فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز چهارم:

برخورد شدید امیرمؤمنان علی (ع) در برابر گم گشتگان در راه تفریط، یعنی خوارج، آنچنان بود که در یک روز در جنگ نهروان چهار هزار نفر از آنها را کشت (296) و با شدیدترین تعبیرات از آنها انتقاد کرد و پیروانش را به کشتن آنها تحریک نمود، تا آنجا که اعلام کرد:
الا من دعا الی هذا الشعار فاقتلوه و لو کان تحت عما متی هذه
: آگاه باشید، کسی که به این شعار (شعار خوارج که شعاری اغواگر و تفرقه انداز بود ) (297) دعوت کند، گرچه در زیر عمامه ام باشد او را بکشید . (298)

فراز پنجم:

صوفی ها گروه تفریطی بودند و هستند که از حد اعتدال اسلامی گریزان شده و در لباس و غذا و زندگی، به راه تفریط افتاده اند، امامان شیعه (ع) در عمل و برخورد، شدیدا آنها را محکوم می کردند، و روش آنها را تخطئه می نمودند (299) به عنوان نمونه:
جمعی از صوفیان، در خراسان به حضور امام رضا(ع) رسیدند و به لباس زیبائی که آن حضرت پوشیده بود اعتراض کردند .
حضرت رضا (ع) با آنها که از حد اعتدال خارج شده بودند، برخورد شدید کرد، و شیوه زندگی حضرت یوسف (ع) و لباس زیبای او را به عنوان مثال بیان نمود و سپس این آیه (23 سوره اعراف ) را خواند:
قل من حرم زینة الله اخرج لعباده و الطیبات من الرزق
: بگو چه کسی زینتهایی را که خداوند آفریده و روزی های پاکیزه را حرام نموده است . (300)

فراز ششم:

یکی از پیامدهای بسیار شوم خروج از حد اعتدال، وسواسی شدن است، که اگر هر چه زودتر کنترل نشود، موجب انحرافات بیشتر در شئون مختلف خواهد شد .
انسان وسواس، به یک بیماری حاد روانی مبتلا است، چرا که به خاطر عدم رعایت حد اعتدال، همه چیز را نجس می داند و در مورد همه چیز شک می کند و به همه چیز سوء ظن دارد، و بر اثر وسواسی بودنش به گناهان دیگری مانند اسراف در آب ریختن هنگام وضو و غسل، شک کردن در وجود خدا، انزوا و دوری از مردم، خود خوری و برخورد خشن با اهل و عیال و ... مبتلا می شود.
امامان شیعه (ع) با شیوه های مختلف با افراد وسواس، برخورد داشتند، تا بلکه آنها را به سوی حد اعتدال اسلامی هدایت کنند، به عنوان نمونه:
عبدالله بن سنان می گوید: در محضر امام صادق (ع) بودم، در حضور ایشان از مردی که در وضو و نماز به وسواس گرفتار بود یاد شد، عرض کردم: او مرد عاقل است (دیوانه نیست ) در عین حال مبتلا به وسواس است .
امام صادق (ع) فرمود:
و ای عقل له و هو یطیع الشیطان؟
: این چه عقلی است که او دارد با اینکه از شیطان اطاعت می نماید؟ .
عرض کردم: چگونه از شیطان اطاعت می کند؟
امام صادق (ع) فرمود: از خودش بپرس که این وسواسی از کجا به سوی او می آید؟، بدان که او در پاسخ به تو می گوید:
من عمل الشیطان : از کار شیطان است . (301)
در فراز دیگر می خوانیم: زراره می گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: مردی در نماز، زیاد شک می کند که چند رکعت خوانده و چند رکعت باقی است، و هر چه نمازش را تکرار می کند، باز همین شک (و وسواس ) را دارد، چه کند؟
امام صادق (ع) فرمود: یمضی فی شکه : به شک خود اعتنا نکند، و نمازش را با همان وضع به آخر برساند .
سپس فرمود: شیطان خبیث را با شکستن نماز خود و تکرار آن به طمع نیندازید، و به او اجازه نفوذ دیگر ندهید، چرا که او دست بردار نیست، بار دیگر القائات خود شما را به وسوسه و شک می اندازد، بنابراین به شک خود اعتنا نکنید، وقتی که شما مکرر اعتنا نکردید، او نیز مأیوس شده و به سراغ شما نخواهد آمد .
انما یرید الخبیث ان یطاع فاذا عصی لم یعد الی احدکم
همانا شیطان ناپاک می خواهد از او اطاعت شود، پس هرگاه از او اطاعت نشد، دیگر به سوی شما بازنگردد . (302)