فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

چهار: فرازهایی از شیوه امامان (ع) در رابطه با اعتدال

سراسر زندگی امامان (ع) در همه شئون زندگی بر اساس اعتدال پی ریزی و تنظیم شده بود، آنها در هیچ کاری از جزئی و کلی، راه افراط و تفریط را نپیمودند، آنها شاگردان راستین رسول خدا (ص) بودند که آن حضرت در مقابل افرادی تفریطی که گوشت نمی خوردند، و بوی خوش استعمال نمی کردند و ترک همسر و اهل و عیال نموده بودند و تنها به چند عبادت خشک رو آورده بودند فرمود:
چه شده است که عده ای از امت من، گوشت نمی خورند و از بوی خوش استفاده نمی کنند و نزد همسران خود نمی روند .
اما انی آکل اللحم و اشم الطیب و آتی النساء فمن رغب عن سنتی فلیس منی
: آگاه باشید، من گوشت می خورم و از بوی خوش بهره مند می شوم، و نزد همسرانم می روم، کسی که از شیوه من دوری کند، از من نیست . (291)

اینک در اینجا به چند فراز از شیوه امامان (ع) در رابطه با اعتدال توجه کنید: فراز نخست:

در مورد امام علی (ع) که دومین شخص برجسته اسلام بود، دو دسته بر اثر افراط و تفریط و پرت شدن از راه اعتدال، عقیده انحرافی پیدا کردند، حضرت علی (ع) در سخنی به هلاکت آنها تصریح کرده و می فرماید:
هلک فی رجلان، محب غال، و مبغض قال
: دو کس در مورد من هلاک شدند؛ دوست غلو کننده و دشمن بدخواه . (292)
گروه بسیاری در دوستی علی (ع) افراط کردند، تا آنجا که او را خدا دانستند و به عنوان غلات با عقائد گوناگون در همه جا سر در آوردند و هنوز بسیاری بر همین عقیده انحرافی هستند، و گروه دیگر بر اثر تفریط، آن چنان با حضرت علی (ع) دشمنی کردند که او را کافر خواندند و جنگ با او را واجب دانستند، مانند خوارج، که بر اثر همین دشمنی جنگ نهروان را به راه انداختند و سرانجام یکی از آنها به نام ابن ملجم آن حضرت را به قتل رسانید.
امیرمؤمنان علی (ع) با هر دو دسته، شدیدا برخورد کرد، و عقیده سخیف هر دو گروه را باطل و محکوم نمود .
برخورد شدید امام علی (ع) با غلات در حدی بود که دستور داد آنها را زنده سوزاندند .
روایت شده: پس از جنگ جمل در بصره، گروهی که تعدادشان هفتاد نفر بود نزد حضرت علی (ع) آمدند و او را به عنوان خدا خواندند و در برابرش سجده نمودند، آن حضرت به آنها گفت: وای بر شما چنین نکنید، من مخلوقی مثل شما هستم .
ولی آنها بر عقیده افراطی خود ادامه دادند .
حضرت علی (ع) به آنها هشدار داد و فرمود: اگر توبه نکنید و از این عقیده دست نکشید، شما را با آتش می سوزانم، ولی آنها توبه نکردند، حضرت علی (ع) گودالهایی آماده کرد، و در میان آنها آتش افکند، و قنبر به فرمان علی (ع) یکی یکی از آنها را آورد و در میان شعله های آتش می انداخت و همه آنها را سوزانید و نابود کرد . (293)

فراز دوم :

عبدالله بن سبا ادعای نبوت می کرد، و اعتقاد داشت که امیرمؤمنان علی (ع) همان خدا است، این خبر به علی (ع) رسید، او را به حضور طلبید، و از نزدیک بازجویی از او نمود، او اقرار کرد و گفت: آری تو همان خدا هستی، و در روح و جانم القاء شده که تو خدا هستی و من پیامبر هستم .
امام علی (ع) به او فرمود: وای بر تو، شیطان بر تو چیره شده، مادرت به عزایت بنشیند، از این عقیده بازگرد، و توبه کن .
عبدالله بن سبا، توبه نکرد، علی (ع) او را زندانی نمود، و سه روز او را به توبه دعوت کرد، ولی او توبه نکرد، آنگاه علی (ع) او را با آتش سوزانید و فرمود: شیطان به او راه یافت، و چنین عقیده ای را به او القاء کرد . (294)