فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

لزوم آگاهی از عوارض کار

افراد عادی که به کسب اشتغال دارند، اما احکام الهی را درباره آن بدرستی نمی دانند یا می دانند، ولی برای دست یافتن به درآمد بیشتر نمی خواهند طبق آن عمل کنند، ممکن است در خلال داد و ستد مرتکب گناهانی شوند، دروغ بگویند، خیانت کنند، مشتری را اغفال نمایند، کم بدهند، قسمتهای ناروا یاد کنند، و خلاصه، در جریان کسب مرتکب اعمالی شوند که مرضیّ باری تعالی نباشد. این قبیل اعمال در خور افرادی است که دینشان ضعیف است و نمی تواند آنان را از گناه بازدارد. اما برای امام معصوم(ع) چه چیزهایی می تواند بار سنگین تبعات کسب باشد که حضرت سجاد(ع) از آن نام برده و از تحملش ابا دارد؟ شاید بتوان گفت جواب دادن به سؤالات بیهوده اشخاص، زیاد حرف زدن، بی مورد نفی و اثبات نمودن، و خلاصه، عمر شریف را در سخنان غیر لازم صرف کردن از تبعات کسب است، و حضرت زین العابدین (ع) آن را برای خود بار سنگین می داند.
78
اللهم فاطلبنی بقدرتک ما اطلب، و اجرنی بعزّتک ممّا ارهب.
حضرت علی بن الحسین علیه السلام در این قطعه از دعای شریف مکارم الاخلاق دو درخواست از پیشگاه حضرت باری تعالی می نماید: اول، بار الها! به قدرتت آنچه را که درخواست دارم، برآورده ساز. دوم، بار الها! به عزّتت از آنچه می ترسم پناهم ده.
به خواست خداوند توانا، این دو جمله از دعای امام سجاد(ع) موضوع بحث و سخنرانی امروز است.

جلب منافع و دفع مضار

نوع بشر و دیگر موجودات زنده روی زمین از انواع حیوانات و نباتات، دارای مزیّت طبیعی و خصلت فطری هستند که هر چه را برای خود نافع و مفید تشخیص دادند، به سوی خویش جذب نمایند و آنچه را برای خود مضرّ و زیانبار شناختند، از خویشتن دفع کنند و این ودیعه الهی در موجودات زنده از عوامل مهم حیات و مایه بقای فرد و نوع آنهاست. درخت موقعی که در سایه دیوار واقع می شود و نمی تواند بدرستی از نور آفتاب بهره مند گردد، تدریجاً خود را خم می کند و از دیوار دور می شود تا به نور آفتاب برسد. حیوانات نیز برای اینکه غذایی به دست آورند یا خطری را از خود بگردانند، سخت تلاش می کنند تا به هدف مورد نظر دست یابند. نکته شایان ملاحظه ای که در جلب منافع و دفع مضارّ بین انسان و سایر موجودات زنده اراضی وجود دارد، این است که راهنمای حیوانات و نباتات در شناخت منافع و مضار، هدایت تکوینی حضرت باری تعالی است و هدایت الهی هرگز به خطا نمی رود و منافع و مضارّ واقعی آنها را ارائه می کند. ولی انسان، آزاد آفریده شده و در موارد زیادی راهنمای سود و زیانش اندیشه اوست و بدبختانه افکار و اندیشه های بشر مصون از خطا نیست، گاه چیزی را برای خود مضرّ می پندارد با آنکه نافع و مفید است، و گاه مضرّی را برای خود نافع گمان می کند با آنکه زیانبار است. قرآن شریف در این باره فرموده:
کتب علیکم القتال وهو کره لکم وعسی ان تکرهوا شیئاً وهو خیر لکم وعسی ان تحبّوا شیئاً وهو شرّ لکم واللَّه یعلم وانتم لاتعلمون.(380)

خطای انسان در شناخت خیر و شر

در عرصه پیکار، قتال با کفّار و مشرکین بر شما واجب شده است و از انجام آن کراهت دارید، چه بسا چیزی را مایل نیستند با آنکه خیر شما در آن است، و چه بسا نسبت به چیزی ابراز علاقه می کنید با آنکه برای شما شرّ و زیان آور است. خداوند است که به خیر و شرّ، و صلاح و فساد شما آگاه است و شما نمی دانید.
در واقع به نظر این گروه، زنده ماندن با ذلّت و خواری بر جهاد در راه خداوند که مایه حیات باعزّت یا مرگ افتخار آفرین است، ترجیح دارد. بیشتر سربازان علی(ع) در اواخر عمر آن حضرت اینچنین کج اندیش و مرده دل بودند و بر اثر بی رغبتی به جهاد و شانه خالی کردن از فریضه دینی، وضع ذلّت باری در حوزه حکومت آن حضرت به وجود آوردند. از آن جمله، عده ای از لشکریان معاویه به شهر انبار هجوم بردند، فرماندار علی (ع) را کشتند، مأمورین نگهبان را پراکنده نمودند، به غارت اموال مردم دست زدند، زیورآلات زنان مسلمانان و غیر مسلمان را که در پناه اسلام بودند ربودند.
ما تمتنع منه الاّ بالاسترجاع والاسترحام. ثمّ انصرفوا وافرین. مانال رجلاً منهم کلم ولا اریق لهم دم. فلو انّ امرءاً مسلماً مات من بعد هذا اسفاً ما کان به ملوماً، بل کان عندی جدیراً.(381)