فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز سوم:

آن هنگام که ولید بن عقبه ( از جانب عثمان ) فرماندار مدینه بود، به قسمتی از یک زمین مزروعی، تجاوز کرد و حق امام حسین (ع) را در آنجا پامال نمود، امام حسین (ع) با کمال قاطعیت به ولید اعتراض کرد، وقتی که دید ولید زیر بار حق نمی رود، دستار او را از سرش گرفت و به گردنش پیچاند و محکم کشید که نزدیک بود ولید خفه شود.
مروان از این روش قاطع امام حسین (ع) در برابر زورگو، آنچنان تحت تأثیر قرار گرفت که به ولید گفت:
بالله ما رأیت کالیوم جراة رجل علی امیره
: سوگند به خدا تا امروز ندیدم که مردی این گونه نسبت به امیر و رئیسش، جرئت و صلابت داشته باشد! (213)

فراز چهارم:

ابوصباح کنانی (ره)، یکی از فقهاء و شاگردان برجسته امام باقر (ع) بود، روزی به در خانه امام باقر (ع) آمد، در را زد، دخترکی (که از کنیزان امام باقر (ع) بود ) در را باز کرد، ابوصباح (ره ) با دست به سینه او زد و گفت: به آقایت بگو ابوصباح کنانی (ره) است .
در همان لحظه امام از پشت دیوار، فریاد برآورد: ادخل لا ام لک : ای مادر مرده: وارد شو!
ابوصباح (ره) می گوید: وارد خانه شدم و به حضور امام باقر (ع) رسیدم، و عرض کردم: به خدا قسم ( از دست زدن به سینه کنیز ) قصد بدی نداشتم، می خواستم بر ایمانم در مورد شما (که آیا از پشت پرده ها اطلاع دارید یا نه ) بیفزاید .
فرمود: راست می گویی، اگر فکر کنید که این دیوارها جلو دید ما را می گیرد، چنانکه جلو دید شما را می گیرد، پس چه فرقی میان ما و شما است؟
فایاک ان تعاود مثلها: بپرهیز که مبادا این کار تکرار شود . (214)

فراز پنجم:

ابوبصیر (ره) می گوید: در کوفه بودم، به یکی از بانوان درس قرائت قرآن می آموختم، روزی در یک مورد با او شوخی کردم . مدتها گذشت تا در مدینه به حضور امام باقر (ع) رسیدم، آن حضرت مرا مورد سرزنش قرار داد و فرمود: کسی که در جای خلوت گناه کند، خداوند نظر لطفش را از او بر می گرداند، این چه سخنی بود که به آن زن گفتی؟
از شدت شرم، سر در گریبان کرده و توبه نمودم، امام باقر (ع) به من فرمود: مراقب باش که تکرار نکنی ( و با زن نامحرم شوخی ننمائی ) .(215)
دو فراز فوق حاکی است که امامان (ع) با نظارت دقیق خود بر جامعه، نسبت به گناهی که رخ می دهد هر چند از دوستان نزدیک آنها باشد - اشراف داشتند، و با نهی از منکر و سرزنش خود با قاطعیت گناهکار را مورد بازخواست قرار می دادند، و آنها را بر حذر می داشتند.