فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

آمیختن خوب و بد

اگر کسی با حضور مردم لب فرو می بندد و حرف نمی زند تا زبانش به گناه آلوده نشود و برخلاف رضای خداوند سخنی نگوید، اما همان موقعی که ساکت است فکر گناه در سر می پرورد و به تعدّی و تجاوز به حقوق این و آن می اندیشد، اگر کسی دستی به ترازو دارد تا به مردم کم ندهد و حق دگران را تضییع ننماید، اما همان موقع به غیبت مسلمان گوش فرا داده و سخنان غیرمشروع را استماع می نماید، این قبیل افراد در مقام عمل، خوب و بد را به هم آمیخته اند و خشنودی و خشم خداوند درباره آنان نسبی است. اما ائمّه معصومین علیه السلام و همچنین اولیای بزرگ الهی، طالب رضای مطلق او هستند و در جمیع شئون زندگی، حتی در امور بسیار عادی، خشنودی و رضای خداوند را رعایت می نمایند.

حدیث آموزنده ای از امام سجاد(ع)

روی انه لما حمل علی بن الحسین علیهما السلام الی یزید هم بضرب عنقه. فوقفه بین یدیه و هو یکلمه لیستنطثه بکلمة یوجب بها قتله و علی علیه السلام یجیبه حیثما یکلمه و فی یده سبحه صغیرة یدیرها باصابعه و هو یتکلم. فقال له یزید لع: انا اکلمک وانت تجیبنی و تدیر اصابعک بسبحة فی یدک فکیف یجوز ذلک؟ فقال حدثنی ابی عن جدی صلی اللَّه علیه و آله انه کان اذا صلی الغداة و انفتل لایکلم حتی یأخذ سبحة بین یدیه فیقول: اللهم انی اصبحت اسبحک و احمدک و اهلک واکبرک وامجدک بعدد ما ادیر به سبحتی و یأخذ السبحه فی یده و یدیرها و هو یتکلم بما یرید من غیر ان یتکلم بالتسبیح وکر ان ذلک محتسب له، فعلت هذا اقتداء بجدی. فقال له یزید مرة بعد اخری: لست اکلم احداً منکم الا و یجیبنی بما یفوز به.(224)
در روایت است که وقتی حضرت زین العابدین (ع) نزد یزید برده شد، تصمیم به قتل آن حضرت گرفت. او را به حضور طلبید و مقابل خود نگاه داشت تا با حضرت سخن بگوید، شاید بین کلماتش به چیزی برخورد نماید که مستمسک قتلش شود. امام (ع) به سؤالات او پاسخ داد و همان موقع تسبیح کوچکی در دست داشت که با انگشتان خود می گرداند. یزید گفت: من با شما سخن می گویم، به من جواب می دهید و در همان حال با انگشتانت تسبیح را می گردانی، این چیست؟ امام (ع) فرمود: پدرم از جدّم رسول اکرم (ص) حدیث نمود که وقتی نماز صبح را می خواند و فراغت می یافت، بدون اینکه با کسی سخنی بگوید، تسبیحی را که مقابلش بود برمی داشت و می گفت: بار الها! صبح کردم ترا تسبیح می گویم، حمد می نمایم، به کلمه توحید یادت می کنم، تکبیرت می گویم، و تمجیدت می نمایم به عدد دانه های تسبیحی که می گردانم. سپس تسبیح را به دست می گرفت بدون اینکه تسبیح باری تعالی را بگوید و می فرمود: این گرداندن تسبیح، ذکر خدا محسوب می شود، و من این کار را به پیروی از جدّم رسول اکرم (ص) انجام می دهم. یزید چند بار گفت: من با هیچ یک از شماها سخن نگفتم، مگر آنکه به من پاسخی پیروزمندانه دادید.
قوای بدن را طبق رضای الهی و اوامر حکیمانه اش به کار بستن، حاوی ثمرات و فواید بسیار از نظر فردی و اجتماعی است.
کسی که حرکات و سکناتش بر وفق رضای باری تعالی انجام می شود، گناه نمی کند و دامنش به پلیدی معصیت آلوده نمی گردد. چنین انسانی از عذاب الهی در امان است و از رحمت واسعه او برخوردار.
عن علی علیه السلام قال: امره قضاء و حکمة و رضاه امان و رحمة.(225)
علی (ع) فرموده: امر پروردگار جهان، فرمان است و حکمت و رضای خداوند توانا، امان است و رحمت.

حفظ مصالح اجتماعی

حفظ مصالح اجتماعی با رعایت موازین دینی یکی از شاخه های شجره طیّبه رضای الهی در اعمال قوای برونی و ردونی بدن است و این مطلب در خلال روایات زیادی خاطر نشان گردیده است. پس اگر کسی بخواهد گفتار و رفتارش بر اساس رضای الهی انجام شود، نمی تواند از کنار مصالح و مفاسد اجتماع بی تفاوت بگذرد و آنها را نادیده انگارد. بر همین اساس امام زین العابدین علیه السلام با حضور یزید به خطیب گناهکار و دروغگوی او بشدت اعتراض نمود و سخنان ظالمانه اش را سخت مورد نکوهش قرار داد.