فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

2 - انتقاد شدید امامان (ع) از بی توجهی به نیازهای مردم

امامان شیعه (ع) نسبت به آنان که در مورد احتیاجات مردم، بی تفاوت بودند و یا اقدام نمی کردند، برخورد شدید داشته و به آنها انتقاد می کردند، به عنوان نمونه در این مورد به دو روایت زیر توجه کنید:
1 - اسحاق بن عمار می گوید: به حضور امام صادق (ع) رفتم آن حضرت با ترشرویی به من نگریست، عرض کردم:
ما الذی غیرک لی: چه باعث شده که با روی خشن به من می نگری؟ .
امام صادق (ع) فرمود: به خاطر برخورد نامناسبی که با برادران دینی خود داری،ای اسحاق!به من خبر رسیده که در خانه ات دربان گذاشته ای تا فقرای شیعه را به خانه ات راه ندهند.
عرض کردم: قربانت گردم، من از شهرت ترسیدم ، فرمود: افلا خفت البلیة ...: آیا از نزول بلا نترسیدی؟ مگر نمی دانی که وقتی دو مؤمن ملاقات و مصافحه کنند خداوند بر آنها رحمت فرستد که 99 قسم آن رحمت بر آن رفیقی است که رفیقش را بیشتر دوست دارد ... (275)
2 - نیز فرمود:
من صار الی اخیه المؤمن فی حاجة، او مسلما فحجبه، لم یزل فی لعنة الله الی ان حضرته الوفاة
: شخصی که به خاطر نیاز - و یا برای سلام - نزد برادر مؤمنش بیاید، ولی او مانع ورود آن شخص گردد، همواره و تا هنگام مرگ، مشمول لعنت خدا خواهد بود . (276)
3 - نیز فرمود:
ایما مؤمن کان بینه و بین مؤمن حجاب، ضرب الله بینه و بین الجنة سبعین الف سور، ما بین السور الی السور مسیرة الف عام
: هر مؤمنی که بین او و مؤمن دیگر حجابی باشد، خداوند بین او و بهشت هفتاد هزار دیوار بلند بکشد، که فاصله بین هر دو دیوار، به اندازه پیمودن هزار سال راه، باشد . (277)

3 - فرازهایی از شیوه امامان (ع) در حل مشکلات مردم

امامان (ع) برای برطرف ساختن نیازهای مردم، و حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی و سایر امور، تلاش و کوشش فراوان داشتند، و در این راستا تا آخرین حد توان و امکانات خود اقدام جدی می نمودند، در اینجا به نمونه های زیر توجه کنید:

فراز نخست:

صفوان ساربان می گوید: در محضر امام صادق (ع) نشسته بودم، یکی از اهالی مکه به نام میمون به حضورش آمد و عرض کرد: کرایه ام تمام شده و نیاز به کرایه دارم .
امام صادق (ع) بی درنگ به من رو کرد و فرمود: برخیز و به نیاز برادرت رسیدگی کن .
من برخاستم و با هم از محضر امام صادق (ع) بیرون آمدیم، و سرانجام خداوند کمک کرد و نیاز او ( که تأمین کرایه سفر بود ) برآورده شد، در این هنگام به محضر امام صادق (ع) بازگشتم، فرمود: در مورد نیاز برادر مؤمنت چه کردی؟ .
عرض کردم: خداوند وسائل آن را فراهم ساخت .
امام صادق به من فرمود:
اما انک ان تعین اخاک المسلم احب الی من طواف اسبوع بالبیت
: آگاه باش!همانا برادر دینیت را یاری کنی، این کار نزد من بهتر است از اینکه یک هفته خانه کعبه را طواف نمایی .
سپس فرمود: مردی به حضور امام حسن مجتبی (ع) آمد، و درخواست کمک کرد، امام حسن (ع) برخاست و کفش خود را پوشید و همراه او به راه افتاد، در مسیر راه برادرش حسین (ع) را دید که مشغول نماز بود، امام حسن (ع) به آن مرد فرمود: چرا از برادرم حسین (ع) درخواست کمک نکردی؟ ، آن مرد عرض کرد: درخواست کردم، ولی آن حضرت، عذر آورد و فرمود: در حال اعتکاف (عبادت سه روز در مسجد) هستم .
امام حسن (ع) فرمود:
اما انه لو اعانک کان خیرا له من اعتکافه شهرا
: همانا!اگر حسین (ع) تو را در مورد تأمین نیازت کمک می کرد، برای او بهتر از اعتکاف یک ماه بود . (278)