فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

قرآن و کلمه کریم

ما انسان را از کرامت و بزرگواری برخوردار ساخته ایم.
کرامت انسان برای دارا بودن عقل، نطق، وجدان اخلاقی، تمایلات عالی انسانی، هوش سرشار، صورت زیبا، اندام معتدل، سلطه بر تمام منابع ارضی، قدرت بهره برداری از ذخایر طبیعی، و دیگر مزایایی از این قبیل است. کرامتی که خداوند به انسان اعطا فرموده، مزیّتی است تکوینی و عطیّه ای است الهی که در آفرینش او به کار برده، اما کرامت اکتسابی انسان در پیشگاه خداوند از راه تقوی و پاکی به دست می آید و هر کس تقوای بیشتری دارد، نزد باری تعالی از کرامت فزونتری برخوردار است. قرآن شریف فرمود:
ان اکرمکم عند اللَّه انقیکم.(199)
کریمترین و پر ارجترین شما نزد باری تعالی، کسانی هستند که واجد تقوای بیشترند.
بعضی از سعادتمندان علاوه بر کرامت طبیعی انسان و کرامت اکتسابی تقوی، از کرامتهای دیگری نیز بهره مندند و حضرت یوسف صدیق از جمله آنان است.

یوسف صدیق و کرامت

فی الحدیث: ان الکریم ابن الکریم یوسف بن یعقوب لانه اجتمع له شرف النبوة. والعلم. والجمال. والعفة. و کرم الاخلاق. والعدل. و ریاسة الدنیا والدین.(200)
کرم و پسر کریم، یوسف فرزند یعقوب است، زیرا در وجود او برتری های متعددی جمع شد: شرافت پیمبری، علم و زیبایی، عفت و کرامت خلق، عدل و ریاست دنیا و دین.
خلاصه، امام سجاد (ع) در جمله اول دعای مورد بحث امروز، عرض می کند:
واصلحنی بکرمک.
بار الها! ویرانی های درونی و برونی و آسیبهای جسمی و روحی که بر اثر ظلم حکام و صدمات عناصر بی ایمان و منافق در وجودم به جای مانده است، تو با کرامت و بزرگواری خود آنها را اصلاح فرما.
در جمله دوم، امام به پیشگاه خداوند عرض می کند:
و داونی بصنعک.
در این عبارت، دو کلمه آمده که باید معنای آنها از نظر لغت روشن شود، یکی مداوا و آن دیگر صنع. عرب زبان از به کار بردن کلمه مداوا همان معنی را اراده می کند که فارسی زبان می فهمد:
داویته ای عالجته بالدواء.(201)
او را مداوا نمودم یعنی با دواء وی را علاج کردم.

صنع و مداوا

راغب در معنای صنع می گوید:
الصنع اجادة فکل صنع فعل و لیس کل فعل صنعاً، ولا ینسب الی الحیوانات والجمادات کما ینسب الیها الفعل. قال: صنع اللَّه الذی اتقن کل شی ء.(202)
صنع انجام دادن کار است متقن و محکم. بنابراین، صنع کار است، اما هر کاری صنع نیست. از این رو، درباره اعمال حیوانات و جمادات، کار گفته می شود، ولی صنع گفته نمی شود. در قرآن شریف، عمل خداوند صنع خوانده شده و فرموده: صنع خداوند است که هر چیزی را متقن و محکم ساخته است.
کلمه مداوا در مورد بیماری ها به کار برده می شود و افراد بیمار گاهی گرفتار عوارض در ناحیه جسم اند مانند بیماران چشم و گوش و حلق و بینی، و گاهی مبتلا به عوارض روحی هستند مانند کسانی که چشم دلشان نابیناست و گوش دلشان ناشنوا. مرجع درمان بیماری های جسم پزشکان هستند و مرجع بیماری های معنوی، پیمبران. عل (ع) درباره پیمبر بزرگوار اسلام (ص) فرموده:
طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه واحمی مواسمه، یضع ذلک حیث الحاجة الیه، من قلوب عمی، و آذان صم، والسنة بکم متتبع بدوائه مواضع الغفلة، ومواطن الحیرة.(203)
رسول اکرم (ص) طبیب سیاری است که مرهمها و ابزارهای درمانی خویش را مهیّا نموده و در موارد احتیاج آنها را به کار می گیرد، برای کسانی که دلشان فاقد بینش است، گوش دلشان ناشنوا، و زبان قلبشان لال است. از داروهای شفابخش خود در مواقع غفلت و در موارد حیرت استفاده می نماید.
عوارض معده و کلیه و کبد را اطبّای جسم بیماری می دانند و مبتلایان با مراجعه به پزشکان متخصّص می توانند خویشتن را درمان نماید. حالت روحی نفاق و حَسَد و کِبْر در نظر طبیبان روح و علمای اخلاق بیماری است و مبتلایان با مراجعه به مربّیان الهی می توانند خویشتن را معالجه کنند. قرآن شریف نفاق و دورویی را صریحاً مرض شناخته و افراد منافق را بیماری مبتلا خوانده است.