فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز چهارم

حر بن یزید ریاحی نخستین فرماندهی بود که همراه هزار نفر سپاه خود، سر راه امام حسین (ع) را در راه حرکت به سوی کوفه گرفت، و گستاخانه به امام حسین (ع)گفت: از شما جدا نشوم تا آنگاه که شما را در کوفه به ابن زیاد تسلیم نمایم .
و امام حسین (ع) برخاست با با یاران خود بازگردد، ولی حر سر راه آن حضرت را گرفت و مانع بازگشت او شد، و در اینجا نیز حر با کمال جسارت به امام حسین (ع) گفت: من مأمورم تا شما را به کوفه نزد امیر ابن زیاد ببرم .
امام حسین (ع) فرمود: سوگند به خدا همراه تو نخواهم آمد .
حر در پاسخ گفت:
اذا و الله لا ادعک : در این صورت سوگند به خدا من دست از تو بر ندارم و تو را آزاد نمی گذارم . (205)
در عین حال می بینیم همین حر هنگامی که در روز عاشورا به حضور امام حسین (ع) می آید و اظهار پشیمانی کرده و می گوید:
افتری لی من ذلک توبة : آیا توبه من پذیرفته است؟
امام حسین (ع) بی درنگ، بی آنکه کمترین کینه ای از او در دل داشته باشد، با کمال صمیمیت، در پاسخ حر می فرماید:
نعم یتوب الله علیک فانزل د
آری خداوند توبه را می پذیرد، بفرما از اسب فرود آی . (206)
رواق منظر چشم من آشیانه تو است - کرم نما و فرود آ که خانه خانه تو است
آری امام حسین (ع) این چنین از دشمن پشیمان، استقبال کرد، و از او گذشت و با آغوشی باز و صمیمی به او پناه داد .

فراز پنجم :

عصر خلافت ولید بن عبدالملک (ششمین طاغوت اموی ) بود، او دژخیم خشنی به نام هشام بن اسماعیل را فرماندار مدینه نموده بود، این دژخیم به خاندان نبوت، مخصوصا امام سجاد(ع) بسیار آزار رسانید، و امام سجاد (ع) از دست او بسیار رنجیده شد، تا اینکه به عللی از جانب ولید، از فرمانداری عزل گردید، و ولید دستور داد هر کسی که از او بدی دیده برود و انتقام خود را از او بگیرد، مردم از اطراف نزد او آمدند و هر کسی به طریقی از او انتقام می گرفت، او را در این هنگام نزدیک خانه مروان، نگه داشته بودند، و از هر سو او را سرزنش می نمودند، ولی امام سجاد (ع) از آنجا گذر کرد و با کمال بزرگواری نزد او آمد و بر او سلام کرد، و به خویشان و نزدیکان خود سفارش کرد که کاری به او نداشته باشند. (207)
هشام به اسماعیل وقتی که آن همه محبت و بزرگواری را از امام سجاد(ع) دید، این آیه ( 124 انعام ) را خواند:
الله یعلم حیت یجعل رسالته : خداوند خود آگاه است که مقام رسالتش را در چه محلی قرار دهد .
و در روایت دیگر آمده: امام سجاد(ع) برای هشام چنین پیام فرستاد: به امور مالی خود رسیدگی کن، اگر دیدی به مردم (به عنوان مجازات یا جریمه و ...) بدهکار هستی، ما می توانیم آن را بپردازیم، تو از ناحیه ما و دوستانمان، آزاد و آرامش خاطر داشته باش . (208)

اصل: 2 قاطعیت در اجرای حدود و احکام الهی

اشاره:
یکی از اصول شیوه امامان (ع) قاطعیت و جدیت آنها در اجرای حدود، و برقراری احکام اسلام بود، آنها در این مورد بسیار حساس بودند، و اگر گناهی در جامعه انجام می شد، بطور قاطع و شدید، موضع گیری می کردند، و از کنار آن بی تفاوت رد نمی شدند.
انقلاب اسلامی ایران در پرتو قاطعیت رهبر و مسئولین انقلابی پیروز شد، و تداوم یافت، و ما از نظر سیاسی به خاطر قاطعیت، صد در صد موفق بوده ایم و از نظر معنوی و اخلاقی رشد فراوان نموده ایم، ولی اکنون یک احساس خطر جدی می شود، احساس خطر از این جهت که گاهی بعضی از مسئولین در مقابل گناه و حد شکنی، حساسیت نشان نمی دهند و یا حساسیت کم شده است، به خصوص در ادارات حد شکنی و عدم قاطعیت، عادی و معمولی شده است .
امامان ما بر عکس اگر در جامعه ای گناه می دیدند، با قاطعیت هشدار می دادند و اعلام خطر می کردند و هرگز از کنار آن رد نمی شدند، اکنون در اینجا به چند نمونه از شیوه امامان در مورد قاطعیت برای جلوگیری از گناه، و اجرای حدود، توجه کنید: