فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز اول:

داود رقی یکی از شاگردان امام صادق (ع) است، او پسر عموی منحرف و بی دین و ناپاکی داشت، داود از ناحیه او و افراد خانواده او همواره در زحمت و آزار بود، ولی رعایت صله رحم می کرد، حتی در آستانه سفر به مکه، حواله ای به دست پسر عمویش داد تا طبق آن، مخارج زندگی خویش را تأمین کند .
داود می گوید: در سفر مکه، به مدینه رفتم و به محضر امام صادق (ع) رسیدم، آن حضرت بدون مقدمه و بی آنکه چیزی بگویم به من رو کرد و فرمود: ای داود!روز پنجشنبه اعمال شما بر من عرضه شد، از جمله از کارهای نیک تو که به من گزارش گردید این بود که نسبت به پسر عمویت فلانی، صله رحم کردی؛
فسرنی ذلک، انی علمت ان صلتک له اسرع لفناء عمره و قطع اجله
: این کار تو مرا خشنود کرد، همانا من آگاهم که صله رحم تو (و قطع رحم او ) نسبت به پسر عمویت، برای نابودی او و فرا رسیدن مرگ او سریعتر از امور دیگر است . (248)

فراز دوم:

حسین بن علی اصغر بن الحسین (ع) نوه امام سجاد (ع) معروف به حسن افطس پسر عموی امام صادق (ع) بود، در ماجرای قیام محمد بن عبدالله بن حسن مثنی، معروف به نفس زکیه بر ضد منصور دوانیقی، از پرچمداران و یاران او بود، و پس از شهادت او مخفی شد، تا از گزند منصور خود را حفظ کند .
امام صادق (ع) در ملاقاتی با منصور، وساطت کرد، و منصور حسن افطس را عفو نمود .
امام صادق (ع) به او کمک و محبت فراوان کرد در عین حال او گاهی نسبت به آن حضرت تندی می کرد، حتی در موردی درگیری او آنچنان با امام صادق (ع) شدید شد که به سوی امام (ع) چاقو کشید .
ولی امام صادق (ع) پس از این ماجرا نیز، فرهنگ صله رحم اسلامی را از یاد نبرد، و با او ارتباط صمیمانه داشت (249) اینک در اینجا به این روایت توجه کنید:
یکی از کنیزان امام صادق (ع) به نام سالمه می گوید: آقایم امام صادق (ع) هنگام شهادت، چشم گشود، و در مورد بستگانش سفارش کرد و فرمود: به حسن افطس هفتاد دینار بدهید و به فلانی و فلانی این مقدار ... بدهید.
عرض کردم: آیا به کسی که با شما دشمنی کرد و تا سر حد کشتن شما، با شما برخورد بد نمود، سفارش می کنی که پول بدهند؟
فرمود: آیا می خواهی مشمول این آیه نگردم که:
و الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب ... اولئک لهم عقبی الدار
: صاحبان اندیشه کسانی هستند که پیوندهایی را که خداوند به آن امر کرده، برقرار می نمایند( یعنی صله رحم می کنند) ... عاقبت نیک در سرای دیگر دارند . ( رعد - 21 و 22 )
آری ای سالمه!خداوند بهشت را آفرید، و آن را پاکیزه و خوشبو نمود، و بوی خوش آن تا مسیر پیمودن دو هزار سال راه، می رسد ولی به مشام آن کسی که پدر و مادرش را از خود ناراضی کند، و با بستگانش، صله رحم نداشته باشد نمی رسد . (250)
از این فراز فهمیده می شود که صله رحم باید حتی نسبت به آنانکه در برابر خوبی، بدی کردند، رعایت گردد، و صله رحم تنها به دید و بازدید، و احوالپرسی نیست، بلکه جلوگیری از ضرر، و کمک مالی و ... نیز، جزء برنامه صله رحم است .

فراز سوم:

عبدالله بن حسن مثنی معروف به عبدالله محض (251) نوه پسری امام حسن مجتبی (ع) و نوه دختری امام حسین (ع) بود و از افرادی بود که بر ضد منصور دوانیقی (دومین طاغوت عباسی ) قیام کرد و به شهادت رسید، در موضوع قیام ( و احتمالا در مورد بیعت نکردن امام صادق (ع) با پسر او به نام محمد) بین او و امام صادق (ع) درگیری لفظی شدید شد، به طوری که صدای هر دو بر ضد هم بلند گردید و مردم اجتماع کردند، و شب فرا رسید، و آن دو با تندی و خشونت از همدیگر جدا شدند.
صفوان جمال می گوید: بامداد آن شب، برای کاری از خانه بیرون آمدم، دیدم امام صادق (ع) کنار در خانه عبدالله بن حسن (بن حسن ) توقف کرده و می فرماید ای کنیز!به ابومحمد (عبدالله بن حسن ) بگو بیاید .
عبدالله از خانه بیرون آمد، و به امام صادق (ع) عرض کرد: ای ابا عبدالله!چرا صبح زود به اینجا آمده ای؟ .
امام صادق (ع) فرمود: دیشب آیه ای از کلام خدا قرآن را خواندم که آن آیه مرا پریشان ساخت.
عبدالله: عرض کرد: کدام آیه؟
امام صادق (ع) فرمود: این آیه که خداوند ( در آیه 21 سوره رعد) می فرماید:
و الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب
: صاحبان اندیشه کسانی هستند که پیوندهایی را که خداوند به آن امر کرده برقرار می نمایند، و از پروردگارشان، و همچنین از بدی روز حساب قیامت، بیم دارند.
عبدالله عرض کرد: راست گفتی، گویا من این آیه را هرگز در کتاب خدا، نخوانده بودم، سپس عبدالله و امام صادق (ع) دست در گردن هم انداختند و مدتی با هم ( به نشانه صله رحم و ارتباط مجدد) گریه کردند . (252)
این روایت بروشنی بیانگر آن است که باید صله رحم رعایت گردد، گرچه خویشاوند به این حد از فسق و گمراهی برسد.