فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

عقیده غلط درباره پیامبران

یکی دیگر از نادانی هایی که در روزگار گذشته وجود داشته و قرآن شریف با آن به مبارزه برخاسته، این بود که مردمانی پیمبران الهی را مورد استهزا و تحقیر قرار می دادند، از این جهت که اینان مانند سایر مردم غذا می خوردند، با این حال مدّعی رسالت از طرف حضرت باری تعالی بودند. برای آنکه منشأ این عقیده باطل روشن شود و بدانیم چرا کسانی چنین می گفتند و به پیمبران اسائه ادب می نمودند، توضیح مختصری به عرض شنوندگان محترم می رسد. بشر اگر بخواهد به کمال انسانی نایل شود و به سعادت واقعی دست یابد، باید طبق برنامه دقیق، قدم بردارد تا بتواند استعدادهای انسانی خویش را تدریجاً از قوّه به فعلیّت بیاورد و انجام این امر نیاز به هدایت تشریعی جامع و کامل دارد و انجام این مهم فقط در خور ذات اقدس الهی است که انسانها را آفریده و به تمام ابعاد وجود آنها واقف و آگاه است. خداوند این راهنمایی پر ارج و سعادت آفرین را به عهده گرفته و در قرآن شریف فرموده:
انّ علینا للهدی. (335)
بی گمان هدایت انسانها در عهده ماست.

هدایت سعادت آفرین

برای آنکه هدایت تشریعی خود را به مردم ابلاغ فرماید و راه تعالی را به آنان ارائه دهد، در هر عصر، از بین هر قوم، افراد شایسته ای تعالی را به آنان ارائه دهد، در هر عصر، از بین هر قوم، افراد شایسته ای را که از هر جهت لایق مقام رفیع رسالت بودند، انتخاب می فرمود و با اعطای معجزات و بینّات، آنان را بین جامعه می فرستاد تا دستور الهی را ابلاغ نمایند و به صراط مستقیمشان رهبری کنند، و چون بشر بودند و همانند دگران، مردم به آسانی با آنان انس می گرفتند، به سخنانشان توجه می نمودند، و افراد آزاد و بی غرض از هدایتشان برخوردار می شدند.
اما وسوسه گران بذر مسمومی در دلها افشاندند و این سخن غیر واقعی را القا کردند که بشر شایسته مقام نبوّت نیست و نمی تواند از طرف باری تعالی به رسالت مبعوث گردد و پیمبران خداوند باید یا از فرشتگان باشند یا لااقل در حمایت فرشتگان.
ومامنع النّسا ان یؤمنوا اذ جاءهم الهدی الاّ ان قالوا أبعث اللَّه بشراً رسولاً.(336)
چیزی سدّ راه مردم نمی شد موقعی که هدایت الهی می رسید، جز آنکه می گفتند: آیا خداوند بشری را به رسالت مبعوث فرموده است.
قالوا لوشاء ربّنا لانزل ملائکة فانّا بما ارسلتم به کافرون.(337)
می گفتند: اگر پروردگار اراده می فرمود، ملائکه را به رسالت فرو می فرستاد و ما به رسالت شما که مدّعی مأموریت آن هستید، ایمان نداریم.

اندیشه باطل مشرکین درباره پیامبر

عن ابیمحمد الحسن العسکری عن ابیه علیّ بن محمد علیهما السلام قال: کان رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله قاعداً ذات یوم بفناء الکعبة اذا ابتدء عبداللَّه بن ابی امیّة المخزومی فقال یا محمد! لقد ادّعیت دعوی عظیمة و قلت مقالاً هاولاً زعمت انّک رسول اللَّه ربّ العالمین وما ینبغی لربّ العالمین وخالق الخلق اجمعین ان یکون مثلک رسوله، بشراً مثلنا ولو کنت نبیاً لکان معک ملک یصدّقک ونشاهده، بل لو اراد اللَّه ان یبعث الینا نبیّاً لکان انّما یبعث الینا ملکاً لابشراً مثلنا، ما انت یا محمد الاّ مسحوراً ولست بنیّ.(338)
امام عسکری (ع) از پدرش حضرت هادی (ع) حدیث نموده که فرمود: روزی رسول اکرم(ص) پشت دیوار کعبه نشسته بود. عبداللَّه بن ابی امیّه مخزومی حضور حضرت آغاز سخن نمود و گفت: ای محمد! ادّعای بزرگ و فوق العاده ای نموده ای، گمان کردی که رسول خداوندی، و سزاوار نیست برای پروردگار عالم و آفریدگار همه مخلوقات، مثل تو که بشری هستی همانند ما، رسول او باشی، اگر هم نبی می بودی، باید با تو ملکی باشد که تو را تصدیث کند و ما او را ببینیم، بلکه اراده فرمود نبیّ بفرستد، فرشته می فرستاد نه بشری مثل ما، تو ای محمد انسانی هستی از حق دور افتاده، نه آنکه پیمبر خدا باشی.