فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز سوم:

روزی امام صادق (ع) در مجلس منصور دوانیقی (دومین خلیفه مقتدر عباسی ) حضور یافت، در آنجا دانشمندی هندی، کتابهای طب را می خواند، و امام صادق (ع) گوش می داد، پس از فراغ به امام صادق (ع) عرض کرد: آیا از آنچه که از علم طب در نزد من هست، می خواهی به تو بیاموزم؟
امام صادق (ع) پاسخ داد: نه، زیرا آنچه در نزد من از علم طب وجود دارد بهتر است از آنچه در نزد تو است .
او گفت: در نزد تو چیست؟
امام صادق (ع) فرمود: گرمی را با سردی، و سردی را با گرمی، و خشکی را با تری، و تری را با خشکی، با توکل بر خداوند، درمان می کنم، و سخن پیامبر اسلام (ص) را انجام می دهم که فرمود: معده، خانه درد است، و مراقبت و پرهیز در غذا خوردن، همان دوا است، و با بدن بر اساس عادتش رفتار می نمایم .
دانشمند هندی گفت: و هل الطب الا هذا : آیا علم طب، غیر از این است .؟
سپس امام صادق (ع) سؤالاتی طبی و تشریحی از او کرد، او از پاسخ آن سؤالات درمانده شد .
امام صادق (ع) فرمود: ولی من می دانم، آنگاه به تمام پرسشهای مطرح شده پاسخ داد.
در پایان، دانشمند هندی که تحت تأثیر شدید بیانات طبی امام، قرار گرفته
بود، عرض کرد: این علم را از کجا فرا گرفته ای .؟
امام صادق (ع) فرمود: از پدرانم و آنها از رسول خدا (ص)، و رسول خدا (ص) از جبرئیل، و جبرئیل از ذات پاک خدا فرا گرفته ایم .
دانشمند هندی، هماندم به حقانیت اسلام پی برد و گواهی به یکتایی خدا و رسالت پیامبر اسلام (ص) داد، سپس به امام صادق (ع) عرض کرد:
انک اعلم اهل زمانک : همانا تو آگاهترین مردم زمانت هستی.(357)

فراز چهارم:

عصر حضرت رضا (ع) بود، یکی از شیعیان (مثلا به نام عبدالله ) به کاروانی از خراسان به سوی کرمان حرکت کرد، در مسیر راه، دزدان سر گردنه عبدالله را گرفتند و اموالش را چپاول کردند و شب و روز او را شکنجه دادند و سرانجام او را در میان برف و سرما رها کردند، در این حادثه، دهان و زبان او آسیب فراوان دید، مدتی به این درد مبتلا بود، تا اینکه شنید امام رضا(ع) در نیشابور است خود را در آنجا به حضور آن حضرت رسانید و ماجرای بیماری سخت خود را بیان کرد .
امام رضا(ع) مقداری اویشان و زیره را با نمک کوبید و نرم و مخلوط کرد، و به او فرمود: این معجون را دو یا سه بار بر دهان خود بگذار که بزودی سلامتی خود را باز می یابی .
عبدالله بن این دستور عمل کرد، و کاملا خوب شد، و خبر سلامتی خود را به امام رضا (ع) گزارش داد (358)

فراز پنجم:

یکی از شئون نظافت و بهداشت، رنگ کردن موی سر و صورت است، رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود: مصرف یک درهم برای خضاب کردن (رنگ کردن ) بهتر از مصرف هزار درهم در غیر خضاب، در راههای خدا است، خضاب دارای چهارده فایده است:
1 - باد را از گوشها برطرف می کند 2 - به چشم روشنی می بخشد 3 - منفذهای بینی را نرم می کند 4 - بوی دهان را خوشبو می نماید 5 - لثه ها را محکم می نماید 7 - نابود کننده زیان پوستی است 8 - وسوسه شیطان را کم می کند، 9 - فرشتگان را شاد می نماید 10 - مؤمن را شادمان می کند، 11 - کافر را غمگین و خشمناک می نماید 12 - زینت انسان است 13 - موجب خوشبویی می شود 14 - در عالم قبر، دو فرشته نکیر و منکر از او شرم می کنند، و همین موجب آزادی او در قبر خواهد شد بر همین اساس، امامان (ع) این شاخه از بهداشت را نیز شیوه زندگی خود ساخته بودند، به عنوان نمونه:
ذروان مدائنی می گوید: به حضور امام کاظم (ع) رفتم دیدم محاسن خود را رنگ کرده، عرض کردم: فدایت شوم، رنگ کرده ای .؟
فرمود: آری، خضاب دارای پاداش است، آیا نمی دانی که آماده شدن و زیبائی برای همسر موجب عفت بیشتر او خواهد شد، آیا دوست داری که نزد همسرت بروی، و او را ژولیده ببینی؟
عرض کردم: نه
فرمود: او نیز دوست ندارد تو را ژولیده ببیند . (359)