فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

اصل: 4 رفق و مدارا در رفتار امامان (ع)

اشاره:
یکی از اصول اخلاق اسلامی که امامان (ع) آن را در سرلوحه شیوه های رفتاری خود قرار داده بودند رفق و مدارا بود، آنها در رفتار خود با مردم، نرم خو و ملایم و گشاده رو بودند و در برابر تندی ها و بی نزاکتی مردم تحمل داشتند، نرمش عظیم و تحمل قهرمانانه آنها موجب شد که بسیاری از گمراهان به راه راست هدایت شده و به سوی اسلام جذب گردیدند .
محقق معروف ملا مهدی نراقی ( متوفی 1209 ه.ق) در کتاب جامع السعادة در مورد فرق بین مداراة و رفق، می گوید: مداراة یعنی نرم خویی و رفتار ملایم با مردم، ولی رفق یعنی تحمل و شکیبایی در برابر تندخوئی طرف. (225)
به هر حال امامان ما بر اساس رفق و مدارا با مردم رفتار می کردند، و از جمله ابزار کار آنها در رفتار با مردم همین اصل بود، و اگر امامان (ع) این اصل را نداشتند حتی یک روز نمی توانستند با مردم زندگی کنند، زیرا مردم یکسان نیستند، بلکه آنها دارای فرهنگها و ملیت ها و اخلاقها و تربیتهای گوناگون هستند، یکی زود عصبانی می شود، دیگری تندخو و عجول است، سومی کم طاقت و بی حوصله است و ... اگر رهبران الهی و سایر مردم که با انسانهای مختلف سر و کار دارند، دو صفت رفق و مدارا را نداشته باشند و آن را رعایت نکنند، در زندگی شکست می خورند و هرگز نمی توانند در صحنه حضور داشته باشند .
اگر انسان خشک و یک دنده و انعطاف پذیر باشد نمی تواند در کنار مردم باشد، حتما منزوی شده و تنها می ماند، با توجه به اینکه انسانهای منزوی و دور از مردم نمی توانند برای جامعه، مفید و کارگشا باشند.
براستی اگر امروز و هر روز دیگر، مردم در رفتار خود در ادارات، در محل زندگی، در خانه با همسر، با همسایه ها، با خویشان، و در بازار با مشتریان، و راننده ها هنگام رانندگی، و در بیمارستانها بین بیماران و پرستاران و ... این دو خصلت بسیار عالی یعنی رفق و مدارا رعایت گردد، بسیاری از عصبانیتها، نزاعها، ستیزها، اخم ها، کدورتها، نازیبائی ها، تلخی ها، و رنجها به گلستانی از صفا و زیبایی و آسایش و شادابی تبدیل می یابد، و مردم با اعصابی آرام، و رفتاری خوش، و زندگی ای بی دغدغه به کار خود ادامه می دهند، و با کمال آسودگی و آسایش زندگی خواهند نمود .
بر همین اساس امام باقر (ع) فرمود:
ان لکل شی ء قفلا و قفل الایمان الرفق
: همانا برای هر چیزی قفلی وجود دارد، (یعنی حافظی وجود دارد ) و قفل ایمان، نرمخویی است . (226)
قرآن و موضوع رفق و مدارا
در آیه 159 سوره آل عمران چنین می خوانیم که خداوند به پیامبر اسلام (ص)خطاب کرده و می فرماید:
فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر
: از پرتو رحمت الهی در برابر مردم، نرم ( و مهربانی ) شدی، و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند، بنابراین آنها را عفو کن، و برای آنها طلب آمرزش نما، و در کارها با آنها مشورت کن.
و در آیه 88 سوره حجر می خوانیم؛ خداوند به پیامبرش می فرماید:
و اخفض جناحک للمؤمنین و بال و پر خود را برای مؤمنان فرود آر . (227)
رفق و مدارا از نظر روایات
روایات بسیاری در ستایش و تمجید رفق و مدارا نقل شده، در اینجا به ذکر چند روایت می پردازیم:
رسول اکرم (ص) فرمود:
الرفق یمن و الخرق شؤم - الرفق لم یوضع علی شیی ء الا زانه، و لا ینزع من شیی ء الا شأنه
: رفاقت و نرم خویی، مایه برکت است، ولی خشونت و تندی مایه شومی و نامبارکی است، نرم خوئی موجب زینت و آرایش است، و ترک آن موجب زشتی و نازیبائی است . (228)
نیز فرمود:
اعقل الناس اشدهم مداراة للناس، و اذل الناس من اهان الناس
: خردمندترین انسان، کسی است که مدارای او با مردم استوارتر و بیشتر است، و بیچاره ترین مردم کسی است که به مردم اهانت کند . (229)
بنابراین مدارا کردن، نشانه عقل و قدرت تدبیر است، نه نشانه ضعف و ذلت و عقب نشینی، بلکه به عکس تندی و اهانت کردن، نشانه ضعف و ذلت خواهد بود .
نیز فرمود:
المداراة نصف الایمان
: مدارا کردن: نیمی از ایمان است . (230)

فرازهایی از مدارا و نرمخویی، در زندگی امامان (ع)

در اینجا برای آشنایی بیشتر به اهمیت رفق و مدارا به چند فراز عملی از شیوه زندگی امامان (ع) در این راستا، توجه کنید:

فراز اول:

امیر مؤمنان حضرت علی (ع) پس از رحلت رسول خدا(ص) حدود 25 سال از مقام رهبری بر کنار شد، و سه خلیفه نخست، ابوبکر و عمر و عثمان، مقام رهبری را تصرف کردند، حضرت علی (ع) در این عصر با اینکه حقش را غضب کرده بودند، برای صلاح اسلام و مسلمین با دستگاه رهبری مدارا کرد، در مشورتها و قضاوتها و پاسخ به پرسشها و سایر مشکلات حضور فعال داشت و با اینکه مدارا با آنها بسیار سخت و تلخ بود، ولی به خاطر حفظ اسلام مدارا کرد.
آن حضرت نخست با شدت عمل، حق خود را مطالبه نمود، ولی وقتی که به آن نرسید، چاره ای ندید جز اینکه در پرتو رفق و مدارا، به اسلام خدمت کند، اگر رفق و مدارا را برای خود بر نمی گزید، ناگزیر از هر جهت منزوی می شد، و در نتیجه جهان اسلام از وجود با برکت او محروم می گشت، آری دو خصلت رفق و مدارا بود که نگذاشت تا او به طور کلی از حضور در صحنه دور گردد، و اسلام و مسلمانان از برکات وجودش بی بهره شوند.