فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز دوم :

عبدالله بن سبا ادعای نبوت می کرد، و اعتقاد داشت که امیرمؤمنان علی (ع) همان خدا است، این خبر به علی (ع) رسید، او را به حضور طلبید، و از نزدیک بازجویی از او نمود، او اقرار کرد و گفت: آری تو همان خدا هستی، و در روح و جانم القاء شده که تو خدا هستی و من پیامبر هستم .
امام علی (ع) به او فرمود: وای بر تو، شیطان بر تو چیره شده، مادرت به عزایت بنشیند، از این عقیده بازگرد، و توبه کن .
عبدالله بن سبا، توبه نکرد، علی (ع) او را زندانی نمود، و سه روز او را به توبه دعوت کرد، ولی او توبه نکرد، آنگاه علی (ع) او را با آتش سوزانید و فرمود: شیطان به او راه یافت، و چنین عقیده ای را به او القاء کرد . (294)

فراز سوم:

عصر امامت حضرت رضا(ع) بود، جمعی در محضر آن حضرت بودند، مردی برخاست و عرض کرد: اوصاف خدا را برای ما بیان فرما .
حضرت رضا (ع) مقداری از اوصاف جلال و جمال الهی را بیان کرد، و فرمود: ذات پاک خدا، در این اوصاف، یکتا و بی همتا است .
آن مرد عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت در نزد ما فردی هست که ادعای دوستی با شما را دارد، و معتقد است که همه این صفات الهی در وجود علی (ع) هست، و او است خداوند پروردگار جهانیان .
حضرت رضا (ع) تا این سخن را شنید، آنچنان متغیر گردید که بندهای بدنش به لرزه در آمد، و عرق از بدنش سرازیر شد و فرمود: سبحان الله! ذات پاک خدا از همه این گفتاری که ظالمان و کافران می گویند منزه است، مگر علی (ع) مانند غذاخورها غذا نمی خورد و مانند نوشنده ها آب نمی نوشید و مانند ازدواج کننده ها ازدواج نمی کرد و ... در عین حال در پیشگاه خدا نماز می گذارد و نهایت تواضع و خضوع را می نمود، و در برابر خدا به راز و نیاز و گریه می پرداخت، آیا کسی که صفات او چنین باشد، می توان او را خدا نامید، اگر علی (ع) خدا باشد، پس همه شما که در این صفات با او شریک هستید، خدا می باشید . (295)
به این ترتیب امام رضا(ع) در برابر عقیده انحرافی افراط گران، برخورد شدید نمود .

فراز چهارم:

برخورد شدید امیرمؤمنان علی (ع) در برابر گم گشتگان در راه تفریط، یعنی خوارج، آنچنان بود که در یک روز در جنگ نهروان چهار هزار نفر از آنها را کشت (296) و با شدیدترین تعبیرات از آنها انتقاد کرد و پیروانش را به کشتن آنها تحریک نمود، تا آنجا که اعلام کرد:
الا من دعا الی هذا الشعار فاقتلوه و لو کان تحت عما متی هذه
: آگاه باشید، کسی که به این شعار (شعار خوارج که شعاری اغواگر و تفرقه انداز بود ) (297) دعوت کند، گرچه در زیر عمامه ام باشد او را بکشید . (298)