .... و از آنجایی که امر ، امر خداست و مهدویت را خداوند برای بنده حقیر ذلیل محمد مهدی فرزند عبدالله اراده کرده است ، پس باید آن را تصدیق کرد....
شیخ محی الدین ابن عربی در تفسیر بر قرآن می گوید : علم مهدی همانند علم به ساعت محشر است که وقت آن را فقط خدای متعال می داند.
شیخ احمد بن ادریس می گوید : ....از آن طرف خارج می شود که نمی دانند و در حالی می آید که انکارش می کنند..... .
و باید بدانید که من از نسل رسول خدا هستم ؛ زیرا از طرف پدر ، حسنی و از طرف مادر ، عباسی می باشم !.... (132)
این منشور ، دلالت می کند بر اینکه این سودانی ، افترا و دروغهای زیادی به پیغمبر اسلام نسبت داده و در دریایی از اوهام و ساختگیها فرو رفته است .

تسلط او بر سودان

مهدی سودانی ، جنگهای سختی با حاکم سودان به راه انداخت و رئوف پاشای مصری را شکست داد ، سپس حکومت مصر ، سپاه دیگری را به فرماندهی جیقلر پاشا بافاری اعزام کرد که آنان هم شکست خوردند . و لشکر سومی از مصر به فرماندهی هیکس پاشا عازم نبرد با سودانی شدند که آنان نیز متحمل شکست شدند و در نتیجه سودان در تسلط کامل مهدی سودانی وام درمان قرار گرفت و می رفت که بر مصر غلبه کند ....

مرگ مهدی سودانی

مهدی سودانی شب چهارشنبه ، چهارم ماه رمضان 1302 قمری ، تب تیفوس گرفت و در نهم همان ماه، روز دوشنبه مرد و عبدالله تعایشی (133) را خلیفه خود کرد و او آدم بی سوادی بود و بعد از مرگ سودانی ، از مردم بیعت گرفت ! و بدینسان حیات وی پایان یافت و او برجسته ترین شخصیت در جهان عرب بود که ادعای مهدویت و نیابت عام از رسول خدا را نمود .