فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

چند روایت در اهمیت رازداری

1 - امام صادق (ع) فرمود:
من اذاع علینا حدیثنا فهو بمنزلة من جحد حقنا
: هر کس اخبار ما را (نزد مخالفان در موارد خطر ) فاش کند، مانند کسی است که حق ما را انکار نموده است . (401)
2 - امام باقر (ع) فرمود: بنده ای در قیامت محشور می شود، با اینکه در دنیا خونی نریخته، به اندازه یک حجامت یا بیشتر خون به او بدهند و بگویند: این سهم تو از خون فلانکس است که در دنیا ریخته شده .
آن بنده عرض می کند: خدایا!تو می دانی که من در دنیا تا آخر عمر، خون کسی را نریخته ام، به او گفته می شود:
بلی سمعت من فلان روایة کذا و کذا، فرویتها علیه فنقلت حتی صارت الی فلان الجبار فقتله علیها، و هذا سهمک من دمه
: آری تو از فلانکس روایت چنین و چنان را شنیدی و آن را به ضرر او نقل کردی، و زبان به زبان گشت تا اینکه به سمع فلان ستمگر رسید، و آن ستمگر او را به خاطر آن روایت کشت، اکنون ( در خون او شریک شده ای ) این سهم تو از خون او است . (402)
3 - امام صادق (ع) فرمود:
من اذاع علینا شیئا من امرنا فهو کمن قتلنا عمدا و لم یقتلنا خطأ
: کسی که چیزی از امر ما را ( در موارد خطر ) فاش سازد، او همانند کسی است که از روی عمد - نه از روی خطا - ما را کشته است . (403)

سه: فرازهایی از رازداری امامان (ع)

در اینجا به چند فراز رازداری امامان (ع 9 توجه کنید:

فراز نخست:

بعضی از اصحاب امامان (ع) به عنوان صاحب سر (اصحاب راز امام ) شناخته شده اند، مانند کمیل نسبت به حضرت علی (ع)، و زراره نسبت به امام صادق (ع) و ...، با توجه به اینکه این اصحاب افرادی بسیار قرص دهن بودند و رازها را فاش نمی ساختند . زرارة بن اعین، از شاگردان برجسته و از یاران بزرگ امام صادق (ع) بود، او می گفت:
و الله لو حدثت بکل ما سمعته من ابی عبدالله لا تتفخت ذکور الرجال علی الخشب
: سوگند به خدا اگر آنچه را از امام صادق (ع) شنیده ام فاش سازم، بدنهای انباشته شده مردان بر روی چوبه های دار قرار می گیرد
(یعنی افراد زیادی کشته می شوند) . (404)
امام صادق (ع) برای حفظ جان زراره، گاهی در ملأعام او را به بدی یاد می کرد و سرزنش می نمود، و ناگهان شایع می شد که امام صادق (ع) از زراره دوری جسته است .
ولی این گونه روش امام صادق (ع) یکنوع رازداری و استتار برای حفظ جان زراره و امثال او بود.
از این رو در روایات آمده: امام صادق (ع) به عبدالله بن زراره فرمود: انتقاد ما از پدرت برای حفظ جان او از خطر سلطان است، و گرنه پدرت در نزد ما دارای مقام ارجمندی است، انتقاد من از او و امثال او همانند سوراخ کردن کشتی توسط خضر است، که او می خواست با معیوب ساختن کشتی، آن کشتی را از دست مأموران ستمگر حاکم آن عصر نجات داده و به دست صاحبانش برساند [ که داستانش در قرآن سوره کهف آیه 71 و 79 آمده است ] (405)