فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

خطر فزونی ساعات فراغت

خلاصه، فراغت زیاد و لذت گرایی از یک طرف و بی اعتنایی به مسئولیت در پیشگاه الهی از طرف دیگر، جهان را به انحطاط سوق می دهد.
فی الحدیث: انّ اللّه تعالی یبغض کثرة الفراغ.(428)
در حدیث آمده است که خداوند زیادی فراغت را دشمن دارد.
شاید سوء نظر خداوند به کثرت ساعات فراغت ازجهت توسعه وازدیاد جرایم و جنایات باشد. خلاصه، فراغت زیاد، دنیای صنعتی امروز را با مشکلی بزرگ مواجه ساخته، نسل جوان را به سیه روزی و بد بختی سوق داده و زمینه سقوط وانحطاط بشر را فراهم آورده است.
امام سجاد(ع) در جمله دوم دعای مورد بحث امروز، به پیشگاه الهی عرض می کند:
و فراغاً فی زهادة.
بارالها! فراغتی را عطا فرما که در زهد و بی اعتنایی به مادیات طی شود.
جه بسیار از امور مادی و دنیوی است که از پی آنها رفتن مباح است، ولی انسان زاهد نمی خواهد وقت گرانقدرش در ساعات فراغت حتی برای نیل به آن مباحات صرف گردد.در اوقات فراغت، اسب سواری، تیراندازی، شنا، پیاده روی، کوهنوردی، تماشای گلها و زیبایی های طبیعت، مجالست با افراد پاک و با ارزش، مطالعه کتب مفید، و دیگر کارهایی از قبیل ممّد سلامت تن و کمال روح است و با زهد منافات ندارد.

اسلام و معنی زهد

در پایان بحث، یک روایت آموزنده را در تبیین معنای زهد به عرض شنوندگان محترم میرساند:
فی الحدیث سئل عن لزهدفی الدنیافقال هوان لایغلب الحلال شکره ولاالحرام صبره.
در حدیث آمده، از زهد سئوال شد که چیست؟ فرمود: زهد آن است که حلال بر شکر زاهد غلبه نکند و محرمات بر صبرش پیروز نگردد.
یعنی زاهد کسی است که شکرش در حلالهای الهی که به وی عطا نمود دچار عجز نشود و صبرش در ترک محرمات الهی ناتوان نگردد.
82
و علماً فی استعمال و ورعاً فی اجمال.
حضرت زین العابدین (ع )در این دو جمله از دعای شریف مکارم الاخلاق، دو درخواست از پیشگاه باری تعالی می نماید:
اوّل، بارالها! به من علمی روزی کن که در عمل به کار بندم. دوّم، بارالها! مرا از ورع و کف ّ نفسی معتدل برخوردار نما.

اسلام و دین انسان سازی

به خواست خداوند توانا، این دو جمله از دعا موضوع بحث و سخنرانی امروز است. اسلام دین علم و دانش است، اسلام دین تعقّل و تفکّر است. اسلام ناشر فرهنگ انسان سازی و هادی مردم به راه تعالی و تکامل است، اسلام می خواهد پیروانش دانا و بینا بار آیند و حداقل از معلومات ابتدایی و قدرت خواندن و نوشتن برخوردار باشند.
پیشوای اسلام (ص) بین مردم بی سواد عصر جاهلیت مبعوث به نبوت گردید، مردمی که از کتاب و درس و از خواندن و نوشتن بهره ای نداشتند و جز از افتخارات احمقانه و تعصبات جاهلانه سخن نمی گفتند.
در چنین محیط عقب افتاده و منحطی، اولین آیاتی که از طرف باری تعالی به نبی اکرم (ص) وحی شد، حاوی مطلب عام و قلم و هادی مردم به خواندن و نوشتن بود:
اقراء وربک الاکرم الذی علّم بالقلم. علّم الانسان مالم یعلم.
بخوان به نام خداوند کریمتر از هر کریم. خداوندی که با قلم تعلیم داد. و به آدمی؟ آموخت؟ آن را که نمیدانست.
رسول اکرم (ص) برای آنکه از طفولیت، کودکان مسلمین را به راه تحصیل علم سوق دهد و آنان را به درس خواندن مأنوس سازد، به پدران فرمود: از حقوقی که فرزندانتان به شما دارند این است که به آنان کتابت را بیاموزید.
عن النبی صلّی اللّه علیه وآله قال: من حق الولد علی والده ثلاثة یحسّن اسمه ویعلمه الکتابة ویزوجه اذا بلغ.