فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

فقر یا تلختر از هر تلخ

قال لقمان لابنه: اعلم ای بنیّ: انّی قد ذقت الصّبر وانواع المر، فلم ار امرّ من الفقر، فان افتقرت یوماً فاجعل فقرک بینک وبین اللَّه ولا تحدث النّاس بفقرک فتهون علیهم.(409)
لقمان حکیم به فرزندش فرمود: بدان ای فرزند، من صبر و انواع تلخی را چشیده ام و از فقر تلختر ندیده ام. اگر روزی فقیر شدی، آن را امری بین خود و خداوند قرار ده و به مردم مگو که در نظر آنان خوار و خفیف خواهی شد.
اولیای گرامی اسلام که راهنمایان رستگاری و سعادت اند، حدّاکثر سعی و کوشش را در هدایت و تربیت مردم برای تکریم و احترام افراد بی بضاعت اعمال نمودند، ولی مردم، آن دستور مقدّس را کم به کار بستند، فقط کسانی که تعالیم الهی در اعماق وجودشان راه یافته، این وظیفه مقدّس را در گذشته و حال رعایت نموده و می نمایند. ناگفته نماند که تحقیر افراد بی بضاعت به علّت فقرشان همانقدر مذموم و قبیح است که ثروتمندان به علت دارایی و تمکنشان مورد احترام و تکریم قرار گیرند. حضرت زین العابدین (ع) این دو عمل ناروا را در کنار یکدیگر آورده و از پیشگاه الهی نسبت به هر دو درخواست مصونیّت نموده است:
واعصمنی من ان اظنّ بذی عدم خساسة او ان اظنّ بصاحب ثروة فضلاً.(410)
بار الها! مرا مصون بدار از اینکه درباره ناداری گمان پستی و بی وزنی بَرَم یا نسبت به صاحب ثروتی گمان برم که دارای برتری و فضیلت است.
امام سجاد (ع) برای آنکه از جهت تهیدستی مورد تحقیر واقع نشود و به وزن و ارزش اجتماعیش آسیبی نرسد و برای هدایت و ارشاد مردم همچنان نافذالکلمه باقی بماند، از خداوند می خواهد در گذران زندگی و امرار معاش به گونه ای باشد که هرگز با تنگدستی و سختی مواجه نگردد و این مدلول جمله اول دعای مورد بحث امروز است.
امام (ع) به پیشگاه باری تعالی عرض می کند:
وصن وجهی بالیسار.
بار الها! آبروی مرا در جامعه با معیشت سهل و آسان محافظت فرما.

محتوای جمله دوم امام (ع)

محتوای جمله دوم دعای امام (ع) ناظر به این امر است که اگر دعای اولش مستجاب نگردد، موجب کاهش ارج اجتماعیش می شود و قدر و منزلتش در نظر مردم تنزّل خواهد یافت. به پیشگاه خدا عرض می کند:
ولا تبتذل جاهی بالاقتار.
بار الها! قدر و منزلتم را نزد مردم با تنگدستی سبک و خوار مگردان.
جاهعبارت از قدر و منزلتی است که نصیب افراد محبوب می شود و محبوبیّتشان ناشی از مزایا و کمالاتی است که واجد آنها هستند و مردم نیز به آن مزایا علاقه دارند، مانند رهبر آزادی بخش و عزّت آفرین، راهنمای مردم به سعادت و رستگاری، حامی مظلوم و دفع کننده ظالم، دستگیری از افتادگان و خدمت به ضعیفان، علم و تقوی، سخاوت و شجاعت، و دیگر سجایا و صفاتی از این قبیل. جاه و ریاست نوعی سلطه بر مردم و تسخر آنان است و در هر دو، اطاعت و انقیاد وجود دارد. با این تفاوت که ریاست فرمانروایی بر ابدان مردم است و قدرت اجرایی آن نیروهای مادّی است، و جاه مالکیّت دلهاست و عاملی که مردم را به اطاعت وا می دارد، نفوذ معنوی و محبوبیّت صاحب جاه است.

تفاوت اشخاص در نیل به جاه

مردم جهان به طور طبیعی به جاه و محبوبیّت و همچنین به مقام و ریاست علاقه دارند، ولی هر یک از آن دو ممکن است از دو راه نصیب گردد: یکی آنکه جاه و ریاست از پی افراد لایق بروند و آنان را به مالکیّت قلوب و فرمانروایی بر ابدان مردم برسانند، و دیگر آنکه عاشقان جاه و ریاست از پی محبوبیّت و مقام بروند و با تسبیب اسباب، خواه مشروع باشد یا نامشروع، خویشتن را به هدف برسانند، دلها را قبضه کنند یا کرسی های مقام را اشغال نمایند.
در صورتی که افراد لایق بدون سعی و کوشش به جاه و محبوبیّت نایل گردند، لازم است متوجّه باشند که علاقه دلهای مردم به آنان از نعمتهای حضرت باری تعالی است، باید قدرش را بشناسد و از آن سوءاستفاده ننمایند، و با اعمال زشت آن را از میان نبرند، بعلاوه باید خدای را در اعطای این نعمت شکر گویند و شکر نعمت جاه و محبوبیّت، حمایت مظلومان، خدمت به ضعفا و بینوایان، برآوردن حوایج نیازمندان، و از این قبیل اعمال است. پاداش دنیوی شکر جاه، افزایش محبوبیّت و ازدیاد قدر و منزلت است.
لئن شکرتم لازیدنّکم.(411)
اگر شکر نمودید، نعمت را بر شما فزونتر خواهم نمود.
و اگر با وجود جاه، به درخواست ضعفا بی اعتنا باشید، کفر نعمت نموده اید و کیفر آن از بین رفتن محبوبیّت و قدر و منزلت است.
شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر، نعمت از کفت بیرون کند پاداش اخروی شکر نعمت جاه، ضمن روایات آمده، از آن جمله این حدیث شریف است:
عن ابیعبد اللَّه علیه السلام قال: ما من مؤمن بذل جاهه لاخیه المؤمن الاّ حرّم اللَّه وجهه علی النّار ولم یمسسه قتر ولا ذلّة یوم القیامة.(412)
امام صادق (ع) فرمود: هیچ مؤمنی نیست که جاه و محبوبیّت خود را در راه برآوردن نیاز برادر دینی خود صرف کند، مگر آنکه خداوند رویش را بر آتش دوزخ حرام می نماید و در قیامت دچار تنگنای و ذلّت نخواهد شد.