فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

سایه ماه رمضان

فی الحدیث انه خطب آخر یوم من شعبان فقال: ایها الناس! قد اظلکم شهر عظیم.(212)
در حدیث است که پیشوای اسلام (ص)، روز آخر ماه شعبان خطبه خواند و فرمود: ای مردم! ماه عظیم بر شما سایه افکنده است.
در این حدیث هم از کلمه ظلّ استفاده شده، برای آنکه مردن به ارزش این ماه مقدّس واقف گردند و آنطور که باید و شاید وظایف دینی خود را انجام دهند، این ماه را سایه نعمت و رحمت معرفی نموده و بدین وسیله، افراد را به وظیفه شناسی تشویق فرموده است.
کلمه ظلّ در احادیث مربوط به آخرت نیز آمده است و اولیای دین مژده داده اند کسانی که در دنیا به مردم خدمت می کنند و عقده روحی آنان را می گشایند یا در اطاعت پروردگار جدّی و کوشا هستند، در قیامت از سایه رحمت حضرت باری تعالی برخوردار می گردند.
عن النبی صلی اللَّه علیه و آله اقل: من اراد ان یظله اللَّه فی ظل عرشه یوم لا ظل الا ظله فلینظر معسراً او لیدع له عن حقه.(213)
رسول اکرم (ص) فرمود: کسی که می خواهد خداوند او را در سایه عرشش جای دهد، در روزی که جز سایه او ظلّی نیست، به مدیون تنگدست خود مهلت دهد یا از طلب خود چشم پوشی نماید.

سایه الهی در قیامت

عن علی علیه السلام قال: ظل اللَّه سبحانه فی الاخرة مبذول بمن اطاعة فی الدنیا.(214)
علی (ع) فرموده: سایه خداوند سبحان در عالم آخرت برای کسانی است که او را در دنیا اطاعت نموده و بی قید و شرط، فرمانش را به کار بسته اند.
خلاصه، سایه از نظر جسمی و روحی، مادّی و معنوی، دنیوی و اخروی دارای ابعاد مختلف و هر بُعدی به نوبه خود جالب و شایان ملاحظه است. امام سجاد(ع) در جمله اول دعای مورد بحث امروز، به پیشگاه الهی عرض می کند:
واظلنی...
بار الها! مرا در سایه رحمت خود قرار ده.

امام(ع) و سایه خداوند

ولی حضرت زین العابدین (ع) سایه رحمت الهی را به طور مطلق نخواسته، بلکه آن را با قید مخصوصی درخواست نموده است.
عرض می کند:
واظلنی فی ذراک.
الذری بالفتح کل ما استترت به.(215)
ذری در لغت عرب به هر چیزی گفته می شود که اشیاء دیگر را به وسیله آن می پوشانی.
پس معنای کلام امام (ع) چنین می شود: بار الها! مرا در سایه رحمت خود قرار ده، اما با پوششی که انتسابش فقط به ذات اقدس تو باشد و بس .
برای آنکه کلام حضرت زین العابدین (ع) روشن شود، لازم است مقدمه کوتاهی را به عرض شنوندگان محترم برساند. در خلال بحثهای قبل اشاره شد که خداوند، این عالم را دار وسایل و اسباب قرار داده و فیض باری تعالی از مجاری مقرّر به مردم می رسد. مثلاً رازق خداوند است، امّا فیض رزق باری تعالی از راه کشاورزی به دست می آید. شافی خداوند است، اما فیض شفای او از راه طبیب و دوا نصیب بیمار می گردد. در قرآن شریف آمده:
انا لننصر رسلنا.(216)
البته ما پیمبران خود را یاری می کنیم.