فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز ششم:

یکی از پیامدهای بسیار شوم خروج از حد اعتدال، وسواسی شدن است، که اگر هر چه زودتر کنترل نشود، موجب انحرافات بیشتر در شئون مختلف خواهد شد .
انسان وسواس، به یک بیماری حاد روانی مبتلا است، چرا که به خاطر عدم رعایت حد اعتدال، همه چیز را نجس می داند و در مورد همه چیز شک می کند و به همه چیز سوء ظن دارد، و بر اثر وسواسی بودنش به گناهان دیگری مانند اسراف در آب ریختن هنگام وضو و غسل، شک کردن در وجود خدا، انزوا و دوری از مردم، خود خوری و برخورد خشن با اهل و عیال و ... مبتلا می شود.
امامان شیعه (ع) با شیوه های مختلف با افراد وسواس، برخورد داشتند، تا بلکه آنها را به سوی حد اعتدال اسلامی هدایت کنند، به عنوان نمونه:
عبدالله بن سنان می گوید: در محضر امام صادق (ع) بودم، در حضور ایشان از مردی که در وضو و نماز به وسواس گرفتار بود یاد شد، عرض کردم: او مرد عاقل است (دیوانه نیست ) در عین حال مبتلا به وسواس است .
امام صادق (ع) فرمود:
و ای عقل له و هو یطیع الشیطان؟
: این چه عقلی است که او دارد با اینکه از شیطان اطاعت می نماید؟ .
عرض کردم: چگونه از شیطان اطاعت می کند؟
امام صادق (ع) فرمود: از خودش بپرس که این وسواسی از کجا به سوی او می آید؟، بدان که او در پاسخ به تو می گوید:
من عمل الشیطان : از کار شیطان است . (301)
در فراز دیگر می خوانیم: زراره می گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: مردی در نماز، زیاد شک می کند که چند رکعت خوانده و چند رکعت باقی است، و هر چه نمازش را تکرار می کند، باز همین شک (و وسواس ) را دارد، چه کند؟
امام صادق (ع) فرمود: یمضی فی شکه : به شک خود اعتنا نکند، و نمازش را با همان وضع به آخر برساند .
سپس فرمود: شیطان خبیث را با شکستن نماز خود و تکرار آن به طمع نیندازید، و به او اجازه نفوذ دیگر ندهید، چرا که او دست بردار نیست، بار دیگر القائات خود شما را به وسوسه و شک می اندازد، بنابراین به شک خود اعتنا نکنید، وقتی که شما مکرر اعتنا نکردید، او نیز مأیوس شده و به سراغ شما نخواهد آمد .
انما یرید الخبیث ان یطاع فاذا عصی لم یعد الی احدکم
همانا شیطان ناپاک می خواهد از او اطاعت شود، پس هرگاه از او اطاعت نشد، دیگر به سوی شما بازنگردد . (302)

اصل: 9 بهداشت و درمان در زندگی امامان (ع)

اشاره
یکی از اصول اخلاقی که در سراسر زندگی امامان (ع) به طور آشکار و عمیق دیده می شود، رعایت نظافت و بهداشت، پیشگیری و درمان و طب برای حفظ صحت و سلامتی است، با اینکه در عصر امامان (ع) اطلاعات پزشکی و بهداشتی بسیار محدود بود، ولی آنها در همان عصر در سطح بالا، به بهداشت و درمان اهمیت فراوان می دادند، و پیروان خود را به رعایت آن، توصیه می نمودند .
متأسفانه بر اثر فاصله گرفتن از سیره امامان (ع)، و فرو رفتن در زندگی ماشینی، امراض مختلف در بین ما پیدا شده، و آرامش کم گشته، و خستگی و کسالت و بی حوصلگی جای شادابی و طراوت را گرفته است .
به هر حال هم اکنون نیز اگر سیره امامان (ع) در روش بهداشت و درمانی که داشتند، مورد توجه قرار گیرد، موجب سلامتی و شادابی شده و کمک شایانی در بیماری زدایی خواهد کرد .
این بحث و بررسی جالب را در اینجا در چهار بخش زیر خلاصه می کنیم:
1 - اهمیت طب و درمان در اسلام و در زندگی امامان (ع)
2 - بهداشت و پیشگیری در زندگی امامان (ع)
3 - نمونه هائی از دستورات طبی جالب در گفتار امامان (ع)
4 - فرازهایی از شیوه امامان (ع) در رابطه با بهداشت و درمان.

یک: اهمیت طب و درمان در اسلام و در زندگی امامان (ع)

در اسلام به رعایت حفظ صحت و سلامتی و عوامل پیشگیری و درمان، اهمیت بسیار داده شده است، و دلائلی که بیانگر حرمت ضرر رسانی به بدن است، حاکی است که باید برای دفع ضرر (پیشگیری ) و درمان بیماری ها که برای بدن زیانبخش هستند، اقدام جدی کرد، و هرگز آن را نادیده نگرفت، بر همین اساس علم طب که برای پیشگیری و درمان بیماری ها، وضع شده در اسلام به عنوان یک علم مهم در کنار علم دین، مورد توجه قرار گرفته است، و رسول خدا (ص) در میان علوم مختلف، از این دو علم یاد کرد و فرمود:
العلم علمان، علم الادیان و علم الابدان
: علم، عبارت از دو علم است، علم دین ها و علم بدنها. (303)
و در سخن دیگر فرمود:
تداووا فان الذی انزل الداء انزل الدواء
: بیماری خود را مداوا و درمان کنید، زیرا همان خداوندی که درد و بیماری داده، و درمان نیز داده است . (304)
نیز فرمود:
ما انزل الله من داء الا انزل له شفاء
: خداوند درد و بیماری عارض نکرده مگر اینکه برای آن شفا قرار داده است . (305)
امام صادق (ع) فرمود: یکی از پیامبران بیمار شد، و گفت: مداوا نمی کنم تا همان خدایی که مرا بیمار کرده، مرا درمان کند . ، خداوند به او وحی کرد:
لا اشفیک حتی تتداوی
: تو را شفا ندهم مگر اینکه به معالجه و مداوا بپردازی . (306)
نیز روایت شده: جمعی در محضر رسول خدا (ص) بودند، در مورد مداوا و معالجه بیمار سخن به میان آمد، آنها به رسول خدا(ع) عرض کردند، آیا اگر بیمار شدیم، مداوا نکنیم؟ .
پیامبر (ص) فرمود:
تداووا فان الله لم یضع داء الا وضع له شفاء و دواء الا داء واحدا
: مداوا کنید، چرا که خداوند برای هر درد و بیماری، درمان و شفا و دوا قرار داده است، مگر یک درد و بیماری که شفا ندارد .
عرض کردند آن درد بی درمان چیست؟
فرمود: پیری (307)
امام صادق (ع) فرمود: جامعه سالم دارای سه رکن و پایه است: 1 - رهبر خوب 2 - دانشمند خوب 3 - طبیب بصیر و آگاه (308)
محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر (ع) در مورد مداوای یک نفر بیمار توسط طبیب یهودی یا نصرانی، سؤال شد، آن حضرت در پاسخ فرمود:
لا بأس بذلک، انما الشفاء بید الله
: اشکالی ندارد، شفا در دست خدا است . (309)
در زندگی امامان (ع) سه موضوع در رابطه با بهداشت و طب و درمان ، از کارهای مداوم و معمول آنها بوده است:
نخست اینکه: نظافت و بهداشت را کاملا مراعات می کردند، و به موضوع پیشگیری از بیماری ها، اهمیت و توجه بسیار داشتند .
دوم اینکه: خودشان هنگام بیماری به پزشک مراجعه می کردند، و به بیماران دستور می دادند که هنگام بیماری به طبیب مراجعه کنند گرچه آن طبیب، مسیحی یا یهودی و یا مجوسی باشد . (310)
سوم اینکه: خودشان در عین آنکه طبیب روح بودند، و بیماری های اخلاقی و معنوی مردم را با مرهم های معنوی و دستور العمل ها معالجه و درمان می کردند، به مداوای بیماری جسمی افراد نیز می پرداختند، و دستوراتی برای درمان می دادند، جالب اینکه دستورات طبی امامان شیعه (ع) توسط سیزده نفر که در عصر آنها می زیستند جمع آوری شد و در اعصار بعد از امامان (ع) توسط شش نفر، ثبت و تنظیم گردیده است . (311)
در اینجا چند کتاب طبی را که در آنها دستورات پیامبر (ص) و امامان (ع) گرد آوری شده نام می بریم:
1 - طب النبی؛ تألیف حافظ ابونعیم اصفهانی .
2 - طب النبی؛ تألیف ابی وزیر بن احمد ابهری.
3 - طب النبی؛ تألیف شیخ ابی العباس المستغفری .
4 - طب الائمه؛ تألیف محمد قاسم بن غلامعلی الطبیب .
5- طب الائمه؛ تألیف سید عبدالله شبر .
6 - طب اهل البیت (ع)؛ تألیف سید ابی محمد، زید بن علی .
7 - طب الامام الصادق (ع)؛ تألیف میرزا محمد بن میرزا صادق.
8 - طب الرضا(ع)؛ تألیف شیخ محمد بن حسن . (312)
یکی از کتابهای طبی که حضرت رضا (ع) به درخواست مأمون عباسی نوشت، الرسالة الذهبیه است، از این رو این کتاب به این نام موسوم شده که به دستور مأمون آن را با آب طلا تدوین کردند.
این رساله در قست آخر جلد 62 بحار الانوار از صفحه 306 تا 356 ذکر شده است .
درمان و دستورات طبی امامان (ع) نیز بسیار بوده، که به عنوان نمونه، بخشی از آن در کتاب بحار الانوار، جلد 62، از صفحه 62 تا 356 آمده است، همچنین در کتابهایی که نام آنها در بالا ذکر شد ( که مجموعا شش کتاب به نام طب طب الائمه تا طب الرضا (ع) بود ) بخش دیگری از دستورهای طبی امامان (ع) آمده است .
از مجموع این مطالب چنین نتیجه می گیریم که امامت شیعه (ع) به طب و درمان، توجه عمیق داشتند، و اهمیت خاصی به آن می دادند.