فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

سه: فرازهایی از شیوه امامان در برخورد با امور بی اساس

امامان شیعه (ع) همیشه و همواره شیوه زندگی خود را بر اساس واقعیات تنظیم می کردند، و هرگز در روش آنها فریبکاری، و نیرنگ و امور بیهوده از قبیل فال، طالع، رمالی و شعبده و ... دیده نشد، آنها حتی شوخی بیهوده و بی فایده نکردند، و سراسر زندگیشان از جزئی و کلی، آمیخته با حکمت و پند بود، به عنوان مثال: اگر معاویه در جنگ صفین از راه حیله و نیرنگ وارد شد و دستور داد قرآنها را سر نیزه کنند، و با این ظاهرسازی و دغلبازی وارد شد، ولی حضرت علی (ع) در هیچ شرائطی - هر چند خیلی سخت باشد - خود را به چنین کارها و امثال آن نیالود، اینکه در اینجا به چند فراز از شیوه زندگی امامان (ع) در این رابطه توجه کنید:

فراز نخست:

عصر حکومت امیرمؤمنان حضرت علی (ع) بود، مردی در کوفه نزد آن حضرت آمد و گفت: در کوفه دو نفر از مسلمانان را دیدم که در برابر بت نماز می خواندند . ( که یک نوع عبادت بیهوده است )
امام علی (ع) فرمود: شاید اشتباه می کنی و چیز دیگری بر تو مشتبه شده است ، آنگاه آن حضرت یک نفر را برای تحقیق به آنجا که آنها نماز می خواندند فرستاد، او رفت و دید همان گونه است گزارش داده اند، دو نفر در برابر بت نماز می خوانند، آنها را نزد حضرت علی (ع) آورد، آن حضرت به آنها فرمود:
در برابر بت نماز نخوانید، و از این عقیده دست بردارید .
آنها از عقیده سخیف خود بازنگشتند، حضرت علی (ع) گودالی آماده کرد و آن گودال را پر از آتش شعله ور ساخت، و آن دو نفر را در میان آن گودال افکند و سوزانید . (374)

فراز دوم:

امام صادق (ع) ده فرزند (هفت پسر و سه دختر ) داشت، فرزند ارشد او اسماعیل بود، اسماعیل از نظر علم و کمال، در سطح ممتاز و بالا بود، و امام صادق (ع) بسیار به او محبت و احترام می کرد، به طوری که این خصوصیات باعث شد که جمعی از شیعیان گمان کردند که امام بعد از امام صادق (ع)، همان اسماعیل است .
از قضا اسماعیل (ع) در عصر امام صادق (ع) از دنیا رفت، امام صادق (ع) در مرگ او بسیار اندوهگین شد و اظهار پریشانی کرد.
هنگامی که جنازه امام صادق (ع) را برای دفن، حرکت دادند، امام صادق (ع) چند بار در مسیر راه در کنار قبر، کفن از صورت اسماعیل رد کرد، و به حاضران نشان داد و مکرر می فرمود: ببینید این پسرم اسماعیل است که از دنیا رفته است .
این کار امام صادق (ع) برای این بود تا برای آنانی که معتقد به امامت او بعد از پدرش (امام صادق ) هستند، کاملا روشن گردد که او مرده است، و جانشین پدرش نیست . (375)
طبق نقل دیگر، هنگام وفات اسماعیل (ع)، همه شاگردان و محبان امام صادق (ع) حاضر بودند، امام صادق (ع) هنگام غسل جنازه اسماعیل و هنگام کفن، مکرر از حاضران اقرار می گرفت که اسماعیل از دنیا رفته است، حاضران همه یکصدا گواهی می دادند که اسماعیل مرده است . (376)
فلسفه این کارها این بود که امام صادق (ع) می خواست راه فریب را ببندد، و در آینده عده ای با مطرح کردن امامت اسماعیل، اذهان مردم را آلوده نسازند . (377)
این است روش امامان (ع) که تلاش داشتند تا مردم به سوی واقعیتها رو آورند و از موهومات و القائات شبهه سازان در امان بمانند، و افسانه را با حقیقت مخلوط ننمایند .
در عین حال عده ای گمراه، امامت اسماعیل (ع) را پذیرفتند و ادعا کردند که او زنده و غایب است (378) و هم اکنون نسل آنها به عنوان اسماعیلیه در دنیا وجود دارند .