فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز ششم :

ابان بن تغلب می گوید: همراه امام صادق (ع) مشغول طواف کعبه بودم، در گرماگرم طواف، یکی از شیعیان نزد من آمد و با اشاره از من خواست تا همراه او برای برآوردن حاجت او بروم، ولی من دوست نداشتم طوافم را قطع کنم و امام صادق (ع) را رها نمایم و همراه او بروم، به طواف خود ادامه دادم، باز آن مرد اشاره کرد که به همراه من بیا، امام صادق (ع) آن مرد را دید، به من فرمود آیا آن مرد تو را می خواهد؟
عرض کردم: آری
فرمود: او کیست؟
عرض کردم: یکی از دوستان و شیعیان است .
فرمود: همراه او برو .
گفتم : آیا طوافم را بشکنم؟
فرمود: آری، گفتم: گرچه طواف واجب باشد؟
فرمود: آری، بشکن و برو .
من طواف را شکستم و همراه آن مرد رفتم و پس از کمک به او ( و انجام نیاز او ) به محضر امام صادق (ع) بازگشتم و با اصرار از آن حضرت پرسیدم که حق مؤمن بر مؤمن چیست؟
فرمود: ای ابان نصف ثروت خود را به آن مرد نیازمند بده .
( که در این صورت حق او را ادا کرده ای )
در این هنگام امام صادق (ع) به من نگاه کرد، وقتی که دگرگونی چهره ام را دید ( که من از دادن نصف مالم به نیازمند، ناخشنودم )، فرمود: مگر ندیدی که خداوند (در قرآن ) آنان را که دیگران را بر خود ترجیح داده اند تمجید کرده و می فرماید:
و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة
: آنان (خاندان نبوت) کسانی هستند که دیگران را بر خود مقدم می دارند، هر چند خود شدیدا فقیر باشند . (حشر - 9)
عرض کردم: به این آیه توجه دارم .
فرمود: آگاه باش که اگر تو نیمی از ثروتت را به آن مرد نیازمند بدهی، او را بر خود مقدم نداشته ای، بلکه با او برابر شده ای، مقدم داشتن او (و ایثارگری )، آن وقت است که تو از نصف دیگر ثروتت به او بدهی . (284)

اصل: 8 اعتدال در زندگی امامان (ع)

اشاره:
یکی از اصول اخلاقی امامان (ع) رعایت اعتدال در همه مسائل مختلف زندگی، و دوری از افراط و تفریط است، آنها در مسائل اعتقادی، سیاسی، اقتصادی، عبادی و اجتماعی هرگز راه افراط یا تفریط را نپیمودند، و در همه جا معتدل زیستند و رفتارشان با مردم بر اساس اعتدال بود و شدیدا یاران خود را از افراط (زیاده روی ) و تفریط ( کندروی ) نهی کرده و راه اعتدال را که همان راه میانه است سفارش می نمودند . (285)
و همه برنامه های آنها زیر پوشش اعتدال قرار داشت، برای روشن شدن مطلب لازم است این موضوع را در چهار بخش توضیح دهیم:
1 - معنی اعتدال و قلمرو آن در اسلام
2 - اهمیت اعتدال از دیدگاه قرآن و روایات
3 - نتائج شوم دوری از اعتدال (مانند وسواس، اسراف و ...)
4 - فرازهایی از شیوه زندگی امامان (ع) در رابطه با اعتدال

یک: معنی اعتدال و قلمرو آن در اسلام

اعتدال به معنی میانه و حد وسط است در مقابل افراط و تفریط و تند روی و کند روی است، که اولی به معنی زیاده از حد میانه، و دومی به معنی پائین تر از حد میانه است .
فی المثل، آدمی که تشنه است و با یک لیوان آب تشنگی او برطرف می شود، اگر زیادتر از آن بنوشد افراط و زیاده روی کرده، و اگر کمتر بنوشد، تفریط نموده و تشنگیش برطرف نخواهد شد .
اسلام یک آئین کاملا معتدل است، و در همه امور، انسانها را به اعتدال دعوت کرده و از افراط و تفریط بر حذر می دارد، از این رو مسأله اعتدال از دیدگاه اسلام، قلمرو وسیعی دارد و شامل امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، عقیدتی، عبادی، رفتاری و ... خواهد شد، و در همه جا به عنوان یک اصل خلل ناپذیر اسلامی، مطرح می گردد، حتی در کارهای نیک، از زیاده روی نهی شده است مثلا در اسلام از عبادت و همچنین از انفاق زیادتر از حد اعتدال نهی شده است .
به طور کلی اسلام یک آئین معتدل در همه ابعاد مختلف زندگی است، و یک مسلمان حقیقی در همه امور معتدل است :
معتدل از نظر عقیده، که نه راه غلو را می پیماید و نه راه تقصیر و شرک را، نه طرفدار جبر است و نه طرفدار تفویض ، نه درباره خدا معتقد به تشبیه است و نه معتقد به تعطیل .
معتدل از نظر ارزشهای معنوی و مادی؛ نه به کلی در جهان ماده فرو می رود که معنویت به فراموشی سپرده شود، و نه آن چنان در عالم معنی فرو می رود که از جهان ماده به کلی بی خبر گردد، نه همچون گروه عظیمی از یهود است که تنها امور مادی را بشناسد، و نه همچون راهبان مسیحی، جمود دارد و علوم دیگران را نمی پذیرد .
معتدل از نظر روابط اجتماعی؛ نه در اطراف خود حصاری می کشد، که به طور کلی از جهانیان منزوی شود،و نه اصالت و استقلال خود را از دست می دهد، که همچون غرب زدگان در میان فرهنگ بیگانگان ذوب گردد .
معتدل از جهات اخلاقی، نه راه مرتاضان می رود و نه راه عیاشان هوسباز، نه راهی که منجر به تعطیل غرائز گردد، و نه راهی که موجب طغیان غرائز شود .
معتدل از نظر عبادت، نه راه عابدانی که در مغاره ها دور از اجتماع بپوسد و نه راه غرق شدگان در امور مادی، که عبادت را با خود یدک بکشد.
معتدل در امور اقتصادی، نه راه دنیاپرستان خود فروخته و تجمل گرا را می پیماید و نه راه ترک کنندگان مواهب دنیا را که موجب محرومیت او از نعمتهای الهی شود .
کوتاه سخن آنکه: یک مسلمان حقیقی در تمام جهات زندگی، مادی و معنوی، راه اعتدال و حد میانه و وسط را می اندیشد و می پیماید، چنانکه مسلمانان در قرآن به عنوان امت وسط معرفی شده اند، آنجا که در آیه 143 سوره بقره می خوانیم:
و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا
: همین گونه شما را امت میانه ای قرار دادیم، تا گواه ( و الگوی ) مردم باشید، و پیامبر هم گواه بر شما باشد .