فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز پنجم :

عصر خلافت ولید بن عبدالملک (ششمین طاغوت اموی ) بود، او دژخیم خشنی به نام هشام بن اسماعیل را فرماندار مدینه نموده بود، این دژخیم به خاندان نبوت، مخصوصا امام سجاد(ع) بسیار آزار رسانید، و امام سجاد (ع) از دست او بسیار رنجیده شد، تا اینکه به عللی از جانب ولید، از فرمانداری عزل گردید، و ولید دستور داد هر کسی که از او بدی دیده برود و انتقام خود را از او بگیرد، مردم از اطراف نزد او آمدند و هر کسی به طریقی از او انتقام می گرفت، او را در این هنگام نزدیک خانه مروان، نگه داشته بودند، و از هر سو او را سرزنش می نمودند، ولی امام سجاد (ع) از آنجا گذر کرد و با کمال بزرگواری نزد او آمد و بر او سلام کرد، و به خویشان و نزدیکان خود سفارش کرد که کاری به او نداشته باشند. (207)
هشام به اسماعیل وقتی که آن همه محبت و بزرگواری را از امام سجاد(ع) دید، این آیه ( 124 انعام ) را خواند:
الله یعلم حیت یجعل رسالته : خداوند خود آگاه است که مقام رسالتش را در چه محلی قرار دهد .
و در روایت دیگر آمده: امام سجاد(ع) برای هشام چنین پیام فرستاد: به امور مالی خود رسیدگی کن، اگر دیدی به مردم (به عنوان مجازات یا جریمه و ...) بدهکار هستی، ما می توانیم آن را بپردازیم، تو از ناحیه ما و دوستانمان، آزاد و آرامش خاطر داشته باش . (208)

اصل: 2 قاطعیت در اجرای حدود و احکام الهی

اشاره:
یکی از اصول شیوه امامان (ع) قاطعیت و جدیت آنها در اجرای حدود، و برقراری احکام اسلام بود، آنها در این مورد بسیار حساس بودند، و اگر گناهی در جامعه انجام می شد، بطور قاطع و شدید، موضع گیری می کردند، و از کنار آن بی تفاوت رد نمی شدند.
انقلاب اسلامی ایران در پرتو قاطعیت رهبر و مسئولین انقلابی پیروز شد، و تداوم یافت، و ما از نظر سیاسی به خاطر قاطعیت، صد در صد موفق بوده ایم و از نظر معنوی و اخلاقی رشد فراوان نموده ایم، ولی اکنون یک احساس خطر جدی می شود، احساس خطر از این جهت که گاهی بعضی از مسئولین در مقابل گناه و حد شکنی، حساسیت نشان نمی دهند و یا حساسیت کم شده است، به خصوص در ادارات حد شکنی و عدم قاطعیت، عادی و معمولی شده است .
امامان ما بر عکس اگر در جامعه ای گناه می دیدند، با قاطعیت هشدار می دادند و اعلام خطر می کردند و هرگز از کنار آن رد نمی شدند، اکنون در اینجا به چند نمونه از شیوه امامان در مورد قاطعیت برای جلوگیری از گناه، و اجرای حدود، توجه کنید:

فراز نخست :

حارث نجاشی یکی از شاعران برجسته عصر خلافت امیرمؤمنان علی (ع) بود، و با شعر و شعار از حریم امام علی (ع) حمایت می کرد، و معاویه را هجو و سرزنش می نمود، و به عنوان یکی از دوستان و هواخواهان جدی حضرت علی (ع) به شمار می آمد، به امام علی (ع) خبر دادند که او در ماه رمضان شراب خورده است، مأمورین به دستور آن حضرت، نجاشی را دستگیر کرده و نزد امام آوردند .
امام علی (ع) با کمال قاطعیت او را بر زمین خوابانید و هشتاد بار شلاق به عنوان حد بر او زد .
سپس دستور داد یک شب او را زندانی کردند، و فردای آن روز او را طلبید و بیست شلاق دیگر بر او زد .
نجاشی گفت: ای امیرمؤمنان، روز قبل حد شرابخواری را که هشتاد تازیانه بود بر من جاری ساختی، پس این بیست بار زدن با شلاق برای چیست؟ .
امام علی (ع) در پاسخ فرمود:
هذا لتجریک علی شرب الخمر فی شهر رمضان
: این بیست تازیانه به خاطر آن است که تو جرئت و گستاخی را به جائی رساندی که حرمت ماه رمضان را نگه نداشتی و در چنین ماه، شراب خوردی . (209)
این فراز بیانگر آن است که امام علی (ع) در اجرای حد الهی هیچگونه مماشات و روی در بایستی نکرد، با اینکه نجاشی از یاران و شاعران مداح او بود، نسبت به گناهی که او کرد، قاطعیت نشان داد، در همان عصر افرادی از دوستان علی (ع) بودند که به خاطر این حادثه، به علی (ع) خرده گرفتند، و گروهی از آنها ناراحت شدند، و یکی از آنها به نام طارق بن عبدالله نزد علی (ع) آمد و گفت: روا نیست که با افرادی مثل نجاشی مانند دیگران یکسان برخورد شود، و رهبران خرد، و شخصیتهای با فضیلت، این گونه رفتار نمی کنند!.
امام علی (ع) به او فرمود: نجاشی یکی از افراد مسلمین است که حد شکنی نموده و احترام حریم الهی را حفظ نکرده، و با سایر مردم فرق ندارد، از این رو ما حد الهی را بر او جاری ساختیم، و ما بر اساس عدالت رفتار نمودیم که خداوند می فرماید:
... اعدلوا هو اقرب للتقوی : ... عدالت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است . (مائده - 8 )
طارق و نجاشی که از عمل قاطع امام علی (ع) رنجیده شده بودند، از آن حضرت بریدند و به معاویه پیوستند .(210)