فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز چهارم:

روزی امام حسین (ع) هنگام عبور، چند نفر فقیر را دید که کنار هم نشسته اند و غذا می خورند، آنها وقتی که امام را دیدند، گفتند: بفرمائید از این غذا میل کنید.
امام حسین (ع)کنار آنها رفت و نشست و فرمود:
ان الله لا یحب المتکبرین : همانا خداوند متکبران را دوست ندارد ، همراه آنها غذا خورد، سپس به آنها فرمود: من دعوت شما را اجابت کردم، شما نیز دعوت مرا اجابت کنید .
آنها پاسخ مثبت دادند و همراه امام، به خانه آن حضرت آمدند، امام حسین (ع) به کنیز خود به نام رباب فرمود: آنچه را که در خانه ذخیره کرده ای برای این مهمانها بیاور. (264)

فراز پنجم:

امام سجاد (ع) در جایی عبور می کرد، چند نفر جذامی (افراد مبتلا به بیماری جذام ) را دید که در نهایت بی نوایی در جایی نشسته اند، از آنجا رد شد، ولی بی درنگ به خود گفت: خداوند متکبران را دوست ندارد ، همانجا به خاطر فرار از تکبر، نزد آن جذامی ها بازگشت و با زبان عذر خواهی به آنها فرمود: من اکنون روزه هستم ( و معذورم که کنار شما بنشینم و غذا بخورم ) سپس آنها را به خانه خود دعوت کرد، آنها به خانه امام آمدند، امام سجاد(ع) هم به آنها غذای لذیذ داد،و هم به هر کدام مبلغی پول عنایت فرمود و با احترام از آنها دلجویی نمود (265)

فراز ششم:

روزی امام صادق (ع) به حمام عمومی رفت، صاحب حمام به آن حضرت عرض کرد: حمام را برای شما خلوت کنم ( که تنها شما در حمام باشید و تا در حمام هستید کسی وارد نگردد، تا حریم احترام شما حفظ شود ) .
امام صادق (ع) در پاسخ فرمود:
لا حاجة لی فی ذلک، المؤمن اخف من ذلک
: برای من نیازی در این کار نیست، مؤمن سبکتر از این است . (266)
[ یعنی مؤمن به خاطر امور غیر لازم مانند حفظ حریم و ... که از نشانه های کبریایی است، خود را مقید و دربند قرار نمی دهد، و زندگی را بر خود سخت نمی نماید . ]