فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

روابط عقلانی و فوق عقلانی

در این قبیل موارد که ترتّب اثر بر عمل از نظر طبیعی یا روانی قابل درک است، عقل رابطه آن دو را با یکدیگر تأیید می نماید. اما در مواردی که ترتّب اثر بر عمل دارای جنبه معنوی است و عقل نمی تواند رابطه آن دو با یکدیگر را بفهمد، از درک آن اظهار عجز می کند، می گوید: این امری است فوق عقل، ولی هرگز به خود اجازه نمی دهد که آن را نفی نماید و نزول برکات سماوی و ارضی بر اثر ایمان و تقوی، یا دفع بلا بر اثر صدقه، یا طول عمر بر اثر صله رحم از این قبیل است.
امام سجاد)ع) در جمله اول دعای مورد بحث امروز، از پیشگاه باری تعالی درخواست برکت مالی نموده، عرض می کند:
ووفر ملکتی بالبرکة فیه.
بار الها! آنچه را که مالکم با برکتی که در آن اعطا می نمایی، افزون فرما.

دعای امام (ع) و انواع برکت

این دعا به اعتبار مایملک امام (ع) به صور مختلف قابل استجابت است. اگر امام(ع) مزرعه ای دارد که برای تأمین معاش خود و خانواده خویش در آن کشت نموده و برکتش را از خداوند طلب می کند، می خواهد که در هر خوشه دانه های بیشتری تکوین شود، اگر چند رأس دام دارد و برکت آن را درخواست می کند، بدین معنی است که موالیدشان بیشتر و شیرشان فزونتر باشد، اگر مالک چند درخت میوه است و از خداوند برکت آنها را می طلبد، بدان معنی است که میوه اشجار زیادتر شود. ممکن است برکت مالی در مورد درخواست حضرت زین العابدین (ع) ناظر به کیفیّت مصرف مال باشد، به گونه ای که نفع فزونتر عاید مردم گردد و برای توضیح چنین برکتی، حدیث آموزنده ای را از رسول(ص) به عرض شنوندگان محترم می رساند:

برکت در کیفیت مصرف

عن ابیعبد اللَّه علیه السلام قال: جاء رجل الی رسول اللَّه وقد بلی ثوبه. فحمل الیه اثنی عشر درهماً. فقال یا علی خذ هذه الدّراهم فاشترلی ثوباً البسه. قال علی علیه السلام، فجئت الی السّوق فاشتریت له قمیصاً باثنی عشر درهماً وجئت به الی رسول اللَّه. فنظر الیه فقال: یا علی! غیر هذا احبّ الیّ. اتری صاحبه یقیلنا؟ فقلت: لاادری. فقال انظر. فجئت الی صاحبه فقلت انّ رسول اللَّه (ص) قد کره هذا یرید ثوباً دونه. فاقلنا فیه فردّ علیّ الدّراهم وجئت به الی رسول اللَّه. فمشی معی الی السّوق لیبتاع قمیصاً. فنظر الی جاریة قاعدة علی الطّریق تبکی. فقال رسول اللَّه ما شأنک؟
قالت یا رسول اللَّه انّ اهل بیتی اعطونی اربعة دراهم لاشتری لهم بها حاجة فضاعت، فلا اجسر ان ارجع الیهم. فاعطاها رسول اللَّه اربعة دراهم وقال ارجعی الی اهلک ومضی رسول اللَّه الی السّوق. فاشتری قمیصاً باریعة دراهم ولبسه وحمداللَّه وخرج فزای رجلاً عریاناً یقول من کسانی کساه اللَّه من ثیاب الجنّة. فخلع رسول اللَّه قمیصه الّذی اشتراه وکساه السّائل. ثمّ رجع الی السّوق فاشتری بالاربعة الّتی بقیت قمیصاً آخر فلبسه وحمداللَّه ورجع الی منزله و اذاً الجاریة قاعدة علی الطّریق. فقال لها رسول اللَّه: مالک لا تأتین اهلک.
قالت یا رسول اللَّه انی قد ابطأت علیهم واخاف ان یضربونی. فقال رسول اللَّه: مرّی بین یدیّ ودلّینی علی اهلک. فجاء رسول اللَّه حتّی وقف علی باب دارهم. ثمّ قال السلام علیکم یا اهل الدّار. فلم یجیبوه، فاعاد السلام فلم یجیبوه فاعاد السلام فقالوا: علیک السلام یا رسول اللَّه و رحمة اللَّه وبرکاته. فقال لهم لکم ترکتم اجابتی فی اول السلام والثانی. قالوا: یا رسول اللَّه سمعنا سلامک فاجببنا ان تستکثر منه. فقال رسول اللَّه: انّ هذه الجاریة ابطأت علیکم فلا تؤاخذوها. فقالوا6 یا رسول اللَّه: هی حرّة لممشاک. فقال رسول اللَّه: الحمداللَّه، ما رأیت اثنی عشر درهماً اعظم برکة من هذه، کسی اللَّه به عریانین و اعتق بها نسمة.(355)