فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

یک: اهمیت طب و درمان در اسلام و در زندگی امامان (ع)

در اسلام به رعایت حفظ صحت و سلامتی و عوامل پیشگیری و درمان، اهمیت بسیار داده شده است، و دلائلی که بیانگر حرمت ضرر رسانی به بدن است، حاکی است که باید برای دفع ضرر (پیشگیری ) و درمان بیماری ها که برای بدن زیانبخش هستند، اقدام جدی کرد، و هرگز آن را نادیده نگرفت، بر همین اساس علم طب که برای پیشگیری و درمان بیماری ها، وضع شده در اسلام به عنوان یک علم مهم در کنار علم دین، مورد توجه قرار گرفته است، و رسول خدا (ص) در میان علوم مختلف، از این دو علم یاد کرد و فرمود:
العلم علمان، علم الادیان و علم الابدان
: علم، عبارت از دو علم است، علم دین ها و علم بدنها. (303)
و در سخن دیگر فرمود:
تداووا فان الذی انزل الداء انزل الدواء
: بیماری خود را مداوا و درمان کنید، زیرا همان خداوندی که درد و بیماری داده، و درمان نیز داده است . (304)
نیز فرمود:
ما انزل الله من داء الا انزل له شفاء
: خداوند درد و بیماری عارض نکرده مگر اینکه برای آن شفا قرار داده است . (305)
امام صادق (ع) فرمود: یکی از پیامبران بیمار شد، و گفت: مداوا نمی کنم تا همان خدایی که مرا بیمار کرده، مرا درمان کند . ، خداوند به او وحی کرد:
لا اشفیک حتی تتداوی
: تو را شفا ندهم مگر اینکه به معالجه و مداوا بپردازی . (306)
نیز روایت شده: جمعی در محضر رسول خدا (ص) بودند، در مورد مداوا و معالجه بیمار سخن به میان آمد، آنها به رسول خدا(ع) عرض کردند، آیا اگر بیمار شدیم، مداوا نکنیم؟ .
پیامبر (ص) فرمود:
تداووا فان الله لم یضع داء الا وضع له شفاء و دواء الا داء واحدا
: مداوا کنید، چرا که خداوند برای هر درد و بیماری، درمان و شفا و دوا قرار داده است، مگر یک درد و بیماری که شفا ندارد .
عرض کردند آن درد بی درمان چیست؟
فرمود: پیری (307)
امام صادق (ع) فرمود: جامعه سالم دارای سه رکن و پایه است: 1 - رهبر خوب 2 - دانشمند خوب 3 - طبیب بصیر و آگاه (308)
محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر (ع) در مورد مداوای یک نفر بیمار توسط طبیب یهودی یا نصرانی، سؤال شد، آن حضرت در پاسخ فرمود:
لا بأس بذلک، انما الشفاء بید الله
: اشکالی ندارد، شفا در دست خدا است . (309)
در زندگی امامان (ع) سه موضوع در رابطه با بهداشت و طب و درمان ، از کارهای مداوم و معمول آنها بوده است:
نخست اینکه: نظافت و بهداشت را کاملا مراعات می کردند، و به موضوع پیشگیری از بیماری ها، اهمیت و توجه بسیار داشتند .
دوم اینکه: خودشان هنگام بیماری به پزشک مراجعه می کردند، و به بیماران دستور می دادند که هنگام بیماری به طبیب مراجعه کنند گرچه آن طبیب، مسیحی یا یهودی و یا مجوسی باشد . (310)
سوم اینکه: خودشان در عین آنکه طبیب روح بودند، و بیماری های اخلاقی و معنوی مردم را با مرهم های معنوی و دستور العمل ها معالجه و درمان می کردند، به مداوای بیماری جسمی افراد نیز می پرداختند، و دستوراتی برای درمان می دادند، جالب اینکه دستورات طبی امامان شیعه (ع) توسط سیزده نفر که در عصر آنها می زیستند جمع آوری شد و در اعصار بعد از امامان (ع) توسط شش نفر، ثبت و تنظیم گردیده است . (311)
در اینجا چند کتاب طبی را که در آنها دستورات پیامبر (ص) و امامان (ع) گرد آوری شده نام می بریم:
1 - طب النبی؛ تألیف حافظ ابونعیم اصفهانی .
2 - طب النبی؛ تألیف ابی وزیر بن احمد ابهری.
3 - طب النبی؛ تألیف شیخ ابی العباس المستغفری .
4 - طب الائمه؛ تألیف محمد قاسم بن غلامعلی الطبیب .
5- طب الائمه؛ تألیف سید عبدالله شبر .
6 - طب اهل البیت (ع)؛ تألیف سید ابی محمد، زید بن علی .
7 - طب الامام الصادق (ع)؛ تألیف میرزا محمد بن میرزا صادق.
8 - طب الرضا(ع)؛ تألیف شیخ محمد بن حسن . (312)
یکی از کتابهای طبی که حضرت رضا (ع) به درخواست مأمون عباسی نوشت، الرسالة الذهبیه است، از این رو این کتاب به این نام موسوم شده که به دستور مأمون آن را با آب طلا تدوین کردند.
این رساله در قست آخر جلد 62 بحار الانوار از صفحه 306 تا 356 ذکر شده است .
درمان و دستورات طبی امامان (ع) نیز بسیار بوده، که به عنوان نمونه، بخشی از آن در کتاب بحار الانوار، جلد 62، از صفحه 62 تا 356 آمده است، همچنین در کتابهایی که نام آنها در بالا ذکر شد ( که مجموعا شش کتاب به نام طب طب الائمه تا طب الرضا (ع) بود ) بخش دیگری از دستورهای طبی امامان (ع) آمده است .
از مجموع این مطالب چنین نتیجه می گیریم که امامت شیعه (ع) به طب و درمان، توجه عمیق داشتند، و اهمیت خاصی به آن می دادند.

دو: بهداشت و پیشگیری در زندگی امامان (ع)

می دانیم که بخشی عظیمی از صحت و سلامتی بستگی به رعایت بهداشت و مسأله پیشگیری دارد، و در این راستا، رعایت نظافت و پاکیزگی، مهمترین نقش را ایفا می کند.
اسلام و امامان (ع) در گفتار و دستور العمل های خود به نظافت و پاکیزگی که اساس بهداشت را تشکیل می دهد، سفارش بسیار نموده و آن را جزء ایمان، و از شرائط ضروری هر فرد مسلمان قرار داده اند . (313)
در قرآن، در آیه 157 سوره اعراف، یکی از اهداف پیامبر اسلام (ص) چنین بیان شده است:
و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث
: و پاکیزه ها را برای آنها حلال می کند و ناپاکی ها را برای آنها حرام می نماید
بنابراین رعایت نظافت و پاکیزگی ظاهری و باطنی که همان بهداشت جسمی و روحی است، یکی از اهداف بعثت پیامبر اسلام (ص) بوده است.
رسول اکرم (ص) فرمود:
تنظفوا بکل ما استطعتم فان الله تعالی بنی الاسلام علی النظافة
: به وسیله هر چیز پاک کننده ای که توان تحصیل آن را دارید، خود را پاک سازید، چرا که خداوند متعال اسلام را بر اساس نظافت و پاکیزگی بنا نموده است . (314)
امیرمؤمنان علی (ع) فرمود:
تنظفوا بالماء من الریح المنتن الذی یتأذی به، و تعهدوا انفسکم فان الله یبغض من عباده القاذورة الذی یتأنف به من جلس الیه
: به وسیله آب، خود را از بوی بد آزار دهنده پاک سازید، و خود را همواره پاکیزه نگهدارید، چرا که خداوند در میان بندگانش، بنده کثیف خود را که اگر کسی نزد او بنشیند، بینی خود را به خاطر بوی بد او می گیرد، دشمن دارد . (315)
در گفتار پیامبر (ص) و امامان (ع) از اموری که موجب کثافات (و تولید میکربها) می شود، به عنوان محل و مرکز (شیطان)، یاد شده، و سفارش شده که از آن امور پرهیز شود، که قطعا پرهیز از آن امور، بهداشت فردی و عمومی را تأمین خواهد کرد، به عنوان نمونه:
1 - امیر مؤمنان علی (ع) فرمود:
لا تؤوا التراب خلف الباب فانه مأوی الشیاطین
: خاک(یا خاکروبه ) را در پشت در خانه جا ندهید، زیرا پناهگاه شیطانها خواهد شد . (316)
2 - رسول خدا (ص) فرمود: لا تؤوا مندیل اللحم فی البیت فانه مربض الشیطان
: حوله ( و دستمال ) گوشت را در خانه جا ندهید، چرا که چنین حوله ای محل پرورش شیطان است . (317)
3 - نیز فرمود:
لا تبیتوا القمامة فی بیوتکم و اخرجوها نهارا فانها مقعد الشیطان
: زباله و آشغال را در خانه خود، شب تا صبح نگه ندارید تا در روز بیرون ببرید، زیرا زباله مرکز نشست شیطان است . (318)
4 - نیز فرمود:
بیت الشیاطین من بیوتکم بیت العنکبوت
: خانه عنکبوت در خانه های شما، خانه شیطانها است . (319)
5 - نیز فرمود:
لا یطولن احدکم شاربه، و لا عانته، و لا شعر ابطه، فان الشیطان یتخذها مخابی یستتر
: حتما هر کدام از شما، طولانی نکند موی سبیل و موی زیر شکم و موی زیر بغل خود را، زیرا شیطان محل آنها را مخفیگاه خود قرار داده و در میان آنها پنهان می گردد . (320)
6- امام باقر (ع) فرمود:
انما قصت الاظفار لانها مقیل الشیطان
: همانا ناخن ها که گرفته می شود، به خاطر آن است که محل آنها خوابگاه شیطان است . (321)
این گونه روایات، بیانگر آن است که انسان باید از هر گونه عواملی که موجب ناپاکی و انباشته شدن چرک و کثافات و پرورش میکربها و موجودات زیانبخش (شیطان) می شود، دوری و پرهیز کند، و به زبان روز باید کاملا بهداشت را مراعات کرده و هر گونه امور بیماری زا را از خود دور سازد .

استفاده از آب پاکیزه و وسائل پاک

امامان (ع) برای رعایت بهداشت و پیشگیری از بیماری ها سعی فراوان داشتند تا از آب پاکیزه و تمیز استفاده کنند، و از آب آلوده وسائلی که به بهداشتی بودن آب آن اطمینان ندارند، استفاده نکنند .
حضرت رضا (ع) می فرمود:
من اخذ من الحمام خزفة فحک بها جسده، فاصابه البرص فلا یلو من الا نفسه، و من اغتسل من الماء قد اغتسل فیه فاصابه الجذام فلا یلو من الا نفسه
: کسی که از حمام قطعه سفالی را بر دارد و با آن بدن خود را بمالد و در نتیجه به بیماری برص مبتلا گردد، هرگز جز خودش کسی را ملامت نکند و کسی که با آبی که قبلا در آن غسل شده (یا قبلا کسی خود را در آن شستشو داده ) [ مثل آب خزینه ] خود را بشوید و در نتیجه به بیماری جذام مبتلا شود، هرگز جز خودش کسی را سرزنش ننماید .
یکی از حاضران عرض کرد: مردم مدینه می گویند در چنین آبی (که دیگران در آن غسل کرده اند ) شفای چشم هست .
امام رضا (ع) فرمود:
کذبوا یغتسل فیه الجنب من الحرام، و الزانی و الناصب الذی هو شر هما و کل خلق الله ثم یکون فیه شفاء من العین ...
: آنها دروغ گفتند، آبی که در میان آن اشخاصی مانند جنب از حرام، زناکار، و ناصبی (دشمن امامان) که بدتر از آنها است، و افراد دیگر در آن غسل (یا شستشو) می کنند، آیا چنین آبی شفابخش چشم است؟ بلکه شفای چشم با تلاوت سوره حمد، دو سوره معوذتین (سوره ناس و فلق ) و بخور دادن با عود هندی و صمغ مغربی و کندر، حاصل می شود . (نه با آب کثیف ) (322)
مسواک و فوائد بهداشتی آن در اسلام
یکی از دستورهای مهمی که در شیوه زندگی امامان (ع) وجود داشت و در گفتار امامان (ع) اهمیت بسیار به آن داده شده، مسواک و خلال (پاک نمودن دندانها به وسیله چوب باریک ) که همین دستور یکی از عوامل عمیق و مهم بهداشتی و پیشگیری از بیماری ها است . در این مورد دهها، بلکه صدها روایت نقل شده (323) در اینجا به عنوان نمونه به ذکر چند روایت، بسنده می شود:
1 - رسول خدا (ص) فرمود:
مازال جبرئیل یوصینی بالسواک حتی ظننت انه سیجعله فریضة
: همواره جبرئیل مرا به مسواک کردن توصیه می کرد، تا آنجا که گمان کردم که بزودی جبرئیل آن را به عنوان دستور واجب، قرار می دهد . (324)
2 - نیز فرمود:
تخللوا علی اثر الطعام و تمضمضوا فانهما مصحة الناب و النواجد
: بعد از غذا خلال کنید، و دهان خود را با آب بشوئید زیرا این دو کار، موجب سلامتی دندانهای نیش و آسیا می گردد . (325)
3 - امام باقر (ع) فرمود:
لو یعلم الناس ما فی السواک لاباتوه معهم فی لحاف
: اگر مردم می دانستند که مسواک کردن دارای چه فوائد ( مهم و بسیار ) است، وسیله مسواک کردن را از رختخواب خود دور نمی کردند . (326)
4 - امام صادق (ع) از پدرانش روایت کرد که پیامبر (ص) فرمود:
رکعتان بسواک افضل من سبعین رکعة بغیر سواک
: دو رکعت نماز بعد از مسواک کردن بهتر از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک است . (327)
5 - پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود:
بر تو باد به مسواک کردن، زیرا مسواک موجب پاکی دهان، و خشنودی خدا، و روشن بینی چشم می شود، و بر تو باد به خلال لای دندانها، چرا که خلال تو را محبوب فرشتگان می کند، زیرا فرشتگان از بوی دهان آن کسی که بعد از غذا خلال نمی کند، رنجیده می شوند. (328)
6 - امام صادق (ع) فرمود:
مسواک کردن دارای دوازده ویژگی و فایده است:
1 - از سنت است و موجب اجرای سنت می گردد 2 - دهان را پاک می کند 3 - به چشم نور و روشنی می بخشد 4 - موجب خشنودی خدا می شود 5 - دندانها را سفید می کند 6 - حفره های چرکین اطراف دندانها را از بین می برد 7 - لثه ها را محکم می نماید 8 - موجب اشتها به غذا می شود 9 - زرداب را از بین می برد 10 - موجب افزایش حافظه می گردد 11 - موجب افزایش نیکی ها می شود 12 - فرشتگان را شاد می نماید . (329)
7- عده ای با دندانهای زرد و موی ژولیده به حضور پیامبر (ص) آمدند، آن حضرت معترضانه به آنها فرمود:
مالی اراکم تدخلون علی قلحا مرغا، مالکم لا تستاکون؟
: چرا شما را چنین می نگرم که با دندانهای زرد و سبز، و موهای کثیف و ژولیده نزد من آمده اید، چرا مسواک نمی کنید .؟ (330)
رعایت نظافت در امور دیگر
از شیوه زندگی و گفتار امامان (ع) چنین به دست می آید که آنها در مورد نظافت و بهداشت، دارای یک فرهنگ جامع بودند، به طوری که هر گونه عواملی را که موجب نظافت و بهداشت می شد، آن را شیوه خود قرار داده و انجام آن را به پیروانشان دستور می دادند، و از هر گونه عوامل خلاف اصول بهداشت، پرهیز کرده و نهی می کردند .
مثلا با ناخن گرفتن، و تمیز کردن موی سر و صورت، و تراشیدن موهای اضافی سر و صورت، زدودن موی بدن، و شستن دستها قبل از غذا و بعد از آن و ... دستورات اکید داده، و خودشان در این امور و امور دیگر بهداشتی پیش قدم بودند، و تز آنها در این سخن امام صادق (ع) خلاصه می شد که فرمود:
انسان برای عمر طولانی آفریده شده است، اما او با عدم رعایت بهداشت، عمر خود را کوتاه می کند . (331)
امامان (ع) از آب پاکیزه و تمیز برای نظافت و بهداشت، استفاده بسیار می کردند، و خداوند را سپاس می گفتند که نعمت آب پاک را در اختیار بشر قرار داده است، امیرمؤمنان علی (ع) هرگاه نگاهش به آب می افتاد، می فرمود:
الحمد لله الذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا
: حمد و سپاس خداوندی را که آب را پاک( و پاک کننده ) قرار داد، و آن را نجس و کثیف قرار نداد . (332)
سالم سازی محیط زیست در اسلام و روش امامان (ع)
یکی از شاخه های مهم در بهداشت و حفظ سلامت انسانها، و نگهداری آنها از هجوم بیماری ها، سالم سازی محیط زیست است، برای حفظ محیط زیست، دو برنامه لازم است؛ نخست اینکه: باید تا سر حد توان و امکان، از عوامل دود زا و آلوده کننده محیط زیست جلوگیری کرد و یا کاست، دوم اینکه با درختکاری، و گل کاری، و گسترش زیبائی های طبیعی، سلامتی محیط زیست را بیمه کرد .
اسلام و امامان (ع) در این راستا نیز، دستوراتی داده اند، که برای حفظ و تقویت و گسترش بهداشت، می توان از این دستورات بهره مند شد .
اکنون در این مورد به یک آیه و چند روایت توجه کنید:
در آیه 60 سوره نمل می خوانیم:
... و انزل لکم من السماء ماء فانبتنا به حدائق ذات بهجة ما کان لکم ان تنبتوا شجرها
: خداوند برای شما از آسمان و زمین، آبی فرستاد که با آن باغهای زیبا و سرورانگیز رویاندیم، شما قدرت نداشتید، درختان آن را برویانید.
واژه بهجه که در آیه بالا آمده به معنی زیبائی رنگ و حسن ظاهر و شادابی است که بیننده را غرق سرور و شادمانی می کند.
بنابراین درختهای باغها و میدان ها با آن گلها، غنچه ها و شکوفه ها و برگهای زیبا، از نعمتهای الهی و از نشانه های خدا است، و بهره مندی از آنها، بهره مندی از نعمتهای زیبائی است که خداوند، انسانها را به آن دعوت و تشویق نموده است .
امیرمؤمنان علی (ع) فرمود:
ان الله جمیل یحب الجمال : خداوند زیبا است و زیبائی را دوست دارد . (333)
نیز فرمود:
ثلاثة یجلون البصر: النظر الی الخضرة، و النظر الی الماء، و النظر الی الوجه الحسن
: سه چیز موجب روشنائی چشم می گردد: 1 - نگاه به گیاهان خرم و سبز 2 - نگاه به آب 3 - نگاه به چهره زیبا . (334)
رسول خدا (ص) فرمود:
ان الریح الطیبة تشد القلب
: همانا بوی خوش، قلب را محکم و استوار می سازد . (335)
امام صادق (ع) فرمود:
ازرعوا و اغرسوا، فلا و الله ما عمل الناس عملا احل و لا اطیب منه
زراعت کنید و درخت بکارید، سوگند به خدا، انسانها کاری انجام ندهید که گواراتر و پاکیزه تر از زراعت و درختکاری باشد . (336)
پیامبر (ص) فرمود:
من سقی طلحة او سدرة فکانما سقی مؤمنا من ظلماء
: کسی که شکوفه و گیاه دارای گل و درخت سدر را آب بدهد، مانند آن است که مؤمن تشنه ای را سیراب کرده است. (337)
رسول خدا (ص) فرمود:
من اراد یشم رائحتی فلیشم الورد الاحمر : کسی که می خواهد بوی مرا استشمام کند، گل سرخ را بو کند . (338) [ شاید راز نامگذاری گل سرخ به گل محمدی، همین سخن باشد ]
و در سخن دیگر از امام معصوم (ع) آمده: کسی که می خواهد بوی پیامبر (ص) را استشمام کند، گل را بو کند . (339)
امام علی (ع) فرمود:
حیانی رسول الله بالورد بکلتا یدیه فلما ادنیته الی انفی، قال اما انه سید ریحان الجنة بعد الآس
: رسول خدا (ص) با دو دستش گلی را به من هدیه کرد، هنگامی که آن را به بینی خود نزدیک بردم، آن حضرت فرمود: این گل، بعد از گل آس سرور گلهای بهشت است . (340)
[ آس، درختی است شبیه درخت انار که برگهایش سبز و خوش رنگ و گلهایش سفید و خوشبو می باشد ]
در روایت دیگر آمده: هرگاه گلی را نزد رسول خدا (ص) می آوردند، آن حضرت آن را می گرفت و بو می کرد و سپس رد می کرد . ولی هنگامی که گیاه خوشبوی مرزنگوش (مرزه گوش ) (341) را حضور پیامبر اکرم (ص) می آوردند، آن را برای خود نگه می داشت و می فرمود:
علیکم بالمرزنجوش، فشموه فانه جید للخشام
: بر شما باد به بهره بردن از گیاه خوشبوی مرزنگوش، آن را بو کنید، که بو کردن آن برای بینی (رگها و منفذهای بینی ) سودمند و مفید است. (342)