فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

1 - راز داری نظامی

راز داری نظامی در اسلام به قدری مهم است که افشای آن، به عنوان خیانت به خدا و رسول خدا (ص) ، مطرح شده، چنانکه در آیه 27 سوره انفال می خوانیم:
یا ایها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول ...
ای کسانی که ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر (ص) خیانت نکنید .
این آیه در مورد یکی از اصحاب پیامبر (ص) به نام ابو لبابه نازل شده، که یکی از اسرار نظامی را نزد دشمن فاش کرد .
توضیح اینکه: هنگامی که پیامبر (ص) به مدینه هجرت کرد، یکی از دشمنان پر کینه آن حضرت، یهودیان بودند، که همچون ستون ششم دشمن، در داخل مرکز اسلامی، در هر فرصتی بر ضد اسلام تلاش می کردند، و کار شکنی می نمودند، سرانجام پیامبر (ص) تصمیم گرفت، آنها را از اطراف مدینه تبعید کند، و گردنکشان آنها را به قتل برساند.
یهودیان بنی قریظه در قلعه خود، در محاصره شدید سپاه اسلام بودند، طایفه اوس از پیامبر (ص) خواستند تا آنها را ببخشد.
پیامبر (ص) به آنها فرمود: آیا راضی هستید که حکمیت در این مورد را به یکی از افراد شما (از طایفه اوس ) واگذارم؟
طایفه اوس جواب مثبت دادند، پیامبر (ص) ((سعد بن معاذ را که مجروح جنگی بود، برای این کار تعیین کرد، ولی بنی قریظه حکمیت سعد را نپذیرفتند، به پیامبر (ص) پیام دادند که ابولبابه را بفرست، تا با او مشورت کنیم، پیامبر (ص) ابولبابه را برای مشورت، نزد آنها فرستاد، آنها اطراف ابولبابه (را که سابقه دوستی با آنها داشت ) گرفتند، و اظهار عجز و بی تابی کردند، و از جمله به او گفتند: آیا ما به حکمیت سعد بن معاذ راضی شویم؟ .
ابولبابه گفت: مانعی ندارد، ولی با دست اشاره به گردن کرد، یعنی تسلیم شدن به حکم سعد همان و گردن زدن همان!.
به این ترتیب ابولبابه یکی از رازهای نظامی سپاه اسلام را - آن هم با اشاره - فاش کرد، و همین افشای راز، او را به عنوان خائن به خدا و رسول، معرفی نمود، و آیات 27 و 28 سوره انفال در سرزنش او نازل شد .
ابولبابه، هماندم توبه کرد، و از شدت شرم نزد رسول خدا (ص) نرفت، و یکراست به مسجد رفت و خود را به یکی از ستونهای مسجد بست و مدت ده تا پانزده روز به مناجات و راز و نیاز پرداخت و از درگاه خدا خواست تا توبه اش را بپذیرد، سرانجام آیه 102 سوره توبه نازل شد و قبول شدن توبه او، به او اعلام گردید، و برای جبران گناه فاش نمودن یکی از رازهای نظامی، یکسوم اموالش را صدقه داد، و از اینکه به چنین گناهی مبتلا شده، سخت پریشان و شرمنده و پشیمان بود . (386)
یکی دیگر از مواردی که در قرآن در رابطه با افشای راز نظامی، به آن اشاره شده، ماجرای حاطب بن ابی بلتعه و زنی به نام ساره در سال ششم هجرت می باشد، توضیح اینکه: حاطب بن ابی بلتعه از یاران شجاع پیامبر (ص) و دارای سوابق درخشان بود، از جمله اینکه، او در مکه مسلمان شد و تنها به مدینه هجرت کرد، اما خانواده و اموالش را در مکه بجای گذاشت .
مشرکان قریش به خانواده او در مکه پیشنهاد کردند که برای حاطب نامه بنویس، تا حاطب در پاسخ نامه، آنان را از تصمیم پیامبر (ص) در مورد حمله مسلمانان به مکه و فتح مکه آگاه سازد، آنها نامه ای نوشتند، و مشرکان آن نامه را توسط یک زن خواننده به نام ساره به مدینه فرستادند.
ساره به صورت فقیر با کمال مخفی کاری به مدینه آمد و مخفیانه نامه را به حاطب رسانید و منتظر جواب نامه ماند، حاطب جواب نامه را به صورت کوتاه نوشت، و در آن جواب، یکی از رازهای نظامی ارتش اسلام را، برای دشمن فاش ساخت، و آن این بود که نوشت: پیامبر (ص) قصد جنگ و فتح مکه را دارد .
ساره نامه را گرفت و مخفیانه از مدینه خارج شده و به سوی مکه گریخت، پیامبر (ص) از راه وحی از ماجرا آگاه شد، و به سه نفر یعنی علی (ع)، زبیر، و مقداد دستور داد تا به طور سریع حرکت کنند و آن زن را در مسیر راه در هر کجا که دیدند دستگیر کرده و نامه را از او بگیرند .
این سه سزباز رشید اسلام حرکت کردند، و در نقطه ای به نام روضة خاخ به زن رسیدند، او را تفتیش کردند، سرانجام او از ترس هیبت علی (ع) نامه را از میان تابهای گیسوانش بیرون آورد و به علی (ع) داد، علی (ع) با شتاب به مدینه بازگشت و نامه را به پیامبر (ص) رسانید و ساره از حرکت توقیف شد .
پیامبر (ص) حاطب را احضار کرد و به او فرمود: این نامه مال تو است، چرا چنین کردی؟ .
حاطب معذرت خواهی کرد و گفت: حقیقت این است که من از آن روز که مسلمان شدم . تاکنون به شما خیانت نکردم، ولی نظر به اینکه اموال و خویشان و خانواده ام در مکه هستند، به خاطر اینکه از آزار قریش در امان بمانند چنین نمودم.
در این هنگام آیات آغاز سوره ممتحنه در سرزنش حاطب به خاطر افشای راز نازل گردید، که در آیه نخست می خوانیم:
یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء ...
: ای کسانی که ایمان آورده اید دشمن و دشمن خویش را دوست خود قرار ندهید ...
یکی از اصحاب پیامبر (ص) برخاست و گفت: ای رسول خدا!اجازه بده گردن این منافق (حاطب ) را بزنم!
ولی نظر به اینکه حاطب، عذر خواهی کرد و گفت: این کار من به خاطر دوستی با کفار نبود، بلکه به خاطر حفظ اموال و خویشانم از گزند دشمن بود، و نظر به اینکه حاطب سابقه درخشان داشت و از جنگجویان جنگ بدر بود، پیامبر (ص) از او صرف نظر کرد و فرمود: او از جنگجویان بدر است و خداوند نظر لطف خاصی به آنها دارد (387)
آری رازداری نظامی آنچنان مهم است که پیامبر اسلام (ص) با نهایت تلاش و دقت، از فاش شدن آن جلوگیری کرد، و عامل فاش سازی یعنی حاطب را با اینکه سوابق درخشان داشت محکوم نموده و مورد سرزنش قرار داد .

2- رازداری سیاسی و عقیدتی

در همه دینا معمول است که گاهی افراد مبارز و شجاعی، در برابر ستمگران در فشار و تنگنا قرار می گیرند، و در برابر آنها از روش استتار استفاده می کنند، روشهای چریکی و برنامه های سری، در قیافه های مختلف برای مبارزه، یک روش عقلی و منطقی است، زیرا هیچ عقلی اجازه نمی دهد که افرادی وقتی خود را در خطر شدید دیدند،خود را آشکارا نشان دهند، بلکه با پوششهای مختلف خود را حفظ می کنند و نیروهای خود را برای فرصت های مناسب، ذخیره می نمایند، این روش سیاسی که گاهی عقیدتی نیز هست، همان تقیه است که در اسلام اهمیت بسیار به آن داده شده است . امامان شیعه (ع) به پیروی از روش پیامبر اسلام (ص) بسیار استفاده می کردند، و آن را توصیه می نمودند تا آنجا که امام علی (ع) رادمرد جهاد و شمشیر، در سخنی می فرماید:
التقیة من افضل اعمال المؤمن یصون بها نفسه و اخوانه عن الفاجرین
: تقیه از بهترین کارهای مؤمن است، که مؤمن در پرتو آن، خود و برادران دینی خود را از گزند مجرمان حفظ می کند . (388)
و امام حسین (ع) بزرگترین چهره درخشان انقلابی تاریخ و جهان، در سخنی می فرماید:
لو لا التقیة ما عرف ولینا من عدونا
: اگر تقیه نبود، دوست ما از دشمن شناخته نمی شد . (389)
تقیه در موارد لازم، یک نوع رازداری سیاسی و عقیدتی است که نه تنها دلیل عجز و تسلیم و عقب نشینی نیست، بلکه یکنوع سپر دفاعی برای ذخیره سازی نیروها و تغییر شکل مبارزه است، بر همین اساس امام صادق(ع) فرمود:
ان التقیة ترس المؤمن، و التقیة حرز المؤمن
: همانا تقیه، سپر و نگهدار مؤمن است . (390)
با توجه به اینکه، سپر ابزاری است که در میدان جنگ و جهاد از آن استفاده می شود، این تشبیه بیان کننده نقش تقیه و رازداری در راستای جهاد و مبارزه می باشد .
در اینجا برای روشن شدن این بحث، ماجرای اصحاب کهف، و ماجرای مبارزات ابوطالب پدر بزرگوار حضرت علی (ع) را یاد آور می شویم که آنها با راز داری سیاسی و عقیدتی خود، در پشت سپر تقیه، اکثر استفاده را برای حمایت از حق نمودند، و در پرتو آن نتائج درخشانی را بدست آوردند، که اگر این سپر را رها می کردند یک صدم آن نتائج نصیبشان نمی شد، و بر همین اساس به پاداش دو چندان در پیشگاه خدا نائل شدند، چنانکه امام صادق (ع) فرمودند:
جبرئیل نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت؛ای محمد!پروردگارت سلام می رساند و می فرماید: اصحاب کهف، ایمان خود را ( در برابر طاغوت ستمگر عصرشان ) مخفی می داشتند، و اظهار کفر می نمودند (391) خداوند دو چندان به آنها اجر داد، همانا ابوطالب (نیز) ایمان خود را می پوشانید و اظهار شرک می نمود، خداوند به او (نیز) پاداش دو چندان می دهد، و در پایان در شأن ابوطالب فرمود:
و ما خرج من الدنیا حتی اتته البشارة من الله بالجنة
: ابوطالب از دنیا نرفت مگر اینکه از جانب خداوند، مژده بهشت برای او آورده شد . (392)
با توجه به اینکه: حضرت ابوطالب (ع) از آغاز بعثت تا سال دهم که سال وفاتش بود، تا آخرین توان و نفس، از پیامبر اسلام (ص) دفاع کرد، و سپر دفاعی بزرگ و ستبری برای پیامبر اسلام (ص) بود، و همه دفاعها و مبارزات او در پشت سپر تقیه صورت می گرفت، و در ظاهر اظهار ایمان نمی کرد، و با حفظ این راز، به حمایت خود ادامه می داد . از این رو در این راستا به توفیقات سرشاری نائل شد .
اکثر امامان شیعه در شرائط بسیار سختی زندگی می کردند، و غالبا در برابر طاغوتها و دژخیمهای آنها در حال تقیه به سر می بردند، و برای حفظ کیان تشیع از هیچ چیزی مانند تقیه و رازداری استفاده نکردند، از این رو با تعبیرات و تأکیدات مختلف، به آن سفارش می نمودند
امام سجاد (ع) فرمود:
وددت و الله انی افتدیت خصلتین فی الشیعة لنا ببعض لحم ساعدی: النزق و قلة الکتمان
: سوگند به خدا دوست دارم برای (نابودی ) دو خصلت در میان شیعیانم، قسمتی از گوشت بازویم را فدا کنم: 1 - شتابزدگی و بی حوصلگی 2 - کمی راز نگهداری . (393)
یعنی: اگر ممکن باشد حاضرم قسمتی از گوشت بازویم را کسی از من بگیرد، و دو خصلت (پر حوصلگی و رازداری ) را به شیعه بدهد.
البته نباید فراموش کرد که گاهی تقیه حرام است و افشاگری واجب می باشد، نهضت امام حسین (ع) و افشاگری های افرادی مانند ابوذر غفاری، میثم تمار، عمر و بن حمق و حجر بن عدی و ... بر اساس همین بود که آنها در مواردی که افشاگری و قیام علنی واجب و لازم بود، به آن اقدام نمودند، از جمله مواردی که باید سد تقیه را شکست و بجای کتمان، فریاد زد، آنجا است که حفظ خون مؤمن، به فریاد و افشاگری بستگی داشته باشد، لذا از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده فرمودند:
انما جعلت التقیة لتحقن بها الدم، فاذا بلغت التقیة الدم فلا تقیة
: همانا تقیه برای آن قرار داده شده تا به وسیله آن، خون مؤمنان حفظ شود، پس هرگاه تقیه کردن موجب خون ریزی گردد، در آنجا تقیه روا نیست.

3 - راز داری اخلاقی

برای اینکه گناه در جامعه، عادی و معمولی نشود و جنبه عمومی پیدا نکند، و محیط از گناه و آثار آن سالم بماند، و آبروی افراد حفظ گردد، و پیامدهای شوم و خطرناک آشکار شدن گناه، بروز ننماید، اسلام با تأکید فراوان به ستر گناه و پوشیدن عیوب همدیگر دستور داده، و آن را از واجبات اخلاقی دانسته است، و به عکس پرده دری و فاش ساختن گناهان دیگران را از گناهان بزرگ به شمار آورده است.
در قرآن آیه 19 نور می خوانیم:
ان الذین یحبون ان تشیع الفا حشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الآخرة
: همانا کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم شایع شود، عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است .
تعبیر به یحبون (کسانی که دوست دارند فحشاء شود) به جای جمله کسانی که این کار را انجام می دهند، بیانگر نهایت تأکید اسلام است به اینکه مؤمنان مراقب باشند و عیب دیگران را فاش ننمایند، و حتی در ذهن و مغز خود، به چنین فکری علاقه نداشته باشند. امامان شیعه (ع) خیلی چیزها را از مردم می دانستند، ولی مقید بودند که آبروی افراد حفظ گردد، آنها می گفتند، خداوند ستار العیوب است، شما نیز عیوب همدیگر را بپوشانید .جامعه از اشاعه گناه، ضربه های بسیار خورده، و پیامدهای شوم افشای گناه، بسیار زشت و کمرشکن است، از این رو در اسلام به کنترل زبان، سکوت، قرص دهنی، سر پوشی تأکید فراوان شده است .
به عنوان مثال: دختری در نوجوانی با جوان نامحرمی گفتگو کرده و لبخندی زده، بعد توبه کرده و شوهر نموده، حال اگر یک جاهل بی معرفت، نزد شوهر آن دختر برود، و ذهن او را خراب کند و به او بگوید: من فلان وقت دیدم، همسر تو با فلان جوان سخن می گفت و می خندید، چنین کاری هم آبروی دختر را نزد شوهرش پائین می آورد، و هم ذهن شوهر را آلودمی کند، و ای بسا موجب کشمکش ها، نزاعها، طلاق و دهها حادثه شوم دیگر گردد، که همه آنها بر اثر پرده دری پدید آمده است، که اگر فرهنگ ستر عیب و رازداری اخلاقی، بود، هرگز چنین حوادث تلخی بروز نمی کرد . این یک مثال کوچکی بود، که به روشنی پیامدهای تلخ و رنج آور پرده دری را تبیین می کند.
از این رو امامان شیعه (ع) با شدت از این گناه بزرگ جلوگیری می کردند، و به پرده پوشی سفارش می نمودند، به عنوان نمونه:
1- امیرمؤمنان علی (ع) فرمود:
جمع خیر الدنیا و الآخرة فی کتمان السر و مصادقة الاخیار
: سعادت دنیا و آخرت در دو چیز جمع شده: 1 - پرده پوشی 2 - دوستی با نیکان. (394)
2 - حضرت رضا (ع) فرمود:
مؤمن به کمال ایمان نمی رسد مگر اینکه دارای سه خصلت شود: 1 - دارای سنتی از خدایش گردد 2 - دارای سنتی از رسول خدا (ص) شود، 3 - و دارای سنتی از ولی خدا (امامان) گردد :
فالسنة من ربه کتمان سره ...
: اما سنت خدایش، پرده پوشی است ، اما سنت رسول خدا (ص) مدارا کردن با مردم است، اما سنت ولی خدا (امامان) صبر و استقامت در برابر حوادث سخت و تلخ است . (395)
3 - امام صادق (ع) فرمود:
کفوا السنتکم : زبانهای خود را کنترل کنید. (396)