فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

استخاره وکالت بردار نیست

علامه مجلسی (ره) می گوید: سید بن طاووس (ره) گفته است: من حدیث صریحی ندیده ام، که کسی برای دیگران استخاره کند، بنابراین روایات بسیاری که در مورد پاداش قضای حوائج برادران دینی آمده، باید از این باب، شخصی برای دیگری استخاره کند، و گرنه اصل آن است که هر کسی برای خودش استخاره نماید .
علامه مجلسی (ره) در بیان این مطلب می گوید: اولی و احوط آن است که هر کسی برای خودش استخاره کند، زیرا ما هیچ حدیثی نداریم که شخصی به وکالت از دیگری، استخاره نماید، و اگر وکالت در استخاره جایز و یا بهتر بود، شایسته و سزاوار بود که اصحاب از امامان (ع) تقاضای استخاره نمایند، و اگر چنین چیزی می بود، نقل می شد و دست کم یک روایت در این امر به ما می رسید .
بعلاوه آن کس که مضطر و حاجتمند است، ( اگر خودش استخاره کند) نزدیکتر به اجابت است، و دعای او به اخلاص در نیت نزدیکتر می باشد مگر همان را بگوئیم که سید بن طاووس (ره) فرموده، که استخاره از دیگری به عنوان وکالت نباشد، بلکه به عنوان قضاء حاجت مؤمن باشد، چرا که عمومات روایات قضاء حاجت مؤمن، شامل این مورد نیز خواهد شد.(195)

اصل دهم: اصول اخلاقی و شیوه های رفتاری امامان (ع)

اشاره:
یکی از اصول مشترک و بسیار مهم زندگی امامان (ع) حالات عرفانی و معنوی و اصول اخلاقی، و شیوه های رفتاری آن بزرگمردان است که هم نقش به سزایی در پیشروی اسلام و جذب انسانها و طرد بیگانگان داشت، و هم خط اسلام ناب را نشان می داد ، و هم درسهای سازنده و بالنده و گنجینه پر بار معرفت و اخلاق برای همه انسانها در طول تاریخ بوده و هست .
ما در این بخش به تجزیه و تحلیل نمونه هایی از شیوه های رفتاری امامان (ع) می پردازیم، و درسهای بزرگی که در این راستا وجود دارد، در معرض تماشای شما قرار می دهیم، با این امید که با توجه به این نمونه ها، با اصول و طرز زندگی معنوی و اخلاقی امامان (ع) آشنا گردیم .
برای آنک با بصیرت بیشتر، به اصول اخلاقی امامان (ع) پی ببریم لازم است در آغاز به چهار مطلب توجه عمیق گردد:

1 - امامان در سطح اعلای اخلاق

امامان ما (یعنی حضرت علی [ع ] تا امام قائم [ عج ] از نظر عرفان و اخلاق، در سطح اعلای آن بودند، و در این جهت نظیر نداشتند، آنها - با همه محدودیتهایی که از نظر مسجد، سخنرانی، تماس با مردم و ... داشتند، بدون سر و صدا با شیوه های اخلاقی خود، مردم را می ساختند و جذب می نمودند، حتی دشمنان آنها با دیدن آن خصال برجسته و شیوه عالی اخلاقی، شیفته آنها شده و ناخود آگاه مجذوب آنها می شدند و زبان به مدح و ستایش آنها می گشودند به گونه ای که در مورد آنها، این سخن به صورت مثل در آمد که:
الفضل ما شهدت به الاعداء : فضل و برتری آن است که دشمن به آن اقرار کند و گواهی دهد .
و در تاریخ نمونه های بسیاری وجود دارد که دشمنان سرسختی به عظمت مقام اخلاقی و عرفانی امامان (ع) اعتراف می کردند، مثلا معاویه با اینکه از دشمنان سخت و پرکینه امیرمؤمنان علی (ع) بود، گاهی خصال عظیم آن رادمرد خدا را به یاد می آورد و او را می ستود.
به عنوان نمونه، معاویه از سخت ترین دشمنان امیرمؤمنان علی (ع) بود، حتی بخشنامه کرده بود که مردم آن حضرت را سب و لعن کنند، ولی گاهی ناگزیر به عظمت اخلاقی و فضائل امام علی (ع) اعتراف می کرد، مثلا در تاریخ آمده: روزی ضرار بن ضمره که از شیعیان بود به شام سفر کرد و بر معاویه وارد شد، معاویه با اصرار از او خواست تا مقداری از شأن علی (ع) را بیان کند، ضرار به ذکر مقداری از فضائل حضرت علی (ع) پرداخت، از جمله گفت:
یعظم اهل الدین، و یقرب المساکین، لا یطمع القوی فی باطله، و لا ییئس الضعیف من عدله ...
: علی (ع) کسی بود که دینداران را تجلیل و احترام می کرد، و مستمندان را به نزد خود نزدیک می نمود، زورمندان در نیل به اهداف باطل خود به او راه نداشتند، و مستضعفان از عدالت او مأیوس نبودند ...
معاویه با شنیدن این مطالب گریست و گفت:
رحم الله اباحسن کان و الله کذلک
: خدا ابوالحسن علی (ع) را رحمت کند، سوگند به خدا او چنین بود . (196)