فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

کیفر خودداری از اعمال جاه

امام صادق(ع) فرمود: آن کس که بخل کند بر جاه خود درباره برادر دینیش با آنکه محبوبیّت وی بیش از محبوبیّت آن برادر مؤمن است، مجازاتش در دنیا و آخرت مضیقه و ذلّت خواهد بود، بعلاوه امواج حرارت آتش در قیامت پیوسته با صورتش در تماس است و او را رنج می دهد، خواه او اهل عذاب باشد و خواه از مشمولین عفو و غفران الهی.

پیامبر (ص) و استفاده از جاه

رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر اثر خدمتهای بزرگ و سعادت بخشی که نسبت به دنیا و دین مردم نمود، دلها به وی گرایش یافت، از عالی ترین درجات محبوبیّت و جاه برخوردار گردید، آنچنان قلبها مجذوب وی شد که از دیدن رویش و شنیدن صدایش شاد می شدند و از دست مبارکش و قطرات آب وضویش تبرّک می جستند. این جاه عطیّه بزرگ الهی و نعمت گرانقدر باری تعالی بود، این جاهی است که پیمبر اکرم (ص) از پی آن نرفته، بلکه جاه خود را به پیامبر رسانده است. هم اکنون بعد از گذشت چهارده قرن، محبوبیّت آن حضرت در اعماق قلوب صدها میلیون انسان جای دارد و به حضرتش عشق می ورزند. رسول گرامی (ص) تا زنده بود از جاه و محبوبیّت خود به نفع حقّ و عدالت و حمایت از مظلومین و مستضعفین استفاده نمود و این روش مرضیّ خداوند را اکیداً به پیروان خود نیز توصیه فرمود.
مقام و ریاست برای امیرالمؤمنین (ع) همانند جاه و محبوبیّت برای رسول اکرم (ص)، ناشی از شایستگی و صلاحیّت بود، نه علاقه و عشق به ریاست. علی (ع) از پی مقام نرفت، بلکه مقام در خانه او آمد.
موقعی که مردم جمع شدند و با اصرار از آن حضرت می خواستند که امر خلافت را قبول نماید و زمام امور کشور اسلام را به دست بگیرد. حضرت در پاسخ آنان فرمود:
دعونی والتمسوا غیری.(415)
مرا ترک گویید و از دیگری بخواهید که پذیرای خلافت شود.

علی (ع) و برنامه خلافت

ولی مردم از آن حضرت دست نکشیدند، آنقدر اصرار کردند تا او را به قبول این مقام واداشتند. علی (ع) ضمن سخنانی برنامه کار خود را در امر خلافت تذکر داد و مردم را متوجه نمود که هدفش از قبول این مقام، اقامه حق و عدل است. از آن جمله در زمینه پاره ای از قطائع عثمان که به اشخاص داده بود، فرمود:
واللَّه لو وجدته قد تزوج به النّساء وملک به الاماء لرددته فانّ فی العدل سعة ومن ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق.(416)
قسم به خدا اگر بیابم که با آن قطائع، زنانی به ازدواج در آمده یا کنیزانی خریداری شده، به نفع مسلمین برمی گردانم، چه آنکه در عدل سعه و گشایش است، واگر در نظر کسی، عدل مضیقه و تنگی باشد، جور و ستم برای وی مضیقه زیادتری خواهد داشت.
امام زین العابدین (ع) مانند جدّ بزرگوارش رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جاه و محبوبیّتی عظیم برخوردار بود. آل امیه با آنکه دارای قدرت و کرسی حکومت بودند، کوشش بسیار کردند که مهر اهل بیت را از صفحه خاطر مردم بزادیند و نامشان را به دست فراموشی بسپارند، ولی هر قدر جدّیّت نمودند، به هدف نرسیدند و خداوند محبّت آنان را در دلها افزایش داد و نامشان را بالاتر برد. یکی از نمونه های محبوبیّت امام زین العابدین (ع)، تکریمی بود که مردم در مسجدالحرام با حضور هشام بن عبدالملک از آن حضرت نمودند. قبلاً در یکی از سخنرانی ها به مناسبت، ذکر شده و در اینجا نیز بدان اشاره می شود. هشام بن عبدالملک در زمان حکومت پدرش برای ادای فریضه حج به مکه آمد، طواف بیت را انجام داد و برای استلام به طرف حجرالاسود رفت، اما مردم به وی راه ندادند و گویا در فشارش گذاردند. کسانی از مأمورین شامی که با او بودند، منبری آوردند تا روی آن بنشیند و از فشار رهایی یابد. روی منبر قرار گرفت و ناظر مردم در استلام حجر بود. شامیان نیز گرد منبر از او حفاظت می نمودند.