فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

1 - اهمیت رفع نیازها، و حل مشکلات مردم، از نظر قرآن و روایات

انسانها در فراز و نشیب زندگی و در میان کورانها و حوادث تلخ و ... غالبا در زندگی به همدیگر نیاز پیدا می کنند، و به تنهایی بدون کمک مردم نمی توانند بار سنگین نیازهای خود را به مقصد برسانند، خداوند متعال با تأکیدها و تعبیرات مختلف، مردم را به تعاون، همکاری، زکات و کمکهای مالی، انفاقات و ... دعوت کرده، و شدیدا از بی توجهی و بی اعتنایی به نیازهای جامعه و مردم، نهی نموده و هشدار داده است، در اینجا نخست به آیاتی از قرآن توجه کنید:
در قرآن 32 باز سخن از زکات( که وسیله ای برای رفع نیازهای مردم است ) سخن به میان آمده، جالب اینکه 28 بار از آن، بعد از دستور نماز، ذکر شده، که بیانگر نزدیکی نماز با زکات است، و به ما می آموزد: که پس از برقراری پیوند با خدا، پیوند با خلق خدا نیز لازم است .
در اینجا به عنوان نمونه به ذکر یک آیه از آن آیات می پردازیم، در سوره توبه آیه 11 می خوانیم:
فان تابوا و اقاموا الصلوة و اتو الزکاة فاخوانکم فی الدین
: هرگاه مشرکان توبه کنند، و نماز را بپا دارند و زکات را بپردازند، برادران دینی شما هستند .
تعبیر به برادران دینی بیانگر آن است که از ویژگی ها و آثار برادری،
انجام نماز و ادای زکات است، بنابراین کسانی که با دادن زکات اموالشان، نیازمندی های اجتماعی و فردی افراد را تأمین می کنند، به وظیفه برادری دینی خود عمل نموده اند.
در اسلام، مسأله تعاون و همکاری و کمکهای مالی و غیره به همدیگر نمودن، یک اصل کلی اسلامی است که شامل سراسر مسائل اجتماعی، حقوقی و اخلاقی و سیاسی خواهد شد، در قرآن در آیه 2 سوره مائده می خوانیم:
و تعاونوا علی البر و التقوی : در راه نیکی و تقوا همواره با همدیگر همکاری کنید .
تعبیر به بر یعنی در کارهای مفید و مثبت، همکاری نمائید، و تعبیر به تقوی بیانگر آن است که باید این تعاون و همکاری بر اساس پاکی و خلوص و دوری از هر گونه انحراف و ناخالصی ها باشد .
نتیجه اینکه: قرآن همکاری و کمکهای مالی و ... را که در راستای رفع نیازهای فردی و اجتماعی مختلف زندگی مردم باشد، به عنوان یک اصل اصیل و رکن استوار، در سرلوحه برنامه های دستوری خود قرار داده و برای استواری و جا افتادن آن در جامعه، تأکیدات فراوان نموده است .

نگاهی به پاره ای از روایات

در کتاب بحارالانوار در جلد هفتاد و چهار 126 روایت در رابطه با قضای حاجت مؤمن، ذکر شده است .
و در نهج البلاغه و اصول کافی و ... نیز روایات و سخنان بسیار در این رابطه گفته شده است، و از همه آنها به خصوص از عهدنامه مالک اشتر در نهج البلاغه فهمیده می شود که اصل توجه به نیازهای مردم، و سعی و کوشش در رفع آنها به خصوص در مورد مسئولان و کارگزاران که امکانات بیشتری در اختیار دارند، تأکید بیشتری شده است، اینک در اینجا به چند روایت زیر توجه کنید:
1 - امام کاظم (ع) فرمود:
ان لله عبادا فی الارض یسعون فی حوائج الناس، هم الآمنون یوم القیامة، و من ادخل علی مؤمن سرورا فرح الله قلبه یوم القیامة
: همانا خداوند در زمین بندگانی دارد که برای رفع نیازهای مردم سعی و تلاش می نمایند، چنین بندگانی در روز قیامت درامان هستند، و کسی که به مؤمنی شادی برساند، خداوند قلب او را در روز قیامت، شاد خواهد کرد. (270)
2 - امام صادق (ع) فرمود:
لان امشی فی حاجة اخ لی مسلم احب الی من ان اعتق الف نسمة و احمل فی سبیل الله علی الف فرس مسرجة ملجمة
: هرگاه برای نیاز برادر مؤمنم گام بردارم، این عمل در نزد من بهتر از آن است که هزار برده را آزاد سازم و هزار اسب زین و لجام کرده، در راه خدا (به میدان جهاد) حرکت دهم . (271)
3 - نیز فرمود:
من کانت له دار فاحتاج مؤمن الی سکناها فمنعه ایاها، قال الله عزوجل: یا ملائکتی ابخل عبدی بسکنی الدار الدنیا و عزتی و جلالی لا یسکن جنانی ابدا
: کسی که دارای خانه ای باشد، و مؤمنی به سکونت در آن نیاز دارد، ولی او از سکونت مؤمن جلوگیری کند، خداوند خطاب به فرشتگانش می فرماید: ای فرشتگان من، بنده مؤمن به بنده دیگرم از نشستن در خانه دنیا بخل ورزید، سوگند به عزت و جلالم هرگز او را در بهشتم سکونت ندهم . (272)
4 - نیز فرمود:
ما من مؤمن یمشی لاخیه المؤمن فی حاجة الا کتب الله عزوجل بکل خطوة حسنة و حط عنه بها سیئة، و رفع له بها درجة، وزید بعد ذلک عشر حسنات و شفع فی عشر حاجات
: مؤمنی نیست که برای رفع نیاز بردار مؤمنش گام بردارد، مگر اینکه خداوند برای او در هر گامی، پاداشی می نویسد، و گناهی از او نابود می سازد، و درجه ای از او بالا می برد، و سپس ده حسنه بر حسنات او بیفزاید، و در مورد ده حاجت، شفاعت او را بپذیرد . (273)
5 - رسول خدا (ص) فرمود:
من سر مؤمنا فقد سرنی، و من سرنی فقد سر الله
: کسی که مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده، و کسی که مرا شاد کند خدا را شاد نموده است . (274)

2 - انتقاد شدید امامان (ع) از بی توجهی به نیازهای مردم

امامان شیعه (ع) نسبت به آنان که در مورد احتیاجات مردم، بی تفاوت بودند و یا اقدام نمی کردند، برخورد شدید داشته و به آنها انتقاد می کردند، به عنوان نمونه در این مورد به دو روایت زیر توجه کنید:
1 - اسحاق بن عمار می گوید: به حضور امام صادق (ع) رفتم آن حضرت با ترشرویی به من نگریست، عرض کردم:
ما الذی غیرک لی: چه باعث شده که با روی خشن به من می نگری؟ .
امام صادق (ع) فرمود: به خاطر برخورد نامناسبی که با برادران دینی خود داری،ای اسحاق!به من خبر رسیده که در خانه ات دربان گذاشته ای تا فقرای شیعه را به خانه ات راه ندهند.
عرض کردم: قربانت گردم، من از شهرت ترسیدم ، فرمود: افلا خفت البلیة ...: آیا از نزول بلا نترسیدی؟ مگر نمی دانی که وقتی دو مؤمن ملاقات و مصافحه کنند خداوند بر آنها رحمت فرستد که 99 قسم آن رحمت بر آن رفیقی است که رفیقش را بیشتر دوست دارد ... (275)
2 - نیز فرمود:
من صار الی اخیه المؤمن فی حاجة، او مسلما فحجبه، لم یزل فی لعنة الله الی ان حضرته الوفاة
: شخصی که به خاطر نیاز - و یا برای سلام - نزد برادر مؤمنش بیاید، ولی او مانع ورود آن شخص گردد، همواره و تا هنگام مرگ، مشمول لعنت خدا خواهد بود . (276)
3 - نیز فرمود:
ایما مؤمن کان بینه و بین مؤمن حجاب، ضرب الله بینه و بین الجنة سبعین الف سور، ما بین السور الی السور مسیرة الف عام
: هر مؤمنی که بین او و مؤمن دیگر حجابی باشد، خداوند بین او و بهشت هفتاد هزار دیوار بلند بکشد، که فاصله بین هر دو دیوار، به اندازه پیمودن هزار سال راه، باشد . (277)