فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

یکسان بودن امان حرّ مملوک

موقعی که لشکر اسلام آماده جنگ شد و به طرف قلعه حرکت کرد، برخلاف انتظار مشاهده نمود که دشمنان با اطمینان خاطر در قلعه را گشوده و به خارج قلعه آمده اند، امان نامه سرباز مملوک را روی دست گرفته و گفتند: این امان شماست، برای ارتش اسلام پذیرش امان یک نفر سرباز امر عادی بود، ولی وقتی متوجه شدند که این امان نامه به امضای یک مسلمان مملوک است، مردّد ماندند که آیا امان او مانند امان یک مسلمان آزاد محترم و لازم الاجر است یا نه؟ ناچار موضوع را به مرکز گزارش دادند. خلیفه وقت در جواب نوشت:
انّ العبد المسلم من المسلمین، ذمته کذمّتکم فلینفذ امانه.(395)
مسلمان مملوک نیز از مسلمین است و تعهدات او مانند تعهدات شما محترم است، به امان نامه او ترتیب اثر دهید و تعهّد او را نافذ و ممضی تلقّی نمایید.
از این چند جمله که معروض افتاد، روشن شد که پناه دادن در درجه اول شایسته مقام ربوبی است، ولی مسلمانان نیز از باب تشبّه به کامل و از نظر رعایت حقوق اسلامی اگر قادر باشند باید برادران دینی خود را پناه بدهند و آنان را از نگرانی و اضطراب خلاص نمایند، بعلاوه، قانون اسلام به هر مسلمانی ولو غیر مسئول باشد، اجازه داده است از موضع دینی خود استفاده کند و به دشمنی که در حال جنگ است و پناه می خواهد، امان بدهد تا هر چه زودتر جنگ به نفع مسلمین پایان یابد و از خونریزی زیاد جلوگیری شود.
امام سجاد (ع) در جمله دوم دعای خود به پیشگاه خداوند عرض می کند:
واجرنی بعزّتک ممّا ارهب.
بار الها! به عزّتت از آنچه می ترسم پناهم ده.
راغب می گوید:
الرّهبة والرهب مخافة مع تحرز واضطراب.(396)
رهبه و رهب ترسی است آمیخته به حذر کردن و نگران بودن.

اسلام و امنیت از ترس

امنیت از ترس، همانند امنیّت مالی و جانی و عرضی مورد کمال توجه شارع مقدس است. ئر جامعه اسلامی، مردم از حکومت نمی ترسند زیرا حاکم اسلام اگر واجد شرایط حکومت باشد، از ظلم و ستم و همچنین از ارعاب و تهدید منزّه است. ترس مردم باید از گناهان خودشان باشد. حکومت عادل مجری قانون است و کسانی که مرتکب جرایم و جنایات می شوند به حکم قانون آنان را مجازات می کند و به کیفر اعمالشان می رساند. اگر کسی به اتکای قدرت خودش افراد را به ضرب و شتم یا جرح و قتل تهدید نماید و آنان را بترساند، مرتکب گناهی بزرگ شده است، و اگر به نام وابستگی به حکومت آنان را مرعوب کند و به حبس و قتل از ناحیه دولت تهدیدشان نماید، گناه بزرگتری مرتکب شده است، و اگر تهدید خود را عملی کند جهنمی است و در دوزخ جایگاهی بسیار سخت خواهد داشت.
عن ابیعبد اللَّه علیه السلام قال: من روّع مومناً بسلطان لیصیبه منه مکروه فلم یصبه فهو فی النّار، ومن روّع مؤمناً مسلماً بسلطان لیصیبه منه مکروه فاصابه فهو مع فرعون و آل فرعون فی النّار.(397)
امام صادق(ع) فرمود: کسی که مؤمنی را مرعوب کند به قدرت سلطانی که از ناحیه وی به آن مؤمن آسیبی برسد، ولی تهدیدش عملی نشود و از ناحیه شخصی قدرتمند به او صدمه ای نرسد، تهدید کننده جهنمی است، و اگر کسی مؤمنی را مرعوب نماید به قدرت سلطانی که از ناحیه وی به مؤمن آسیبی برسد و تهدیدش را عملی کند، تهدید کننده با فرعون و آل فرعون در جهنم جای دارد.

ارعاب و شکنجه وجدان اخلاقی

گاه فردی با ایمان دچار لغزش شدید می گردد و به مسیر نادرست و غیر مشروع گرایش می یابد و بر اثر اعمال ناروای او، انسانهایی بسیار شریف و بزرگوار از صغیر و کبیر دچار رعب و وحشت می شوند و چون فرد انحراف یافته دارای ایمان درونی است، بر اثر اعمال ظالمانه خود دچار شکنجه وجدانی می گردد و مورد ملامت و سرزنش نفس لوّامه خود واقع می شود، پیوسته روز و شب را با ناراحتی می گذراند و همواره در این اندیشه است که راهی به دست آورد و خویشتن را از این مصیبت درونی نجات بخشد. حر بن یزید عنصری بود با ایمان و تعالیم قرآن شریف را باور داشت. بدبختانه چند روزی به خطا رفت و صراط مستقیم الهی را که راه امام معصوم حضرت حسین بن علی علیه السلام است ترک گفت و فرماندهی هزار سوار از سپاهیان عبیداللَّه زیاد را پذیرا گردید و مأموریّت یافت همه جا تا ورود به کوفه، با لشکریان خود در معیّت حضرت حسین علیه السلام باشد.
حرّبن یزید از اولین برخوردی که با امام (ع) داشت، همواره مراتب ادب و احترام خود را نسبت به آن حضرت ابراز می نمود. از آن جمله پس از اولین ملاقات، طولی نکشید که ظهر شرعی فرا رسید. امام (ع) به مؤذّن فرمود: اذان بگوید.
فقال علیه السلام للحر: اترید ان تصلّی باصحابک؟ قال لا، بل تصلّی انت ونصلّی بصلوتک. فصلی بهم الحسین علیه السلام.(398)
امام (ع) به حرّ فرمود: آیا تو می خواهی با اصحاب خودت نماز بخوانی؟ عرض کرد: نه، شما نماز می خوانید و ما نیز با نماز شما نماز می گزاریم. امام (ع) نماز خواند و همه با آن حضرت نماز گزاردند.