فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز نخست :

حارث نجاشی یکی از شاعران برجسته عصر خلافت امیرمؤمنان علی (ع) بود، و با شعر و شعار از حریم امام علی (ع) حمایت می کرد، و معاویه را هجو و سرزنش می نمود، و به عنوان یکی از دوستان و هواخواهان جدی حضرت علی (ع) به شمار می آمد، به امام علی (ع) خبر دادند که او در ماه رمضان شراب خورده است، مأمورین به دستور آن حضرت، نجاشی را دستگیر کرده و نزد امام آوردند .
امام علی (ع) با کمال قاطعیت او را بر زمین خوابانید و هشتاد بار شلاق به عنوان حد بر او زد .
سپس دستور داد یک شب او را زندانی کردند، و فردای آن روز او را طلبید و بیست شلاق دیگر بر او زد .
نجاشی گفت: ای امیرمؤمنان، روز قبل حد شرابخواری را که هشتاد تازیانه بود بر من جاری ساختی، پس این بیست بار زدن با شلاق برای چیست؟ .
امام علی (ع) در پاسخ فرمود:
هذا لتجریک علی شرب الخمر فی شهر رمضان
: این بیست تازیانه به خاطر آن است که تو جرئت و گستاخی را به جائی رساندی که حرمت ماه رمضان را نگه نداشتی و در چنین ماه، شراب خوردی . (209)
این فراز بیانگر آن است که امام علی (ع) در اجرای حد الهی هیچگونه مماشات و روی در بایستی نکرد، با اینکه نجاشی از یاران و شاعران مداح او بود، نسبت به گناهی که او کرد، قاطعیت نشان داد، در همان عصر افرادی از دوستان علی (ع) بودند که به خاطر این حادثه، به علی (ع) خرده گرفتند، و گروهی از آنها ناراحت شدند، و یکی از آنها به نام طارق بن عبدالله نزد علی (ع) آمد و گفت: روا نیست که با افرادی مثل نجاشی مانند دیگران یکسان برخورد شود، و رهبران خرد، و شخصیتهای با فضیلت، این گونه رفتار نمی کنند!.
امام علی (ع) به او فرمود: نجاشی یکی از افراد مسلمین است که حد شکنی نموده و احترام حریم الهی را حفظ نکرده، و با سایر مردم فرق ندارد، از این رو ما حد الهی را بر او جاری ساختیم، و ما بر اساس عدالت رفتار نمودیم که خداوند می فرماید:
... اعدلوا هو اقرب للتقوی : ... عدالت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است . (مائده - 8 )
طارق و نجاشی که از عمل قاطع امام علی (ع) رنجیده شده بودند، از آن حضرت بریدند و به معاویه پیوستند .(210)

فراز دوم :

عصر خلافت عثمان بود، عثمان برادر مادری خود ولید بن عقبه را فرماندار کوفه کرد، ولید در کوفه شراب خورد و بر اثر مستی نماز صبح را در جماعت، چهار رکعت خواند، گروهی از اهالی کوفه او را به مدینه آوردند و در نزد عثمان گواهی دادند که شراب خورده است .
عثمان به خاطر خویشاوندی با ولید، طفره رفت و دنبال بهانه می گشت که با شبهه سازی، دستور حد را در مورد ولید، برطرف کند، عثمان و هوا خواهانش آنچنان جو سازی کردند، که هیچ کس از خشم عثمان جرئت نمی کرد تا حد شرابخواری را ( که هشتاد شلاق بود) بر ولید جاری کند.
حضرت علی (ع) برخاست و گریبان ولید را گرفت و او را بر زمین کوبید و تازیانه اش را بر فراز او بلند کرد تا حد شرابخواری را بر او جاری سازد، عثمان به علی (ع) گفت: تو چنین حقی نداری ، علی (ع) جواب داد: از برای من بالاتر از این رواست . (211)
در فراز دیگر از تاریخ آمده، امام علی (ع) به عثمان دستور داد که آشکارا بر ولید حد جاری گردد، ولی عثمان در فکر نقشه ای بود تا به طور کلی اصل حد، از ولید برداشته شود، امام علی (ع) در حالی که فرزندش حسن(ع) نیز او را کمک می کرد، برخاست و تصمیم گرفت، حد را بر ولید اجرا سازد، ولید با التماس و ذلت، علی (ع) را قسم داد و گفت: تو را به خویشاوندیی که بین ما وجود دارد سوگند می دهم دست از من بردار.
امام علی (ع) با کمال صلابت به او فرمود:
اسکت ابا وهب، فانما هلکت بنواسرائیل بتعطیلهم الحدود، فضربه
: ای ابووهب (ای ولید) ساکت باش ، همانا بنی اسرائیل به خاطر تعطیل اجرای حدود الهی، به هلاکت رسیدند، آنگاه شلاق به دست گرفت و حد الهی را بر او جاری ساخت . (212)
این فراز بیانگر آن است که امام علی (ع) نسبت به گناهانی که در جامعه رخ می داد، حساس بود، و از کنار آن بی تفاوت نمی گذشت، بلکه با کمال قاطعیت گنهکار را گوشمال می داد، و می کوشید تا حدود الهی تعطیل نگردد.

فراز سوم:

آن هنگام که ولید بن عقبه ( از جانب عثمان ) فرماندار مدینه بود، به قسمتی از یک زمین مزروعی، تجاوز کرد و حق امام حسین (ع) را در آنجا پامال نمود، امام حسین (ع) با کمال قاطعیت به ولید اعتراض کرد، وقتی که دید ولید زیر بار حق نمی رود، دستار او را از سرش گرفت و به گردنش پیچاند و محکم کشید که نزدیک بود ولید خفه شود.
مروان از این روش قاطع امام حسین (ع) در برابر زورگو، آنچنان تحت تأثیر قرار گرفت که به ولید گفت:
بالله ما رأیت کالیوم جراة رجل علی امیره
: سوگند به خدا تا امروز ندیدم که مردی این گونه نسبت به امیر و رئیسش، جرئت و صلابت داشته باشد! (213)