فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز چهارم:

در عصر امام هادی (ع)، یک نفر از اهالی قزوین به نام فارس بن حاتم ، با دروغ بافی و فتنه انگیزی، مردم را می فریفت و دین آنها را سست می کرد، و می گفت: من دارای آئین حق هستم و از آئین من پیروی کنید .
این خبر به امام هادی (ع) رسید، آن حضرت پس از لعنت کردن او چنین اعلان کرد: خون او هدر است، هر کس او را بکشد من بهشت را برای او ضمانت می کنم .
تا اینکه امام هادی (ع) یکی از دوستانش به نام ابو جنید را دید و به او فرمود: این مبلغ پول را بگیر و با آن اسلحه تهیه کن، و نزد فارس برو و او را بقتل برسان .
ابو جنید دستور امام (ع) را اجرا کرد، و فارس بن حاتم را هنگام بیرون آمدن از مسجد، غافلگیر کرده و کشت، در همان وقت عده ای به ابوجنید مشکوک شدند و او را دستگیر کردند، ولی چون هیچگونه دلیلی بر قاتل بودن او نیافتند، او را آزاد ساختند .
از آن پس، امام حسن عسکری (ع) توسط وکلای خود، مبلغی پول مقرر کرد، تا ماهانه به او بپردازند . (380)

فراز پنجم:

عصر حضرت رضا (ع) بود، در خراسان زنی که زینب نام داشت به دروغ ادعا کرد که من زینب از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (س) هستم و اخاذی می کرد، مردم خراسان در مورد او مشکوک شدند، خبر این واقعه به حضرت رضا (ع) رسید، به دستور آن حضرت، آن زن را احضار کردند، امام رضا (ع) ادعای او را تکذیب کرد و فرمود: این زن دروغگو است
آن زن با کمال گستاخی و سفاهت، به امام رضا (ع) گفت: همان گونه که تو در نسب من ایراد گرفتی من نیز در نسب تو ایراد می گیرم، تو نیز فرزند رسول خدا (ص) نیستی .
این سخن جسورانه غیرت علوی امام رضا (ع) را به جوش آورد، در آن وقت، امیر خراسان مکان وسیعی به نام برکة السباع (باغ وحش ) داشت که یاغیان را دستگیر کرده و در آنجا جلو درندگان می افکندند تا مجازات شوند، امام رضا(ع) شخصا دست آن زن دروغگو را گرفت و او را نزد همان امیر آورد، و فرمود: این زن دروغگو است و از نسل علی (ع) و فاطمه (س) نیست، کسی که حقیقتا پاره تن آنها است، گوشت بدن او بر درندگان حرام است، او را به باغ وحش جلو درندگان بیندازید، اگر او در ادعای خود راستگو باشد، درندگان به او نزدیک نمی شوند و گرنه او را متلاشی خواهند کرد .
هنگامی که آن زن، این سخن را شنید، به امام رضا (ع) گفت: اگر تو راست می گویی، کنار آن درندگان برو، که آنها نزدیک تو نیایند و تو را نمی درند .
امام رضا (ع) دیگر با او سخن نگفت و هماندم برخاست و به سوی باغ وحش حرکت کرد، امیر عرض کرد: کجا می روی؟
فرمود: به برکة السباع (باغ وحش)می روم، سوگند به خدا کنار درندگان می روم .
امیر و مأموران و غلامان همه اجتماع کردند و در باغ وحش را گشودند، امام رضا (ع) به باغ وحش که در زمین گودی قرار داشت، فرود آمدند، حاضران از بالا، صحنه را نگاه می کردند، وقتی که امام (ع) وارد باغ وحش شد، درندگان از روی تواضع و احترام بر روی دم خود نشستند، آن حضرت کنار یکی یکی از آنها می رفت و بر پشت و سر آنها دست مرحمت می کشید، و آن درندگان همچنان در برابر امام (ع) اظهار تواضع فروتنی می کردند تا امام کنار همه آنها رفت و دست بر پشت آنها کشید، سپس بیرون آمد و در میان جمعیت ناظران، قرار گرفت، آنگاه امام رضا(ع) به امیر فرمود: اکنون به این زن دروغگو بگو وارد باغ وحش شود، تا روشن گردد که ادعای او راست است یا دروغ؟ .
در این هنگام آن زن با داد و فریاد، از رفتن به باغ وحش امتناع ورزید، امیر و اعوان او، آن زن را به زور به باغ وحش افکندند، درندگان به سوی او جهیدند و او را دریدند . (381)
نظیر این واقعه با اندکی تفاوت، در مورد امام هادی (ع) در عصر متوکل رخ داده است . (382)
این وقایع بیانگر شدت برخورد امامان (ع) با دغلبازان، و فریب کاران است که بر اساس دروغ و انحراف، در جامعه به فریب مردم می پرداختند، و به جای حقیقت، ره افسانه را می پیمودند .

درس بزرگی که این اصل به ما می آموزد

این اصل، یعنی اصل واقع نگری و تکیه بر واقعیات، نه بر فریب و امور واهی و سست و خرافی، به ما می آموزد که مردم باید به پیروی از امامان (ع) به دنبال هر دعوتی نروند، و به سخن هر کس گوش فرا ندهند، از دیر زمان تا امروز دغلبازانی به صورتهای مختلف مانند رمالی، معرکه گیری، طالع چینی، فال گیری، شعبده بازی و کف بینی و ... به اخاذی پرداخته و می پردازند و با اراجیف و بافندگی های پر از نیرنگ خود، بر سر راه ما و شما دامها گسترده اند، مراقب باشیم که به این دامها نیفتیم، و زندگی شیرین و استوار خود را با امور واهی و پوچ، بر باد ندهیم .
بخصوص بانوان توجه کنند که طالع بین ها جیب آنها را خالی نکنند، و ران سالم آنها را آلوده و پریشان نسازند، و گاه زنانی با قیافه های زهد و دین، به صورتهای مختلف مانند اینکه خواب نما شده و امثال آن به سراغ شما می آیند، آنها را از خود برانید که شیادانی دغلباز برای اخاذی نزد شما آمده اند، همیشه واقع بین و واقع گرا باشید، تا مبادا در دام سالوس و فریب دغلبازان بیفتید .