فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز سوم:

عصر خلافت امیر مؤمنان علی (ع) بود، یکی از شیعیان نقل می کند آن حضرت را دیدم خرما خریده بود و با خود به سوی خانه حمل می کرد، بعضی عرض کردند: ای امیر مؤمنان!اجازه دهید آن را برای شما بیاوریم.
آن حضرت در پاسخ فرمود: شخص عیالمند به حمل بار خود سزاوارتر است . (262)
محدث بزرگ، مرحوم کلینی نظیر این مطلب را نقل می کند که: امام صادق (ع) شخصی را دید متاعی را برای اهل خانه خریده و حمل می کند، هنگامی که آن شخص امام صادق (ع) را دید، شرمنده شد، امام به او فرمود: آن متاع را برای اهل و عیال خود خریده ای و به سوی آنها حمل می کنی؛
اما و الله لولا اهل المدینة لا حببت ان اشتری لعیالی الشیی ء ثم احمله الیهم
: آگاه باش به خدا سوگند اگر اهل مدینه نبودند( و سرزنش نمی کردند) من هم دوست داشتم برای خانواده ام چیزی بخورم و به خانه ببرم . (263)

فراز چهارم:

روزی امام حسین (ع) هنگام عبور، چند نفر فقیر را دید که کنار هم نشسته اند و غذا می خورند، آنها وقتی که امام را دیدند، گفتند: بفرمائید از این غذا میل کنید.
امام حسین (ع)کنار آنها رفت و نشست و فرمود:
ان الله لا یحب المتکبرین : همانا خداوند متکبران را دوست ندارد ، همراه آنها غذا خورد، سپس به آنها فرمود: من دعوت شما را اجابت کردم، شما نیز دعوت مرا اجابت کنید .
آنها پاسخ مثبت دادند و همراه امام، به خانه آن حضرت آمدند، امام حسین (ع) به کنیز خود به نام رباب فرمود: آنچه را که در خانه ذخیره کرده ای برای این مهمانها بیاور. (264)

فراز پنجم:

امام سجاد (ع) در جایی عبور می کرد، چند نفر جذامی (افراد مبتلا به بیماری جذام ) را دید که در نهایت بی نوایی در جایی نشسته اند، از آنجا رد شد، ولی بی درنگ به خود گفت: خداوند متکبران را دوست ندارد ، همانجا به خاطر فرار از تکبر، نزد آن جذامی ها بازگشت و با زبان عذر خواهی به آنها فرمود: من اکنون روزه هستم ( و معذورم که کنار شما بنشینم و غذا بخورم ) سپس آنها را به خانه خود دعوت کرد، آنها به خانه امام آمدند، امام سجاد(ع) هم به آنها غذای لذیذ داد،و هم به هر کدام مبلغی پول عنایت فرمود و با احترام از آنها دلجویی نمود (265)