فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

افراد مانع اصلاح

مردم مرا با دیده استضعاف نگریستند، به سخن من اعتنا نکردند و در خطر کشته شدن قرار گرفتم. هارون مرد الهی بود و شایسته رهبری و اصلاح، اما وجود افراد فاسد که در راه باطل خویش مصرّ و پابرجا بودند، سدّ راه سعادت مردم می شدند و با وسوسه و اخلال، افکار آنان را از مسیر حق می گرداندند و خودشان نیز به نصایح خیرخواهانه او اعتنا نمی کردند.
بر سیه دل چه سود خواندن وعظ - نرود میخ آهنین بر سنگ
علی (ع) در دوران زمامداری خود، با این قبیل افراد فاسد مواجه بود. در موقعی که جنگ با دشمنان اسلام ضرورت داشت، به عناوین مختلف از شرکت در جبهه شانه خالی می کردند و مردم را نیز از اجابت دعوت باز می داشتند و در نتیجه، روز به روز فساد گسترش می افت. علی (ع) ضمن سخنان تند و آتشین خود، آینده تیره مسلمین را گوشزد می نمود، از آن جمله در یکی از خطبه ها فرمود:
والذی نفسی بیده لیظهرن هولاء القوم علیکم لیس لانهم اولی بالحق منکم ولکن لاسراعهم الی باطل صاحبهم وابطائکم عن حقی، ولقد اصبحت الامم ظلم رعاتها و اصبحت اخاف ظلم رعیتی.(193)

سستی افراد در اقامه حق

قسم به آن کس که جان در دست اوست، این قوم بر شما غلبه خواهند نمود، نه از این جهت که آنان در حقّ از شما برتر و بالاترند، بلکه از این جهت که آنها در اجرای باطل زمامدار خود سریع ان و شما در اجرای دستور حق من بطی ء و سستید. امتها صبح می کردند در حالی که از ستم فرمانروایان خویش خائف بودند و من صبح کرده ام در حالی که از ظلم مردم خود خائفم.
قرآن شریف درباره منافقین افسادگر فرموده است:
واذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون. الا انهم هم المفسدون ولکن لا یشعرون.(194)

منافقین افسادگر

وقتی به اینان گفته می شود در زمین افساد نکنید، می گویند ما مصلح و برقرار کننده صلاح جامعه هستیم. آگاه باشید اینان مفسدند و نمی دانند با اعمال ناروای خویش افساد می نمایند.
پیمبران الهی و خلفای بر حقشان علاقه مند بودند که مفاسد اجتماعی را براندازند و مردم را به راه صلاح و رستگاری سوق دهند، ولی در هر عصر، افراد مخالف و مزاحم وجود داشتند که سدّ راه اصلاح جامعه می شدند و پیمبران می دانستند که در نیل به هدف انسان سازی خود موفقیت کامل نخواهند داشت، ولی از فعالیت دست نمی کشیدند و زبان حال همه آنان مانند زبان قال حضرت شعیب بود که می فرمود:
ان ارید الاصلاح مااستطعت.(195)