فهرست کتاب


فرازهای برجسته از سیره امامان شیعه (ع) جلد دوم

محمد تقی عبدوس و محمد محمدی اشتهاردی

فرزندان امام مهدی (ع)

در این مورد، نظرات مختلفی ارائه شده، بعضی بر اساس اینکه امام ترک اولی نمی کند، و ازدواج و داشتن فرزند، از مستحبات مؤکد است، دریافته اند که آن حضرت دارای فرزندانی است!ولی بعضی شیوه زندگی او را استثنایی دانسته اند ( و الله اعلم ).

تربیت فرزندان سالم :

امامان (ع) تمام اصول اصلی و فرعی را که نقشی در تربیت صحیح فرزندان داشتند، با دقت و جدیت رعایت می کردند، مانند:
1 - توجه خاص امامان در انتخاب همسر
از آنجا که یکی از زمینه های پیدایش انحراف و گناه، فرزندان تربیت نشده هستند، و تربیت بر اساس اصول صحیح، نقش به سزایی برای زمینه سازی پیدایش ارزشها خواهد داشت، و خشت اول بنای ساختمان وجود انسان است، امامان (ع) به آن اهمیت بسیار می دادند .
در مورد ازدواج که پایه اصلی برای زمینه سازی تربیت صحیح فرزندان است، امامان (ع) در انتخاب همسر، دقت بسیار داشتن آنها در مسأله ازدواج خود و ازدواج فرزندان خود، سعی وافر داشتند که به صورت ساده، دور از تشریفات، و بر اساس دین و اخلاق، انجام شود، در مورد انتخاب شوهر، رسول خدا (ص) فرمود:
اذا جائکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه
: هرگاه خواستگاری که اخلاق و دین او را می پسندید، نزد شما آمد، با ازدواج او موافقت کنید . (33)
و علت آن، چنین بیان شده است: لان المرئة تأخذ من ادب زوجها و یقهرها علی دینه : زیرا زن تحت تأثیر اخلاق شوهرش قرار می گیرد، و شوهر او را بر دینش مقهور می سازد . (34)
از سوی دیگر فرمود: ایاکم و خضراء الدمن : بپرهیزید از سبزی های که از جاهای کثیف می روید
شخصی پرسید: منظور از این جمله چیست؟
پیامبر فرمود:
المرئة الحسناء فی منبت السوء : زن زیبایی که از خانواده ناشایسته، به وجود می آید . (35)
بر همین اساس، اکثر ازدواجهای امامان و امامزادگان (ع)، فامیلی بود، زیرا افراد شایسته در میان بنی هاشم، فراوان بودند.
مثلا امام سجاد (ع) با فاطمه دختر عمویش امام حسن (ع) ازدواج کرد، و فرزندش امام باقر (ع) از همین مادر (فاطمه ) است .
امیرمؤمنان علی (ع) بیشتر دختران خود را به عقد ازدواج برادرزاده هایش فرزندان عقیل، مانند حضرت مسلم (ع)، عبدالله، محمد و عبدالرحمن در آورد، و یک دخترش حضرت زینب (س) همسر برادرزاده اش عبدالله بن جعفر، نمود، حضرت ابوالفضل العباس، با لبابه دختر عبدالله بن عباس ازدواج نمود . چند پسر امام حسن (ع) با دختران امام حسین (ع) ازدواج کردند، مانند حسن مثنی که با فاطمه بنت الحسین (ع)ازدواج کرد، و از او دارای پنج فرزند گردید و عبدالله بن حسن که با سکینه ازدواج کرد . حضرت علی اکبر (ع) با دختر عمویش امام حسن (ع) ازدواج نمود . (36)
حضرت عبدالعظیم با دختر قاسم بن حسن بن زید بن امام حسن که نامش خدیجه بود ازدواج کرد . (37)
حکیمه دختر امام جواد (ع) همسر یکی از نوه های امام سجاد (ع) شد .
نفیسه دختر زید بن حسن بن علی (ع)، همسر اسحاق، پسر امام صادق (ع) شد (38) و ...
و گاهی خواستگاران نابابی می آمدند، آنها را رد می کردند، مثلا معاویه توسط مروان خواست تا ام کلثوم دختر عبدالله بن جعفر را به عقد ازدواج یزید در آورد، عبدالله بن جعفر گفت: اختیار این دختر با دائیش امام حسین (ع) است، و امام حسین (ع) مانع چنین ازدواجی شد . (39)
2 - ازدواج ساده، و قبل از بیست سال برای پسران
یکی از مشکلاتی که پیامدهای شوم و انحرافی دارد و پایه و مایه فساد و گمراهی شده، و آثار درخشان مربیان بزرگ را خنثی می کند، تأخیر ازدواج از سنین بلوغ است، چرا که غریزه جنسی، نیرومندترین غریزه، در وجود انسان است، و در سنین بلوغ به سر حد قوت خود می رسد، باید به طریق طبیعی و سالم، ارضاء شود، طریق طبیعی آن ازدواج است، که اگر تأخیر بیفتد، موجب انحرافات و فساد جنسی خواهد شد .
بزرگترین مشکل و مانع، بر سر راه ازدواج، هزینه های سنگین و بی مورد، تشریفات و مهریه های سنگین است، زیرا چنین مخارج و هزینه های سرسام آور، موجب می شود که پسر و دختر جوان، نتوانند ازدواج کنند، و طبعا ازدواج آنها به تأخیر بیفتد .
امامان (ع) چون به عوامل تربیت صحیح فرزندان، و سایر مردم فوق العاده اهمیت می دادند، هم ازدواج را ساده برگزار می کردندن، و هم آن را از حد طبیعی خود، تأخیر نمی انداختند.
درباره روش ساده ازدواج، در شیوه زندگی امامان (ع)، سخن بسیار است، در اینجا به عنوان نمونه، به مطالب زیر، توجه کنید:
رسول خدا (ص) فرمود: من برکة المرئة خفة مؤنتها و من شومها شدة مؤنتها : یکی از نشانه های برکت زن، سبک بودن هزینه زندگی او است، و از نشانه های بد قدمی او، سنگینی هزینه زندگی او می باشد . (40) نیز فرمود: شوم المرئة غلاء مهرها: مهریه سنگین نشانه بد قدمی زن است . (41)
مردی همراه بانویی به محضر پیامبر (ص) آمدند و مرد گفت: من تصمیم دارم با این زن ازدواج کنم .
پیامبر (ص) از مقدار مهریه او پرسید، او گفت: چیزی ندارم پیامبر (ص) در دست او انگشتری دید، فرمود: همین انگشتر را مهر او قرار بده . (42)
به این ترتیب، ازدواج آنها با کمال سادگی انجام گرفت.
مهریه ای که امامان برای خود و فرزندانشان قرار می دادند، همان مهر السنه بود، یعنی همان مهریه ای که برای حضرت زهرا(س) تعیین شد، و سفارش می کردند که مهریه را بیشتر از آن نکنند که قیمت آن معادل 500 درهم نقره بود.
حضرت رضا (ع) با اینکه در عصر شکوفایی اقتصاد و وفور نعمت زندگی می کرد، در یکی از سخنان خود، می فرماید:
ایما مؤمن خطب الی اخیه حرمته فبذل له خمسمأة درهم فلم یزوجه فقد عقه و استحق من الله عزوجل ان لا یزوجه حوراء
: هر مؤمنی که از دختر برادر مسلمانش خواستگاری کند، و پانصد درهم (به عنوان ) مهریه، بذل کند، ولی آن برادر مسلمان، این مبلغ را کم شمرده و جواب رد بدهد، با خواستگار، بد رفتاری و نامهربانی کرده است، و سزاوار است که خداوند او را در قیامت همسر حوریان بهشتی نگرداند . (43)
پیامبر اسلام (ص) که بزرگترین مربی جهان بشریت است، روزی بالای منبر، در مورد پیآمد شوم تأخیر ازدواج دوشیزگان فرمود: ان الابکار بمنزلة الثمر علی الشجر اذا ادرک ثمره فلم یجتنی افسدته الشمس و نثرته الریاح، و کذلک الابکار اذا ادرکن ما یدرک النساء فلیس لهن دواء الا البعولة
: دوشیزگان همانند میوه های رسیده روی درخت هستند، که اگر چیده نشوند، تابش خورشید آنها را تباه ساخته و بادها اجزاء فاسد شده آنها را پراکنده می کنند، و همچنین دوشیزگان وقتی که به سن ازدواج رسیدند، دوایی برای آنها جز شوهرانشان نیست . (44)
پیامبر (ص) به جوانی به نام عکاف که بدون عذر، ازدواج را تأخیر انداخته بود، قاطعانه امر کرد و فرمود: تزوج و الا فانت من المذنبین: ازدواج کن، و گرنه از گنهکاران هستی . (45)
در شیوه زندگی امامان (ع) به خوبی روشن است که هزینه ازدواج و مهریه را ساده و سبک می گرفتند، و برای فرزندانشان در اوائل سنین ازدواج، سنت ازدواج را برقرار می ساختند، به عنوان مثال:
امام سجاد (ع) در کربلا 23 سال داشت، زیرا آن حضرت در سال 38 ه.ق در مدینه متولد شد، و ماجرای کربلا، در آغاز سال 61 ه.ق رخ داد بنابراین آن حضرت در حدود 23 سال داشته است، در عین حال مورخین می نویسند، پسرش امام باقر (ع) در کربلا چهار ساله بود (زیرا آن حضرت در سال 57 ه.ق دیده به جهان گشود ) از این مطلب فهمیده می شود که امام سجاد (ع) قبل از بیست سالگی ازدواج کرده است .
در مورد علی اکبر (ع) در کربلا کمترین سنی که نوشته اند 18 سال بوده، و بیشترین سنی که گفته اند، 27 سال بوده است، در حالی که می نویسند هنگام شهادت، فرزند پنج ساله داشته است .
و با توجه به اینکه امام کاظم (ع) در سال 128 ه.ق متولد شده، و امام رضا (ع) در سال 148، دیده به جهان گشوده، نتیجه می گیریم که امام کاظم (ع) در سن کمتر از بیست سالگی ازدواج کرده است .
و با توجه به اینکه امام جواد (ع) در سال 195 ه.ق متولد شده، و امام هادی (ع) در سال 212 ه.ق دیده به جهان گشوده، نتیجه می گیریم که امام جواد (ع) در کمتر از 17 سالگی ازدواج کرده است . و همچنین با توجه به اینکه امام هادی (ع) در سال 212 ه.ق متولد شده، و فرزندش امام حسن عسکری (ع) در سال 232 ه.ق دیده به جهان گشوده، نتیجه می گیریم که امام هادی (ع) قبل از بیست سالگی ازدواج کرده است .
امامان (ع) در مورد فرزندان خود نیز همین شیوه را داشتند، و نوعا قبل از بیست سالگی، وسائل ازدواج آنها را فراهم می نمودند، و به این ترتیب به یکی از عواملی که پشتوانه طبیعی برای تربیت سالم است، توجه و عنایت خاصی داشتند .
البته مشکلات دیگری نیز بر سر راه ازدواج وجود دارد که موجب تأخیر آن خواهد شد، مانند مشکل مسکن که مهمترین و دشوارترین مانع بر سر راه ازدواج است، باید دولت و ملت دست به دست هم نهند، برای حفظ جوانان از انحرافات، و از خطر شبیخون فرهنگی غرب، برای دفع و رفع موانع ازدواج، از جمله مشکل مسکن، اقدام جدی کنند، که امروز سستی و کندی در این کار، حتی به اندازه یک روز، خیانت بزرگ به آرمان مقدس بینش اسلامی است، و موجب بی اثر شدن آثار تربیتی مکتب انسانساز اسلام خواهد شد.
3- توجه به نامگذاری فرزندان
امامان (ع) در مورد نامگذاری فرزندانشان که یکی از شئون تربیت است، سعی داشتند که فرهنگ شیعه زنده بماند، در این مسیر، از هر فرصتی استفاده می کردند، از جمله نامهای قهرمانان و بزرگان شیعه را برای فرزندان خود انتخاب می کردند، و علاقمندان به خاندان رسالت نیز، از آنها پیروی می نمودند .
بر همین اساس، در میان فرزندان امامان، نامهای : محمد، علی، احمد، فاطمه، حسن، حسین، خدیجه، زینب، زید به طور مکرر دیده می شود، در حالی که دشمن درصدد نابودی فرهنگ شیعه بود، امامان، نامهای قهرمانان شیعه را، با نامگذاری فرزندان خود، زنده نگه می داشتند .
گاهی در میان فرزندان یک امام، مثلا امام کاظم (ع)، یک نام برای دو فرزند، تعیین می شد، منتها برای اینکه اشتباه نشود، با کلمه صغری و کبری، مشخص می گردید، مثل فاطمه کبری و فاطمه صغری .
و یا در مورد فرزندان امام حسین (ع) سه نفر از آنها به نام علی بود، که عبارتند از علی اکبر، علی اوسط و علی اصغر.
روزی مروان بن حکم حاکم ناپاک معاویه در مدینه، به امام سجاد (ع) گفت: نام تو چیست؟ .
امام سجاد: نام من علی است .
مروان: نام برادرت چیست؟
امام سجاد: نام او نیز، علی است .
مروان: اوه!علی، علی، چه خبر است؟!مثل اینکه پدرت تصمیم گرفته نام همه پسرانش را علی بگذارد .
امام سجاد می فرماید: به حضور پدرم آمدم، و سخن مروان را به او گزارش دادم، پدرم فرمود: وای بر مروان، پسر زن کبود چشم و پاک کننده پوست حیوانات،
لو ولد مأة لا حببت ان لا اسمی احدا منهم الا علیا
: هرگاه دارای صد پسر گردم، دوست دارم نام همه آنها را بدون استثناء علی بگذارم . (46)
سبط بن جوزی در کتاب تذکره می نویسد: در میان دختران امام کاظم (ع) چهار دختر به نام فاطمه بودند، به این ترتیب فاطمه کبری، فاطمه وسطی، فاطمه صغری، و فاطمه اخری . (47)
آری امامان (ع)، برای حفظ فرهنگ تشیع، اصرار داشتند که نام شخصیتهای برجسته و پیشگامان تشیع، در طول تاریخ زنده بماند .

نظارت دقیق امامان (ع) در مورد تربیت فرزندان خود

امامان (ع) پس از رعایت اصول تربیت، نظارت دقیق و مداوم در مورد فرزندان خود داشتند، و سعی وافر داشتند تا آنها را متدین، متعهد و انقلابی پرورش دهند، برای تحصیل چنین آثار، هرگز نسبت به آنها بی تفاوت نبودند.
در وهله اول: با آنها دوست و رفیق بودند، و با کمال محبت با آنها رفتار می نمودند، یار و یاور آنها بودند، و در دشواری ها دست آنها را می گرفتند .
رسول اکرم (ص) فرمود:
رحم الله عبدا اعان ولده علی بره بالاحسان الیه و التألف له و تعلیمه و تأدیبه
: خداوند رحمت کند بنده ای را که فرزندش را بر نیکی و سعادتش یاری کند به اینکه به او احسان نماید و با او رفتار دوستانه داشته باشد، و به آموزش و پرورش او بپردازد . (48)
مردی به محضر رسول خدا (ص) آمد و گفت ما قبلت صبیا: من هرگز کودکی را نبوسیده ام ، وقتی که رفت، رسول خدا(ص) فرمود:
هذا رجل عندی انه من اهل النار : این مردی است که در نزد من، از اهل دوزخ است . (49)
در وهله دوم: امامان (ع) در مسیر تربیت فرزند، هرگز آنها را تحقیر نمی کردند، بلکه به آنها شخصیت می دادند، غریزه رشد جویی آنها را سرکوب نمی نمودند، و از هر گونه کاری که موجب عقده حقارت فرزند می شد، دوری می نمودند، زیرا می دانستند که هر کس برای خود شخصیتی قائل نیست به هر انحراف و گناهی دست می زند، از سوی دیگر اگر کسی در خود احساس شخصیت کند، آن را با گناه، نابود نمی کند، چنانکه امیرمؤمنان علی (ع) فرمود:
من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة: کسی که خود را گرامی می دارد، آن را با گناه، خوار نکند . (50)
در وهله سوم: همواره فرزندان خود را نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر می کردند، و در این راستا، اصرار داشتند و از هر فرصتی اذهان صاف فرزندانشان را با حکمت، و مطالب سازنده و عمیق باور می نمودند .
امامان (ع) همچون لقمان حکیم، که گوش جان فرزند عزیزش را با حکمت های ژرف می نواخت، و مکرر با تعبیر لطیف: یا بنی (ای پسر جانم ) با کمال محبت، فرزندش را نصیحت می نمود (51) همواره با ندای: یا بنی، یا بنی، با جلب عواطف فرزند، باران نصیحت خود را بر صفحه آماده قلب فرزندشان فرو می آوردند . چنانکه امام علی (ع) در یک نامه اندرز خود به امام حسن (ع) ده بار، می فرماید: یا بنی (ای پسر جانم ) (52)
و در فرازی از آن می فرماید:
فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبک
: من در تربیت و تأدیب تو، قبل از آنکه قلبت سخت شود و عقل و فکرت به امور دیگر سرگرم گردد، پیشی گرفته ام . (53)
و امام حسین (ع) به معلم فرزندش به نام عبدالرحمن سلمی که سوره حمد را به فرزندش آموخته بود، و اندکی او را تعلیم و تربیت نموده بود، هزار دینار جایزه داد و دهان او را پر از گوهر نمود، شخصی به آن حضرت گفت:
آنهمه جایزه دادی؟!، امام حسین در پاسخ فرمود:
و این یقع هذا من عطائه : این مبلغ اندک از کجا ارزش تعلیم او را جبران می کند؟! (54)
نتیجه اینکه، تبلیغات و نصایح منطقی و مهرانگیز، قطعا اثر بخش است، و از ارکان اصلی تربیت می باشد، و امامان (ع) از این عامل در پاکسازی و بهسازی فرزندان خود، کمال استفاده را کردند . (55)
و همچنین امامان (ع) در تربیت فرزند، غذای پاک به آنها می دادند، آنها را در اتخاذ دوست و رفیق کنترل می نمودند، و از رفتن به محیط فاسد بر حذر می داشتند، و به طور کلی، همه عوامل زمینه ساز تربیت و تکامل فرزند را فراهم نموده، و از هر گونه عوامل ضد تکامل جلوگیری می نمودند .
بر همین اساس، فرزندان امامان (ع) 99 درصد، انسانهای برازنده، پرهیزکار، دانشمند، مبارز، انقلابی، وارسته، شجاع، سخاوتمند و خوش اخلاق، بار آمدند، و در زندگی، خلف صالح، و آئینه جمال و کمال پدران پاک خود بودند، و قدم به جای قدم آنها نهادند.