فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فرازهایی از مدارا و نرمخویی، در زندگی امامان (ع)

در اینجا برای آشنایی بیشتر به اهمیت رفق و مدارا به چند فراز عملی از شیوه زندگی امامان (ع) در این راستا، توجه کنید:

فراز اول:

امیر مؤمنان حضرت علی (ع) پس از رحلت رسول خدا(ص) حدود 25 سال از مقام رهبری بر کنار شد، و سه خلیفه نخست، ابوبکر و عمر و عثمان، مقام رهبری را تصرف کردند، حضرت علی (ع) در این عصر با اینکه حقش را غضب کرده بودند، برای صلاح اسلام و مسلمین با دستگاه رهبری مدارا کرد، در مشورتها و قضاوتها و پاسخ به پرسشها و سایر مشکلات حضور فعال داشت و با اینکه مدارا با آنها بسیار سخت و تلخ بود، ولی به خاطر حفظ اسلام مدارا کرد.
آن حضرت نخست با شدت عمل، حق خود را مطالبه نمود، ولی وقتی که به آن نرسید، چاره ای ندید جز اینکه در پرتو رفق و مدارا، به اسلام خدمت کند، اگر رفق و مدارا را برای خود بر نمی گزید، ناگزیر از هر جهت منزوی می شد، و در نتیجه جهان اسلام از وجود با برکت او محروم می گشت، آری دو خصلت رفق و مدارا بود که نگذاشت تا او به طور کلی از حضور در صحنه دور گردد، و اسلام و مسلمانان از برکات وجودش بی بهره شوند.

فراز دوم:

یکی از خویشان امام سجاد(ع) نزد آن حضرت آمد و سخنان تند و ناسزا به آن بزرگوار گفت، امام سجاد (ع) در برابر او سکوت کرد، تا او رفت، در این هنگام امام سجاد(ع) به حاضران فرمود : شما شنیدید که این مرد چگونه با من برخورد کرد، اکنون دوست دارم همراه من بیائید تا نزد او برویم و پاسخ مرا به او بشنوید .
حاضران عرض کردند: ما آماده ایم با تو بیائیم تا پاسخ تو را به او بشنویم و ما نیز آنچه بتوانیم او را سرزنش کنیم.
امام سجاد (ع) حرکت کرد و در مسیر راه این آیه را می خواند:
و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین
: پرهیزکاران، خشم خود را فرو برند، و نسبت به مردم عفو و گذشت دارند، خداوند نیکوکاران را دوست دارد (آل عمران - 134 )
همراهان که نخست گمان دیگری داشتند، از خواندن این آیه، فهمیدند که امام سجاد (ع) برای انتقام نمی رود، امام سجاد(ع) به در خانه آن مرد ناسزاگو رسید و صدا زد و به حاضران فرمود: به او بگوئید علی بن حسین (ع) است .
او به گمان آنکه امام سجاد(ع) برای تلافی آمده، خود را آماده ستیز ساخت و بیرون آمد، امام سجاد (ع) به او فرمود:
برادرم!تو ساعتی قبل نزد من آمدی و آنچه خواستی به من گفتی، پس اگر آنچه گفتی در من هست، از درگاه خدا در مورد آنها طلب آمرزش می کنم، و اگر در من نیست، خدا تو را بیامرزد .
روایت کننده گوید: آن مرد گستاخ آنچنان در برابر سخنان مهرانگیز امام، تحت تأثیر قرار گرفت که بین چشمان آن حضرت را بوسید و گفت: آری آنچه گفتم در شما نبوود و اعتراف می کنم که خودم به آنچه گفتم سزاوارترم. (231)