فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فراز نخست

در ماجرای جنگ صفین که در سال 36 هجرت، بین سپاه امیرمؤمنان علی (ع) با سپاه معاویه در گرفت و 18 ماه طول کشید، معاویه همراه صد و بیست هزار نفر که در پیشاپیش آنها مروان با حمل شمشیر عثمان حرکت می کرد، به سرزمین صفین آمدند و شریعه فرات را به تصرف خود در آورده و امام علی (ع) و سپاهش را از آب منع کردند .
حضرت علی (ع) دو نفر به نام شبث بن ربعی و صعصعة بن صوحان را نزد سران سپاه معاویه فرستاد، و توسط آنها پیام داد که شریعه فرات را برای آب بردن، آزاد بگذارند، نامبردگان پیام امام علی (ع) را ابلاغ کردند، ولی آنها در جواب گفتند: شما عثمان را تشنه کشتید،بنابراین آب برای شما مباح نیست.
امام علی (ع) با خطابه ای آتشین، سپاه خود را برای حمله قهرمانانه برای راندن سپاه معاویه از شریعه فرات فرا خواند.
سپاه امام علی (ع) با کمال آمادگی یکپارچه به دشمن حمله کردند و آنها را شکست داده و شریعه فرات را در تصرف خود در آوردند.
ولی در همین مورد با اینکه جنگ ادامه داشت، امام علی (ع) انتقام نگرفت و به یارانش دستور داد که دشمن را از بردن آب جلوگیری نکنند، و آنها را برای بهره برداری از آب، آزاد بگذارند. (200)

فراز دوم

هنگامی که در اواخر سال 35 هجرت، امیرمؤمنان علی (ع) زمان امور خلافت را به دست گرفت، نخستین گروهی که بیعت شکنی کردند و پرچم مخالفت بر ضد علی (ع) بر افراشتند، ناکثین بودند، که در رأس آنها طلحه و زبیر و عایشه قرار داشتند، و جنگ عظیمی به نام جنگ جمل را در بصره بر ضد حکومت امام علی (ع) برپا نمودند، عایشه با کینه و دشمنی شدید، مردم را بر ضد علی (ع) می شورانید و آتش جنگ را شعله ورتر می ساخت، و در پایان سپاه امام علی (ع) پیروز شد، در این جنگ از سپاه حضرت علی (ع) پنجهزار نفر شهید شدند، و از سپاه عایشه، سیزده هزار نفر به هلاکت رسیدند (201) .
آری جنگ با آنهمه تلفات پایان یافت، ولی از جوانمردی عظیم امام علی (ع) در این مورد این است که نه تنها نسبت به عایشه کینه توزی نکرد و انتقام نگرفت، بلکه حریم او را کاملا حفظ کرد، به طوری که در تاریخ آمده: دو نفر از یاران علی (ع) درصدد آن بودند که نسبت ناروای ناموسی به عایشه بدهند، حضرت علی (ع) پس از اطلاع دستور داد، به هر کدام از آنها صد تازیانه زدند . (202)
و پس از آن، حضرت علی (ع) عایشه را با بهترین روش روانه مدینه کرد، تا آنجا که برای حفظ حریم عفاف او، تا چند کیلومتر او را بدرقه کرد، آن حضرت بیست نفر زن را مأمور کرد تا لباس مردان بپوشند و عمامه بر سر نهند و شمشیر بر گردن بیاویزند و در ظاهر به عنوان بیست پاسدار مرد، عایشه را به سوی مدینه رهسپار کنند.
وقتی که عایشه به یکی از نقاط مسیر راه رسید، با گفتار نامناسب از علی (ع) یاد کرد، از جمله گفت: علی (ع) با سپاهیان مرد خود که بر من گماشته، حرمت عفت مرا هتک کرد ، ولی هنگامی که به مدینه رسیدند، آن بیست نفر زن مردنما عمامه را از سر گرفتند و لباس مردانه خود را در آوردند، و به عایشه گفتند: ما زن بودیم که علی (ع) ما را نگهبان تو نموده بود، پس علی (ع) حریم عفت تو را رعایت کرد . (203)

فراز سوم:

فراز دیگر از صفای باطن و عدم کینه توزی امام علی (ع) اینکه، پس از جنگ جمل، جمعی از سران سپاه دشمن مانند مروان و ... که نهایت دشمنی را با امام علی (ع) نمودند در یک جلسه ای به گرد هم نشستند و به بررسی اوضاع پرداختند، یکی از آنها گفت: سوگند به خدا ما به این مرد (علی علیه السلام ) ظلم کردیم، و بیعت با او را بدون عذر موجهی شکستیم، به خدا سوگند برای ما آشکار شد که بعد از رسولخدا (ص) روش هیچکسی مانند روش نیکو آنحضرت نبود، عفو او نیز بعد از رسولخدا (ص) بی نظیر بوده است، برخیزید به حضورش برویم و از اعمال بد خود عذرخواهی کنیم تا او ما را ببخشد.
آن گروه برخاستند به در خانه امام علی (ع) آمدند و اجازه ورود خواستند، علی (ع) به آنها اجازه ورود داد.
هنگامی که آنها در محضر علی (ع) نشستند، امام علی (ع) به آنها رو کرد و فرمود: خوب توجه کنید!من بشری مانند شما هستم، اکنون با شما سخنی دارم، از من بشنوید، اگر حق بود مرا تصدیق کنید و گرنه آن را رد کنید، شما را سوگند به خدا آیا می دانید که رسول خدا( ص) هنگامی که رحلت کرد من نزدیکترین و بهترین شخص به او بودم و بعد از او بهترین شخص نسبت به مردم بودم؟ .
حاضران گفتند: آری تصدیق می کنیم .
امام علی (ع) فرمود: شما از من روی گرداندید و با ابوبکر بیعت نمودید، من به خاطر حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمین تحمل کردم، سپس ابوبکر، مقام خلافت را برای عمر قرار داد، باز تحمل کردم، با اینکه می دانید من نزدیکترین مردم به خدا و رسولش بودم، صبر کردم تا او کشته شد، و در بستر وفات، مرا یکی از شش نفر قرار داد، باز تحمل کردم و به تفرقه و اختلاف مسلمین دامن نزدم، سپس با عثمان بیعت کردید و سرانجام به او یورش بردید و او را کشتید، در صورتی که من در خانه ام نشسته بودم، نزد من آمدید و با من بیعت کردید چنانکه با ابوبکر و عمر بیعت کردید شما نسبت به بیعت آنها وفا کردید، ولی بیعت مرا شکستید چه باعث شد که بیعت آنها را نشکستید و بیعت مرا شکستید؟
حاضران ( که سخت شرمنده بودند) عرض کردند: شما مانند بنده صالح حضرت یوسف باش که به برادرانش فرمود:
لا تثریب علیکم الیوم، یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین
: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست، خداوند شما را می بخشد و ارحم الراحمین است .
امام (ع) با کمال بزرگواری و صفای باطن به آنها رو کرد و فرمود:
لا تثریب علیکم الیوم
سپس فرمود: ولی در میان شما مردی هست (اشاره به مروان) که اگر با دستش با من بیعت کند، با پایش آن را می شکند . (204)