فهرست کتاب


شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق جلد سوم

محمد تقی فلسفی‏

معیار خوب و بد

قسمتی از آن حدیث مفصل این است که وابصه اسدی حضور پیمبر اکرم (ص) است شرفیاب شد. با خود گفت: هیچ خوبی و گناهی را فروگذار نمی کنم مگر آنکه از پیشوای اسلام می پرسم. وقتی نزد حضرت نشست، یکی از اصحاب به او گفت: وابصة! قدری از پیمبر فاصله بگیر. پیشوای اسلام (ص) فرمود: او را واگذار، و خود حضرت به وی گفت: نزدیک بیا. نزدیک رفتم. آنگاه به من فرمود: آیا تو می پرسی از آنچه که برای آن آمده ای یا من به تو خبر دهم؟ عرض کرد: شما بگویید. فرمود: آمده ای از عمل خوب و گناه سؤال نمایی. عرض کرد: بلی. حضرت دستی به سینه اش زد. سپس فرمود: ای وابصه! نیکی آن چیزی است که سینه به آن مطمئن باشد و گناه چیزی است که در صدر با تردید تلقی شود و در قلب، ناآرام و بی قرار باشد، هر چند یک یا چند نفر با تو از خوبی آن سخن بگویند.
ناگفته نماند که در کنار وجدان فطری، وجدان دینی و تربیتی نیز در ضمیر اقوام و ملل جهان وجود دارد، با این تفاوت که وجدان فطری الهام الهی است که به قضای حکیمانه باری تعالی در ضمیر همه انسانها به ودیعه سپرده شده و درک تمام مردم جهان نسبت به خوبها و بدهای آن یکسان است، اما وجدان دینی و تربیتی مردم یکسان نیست، زیرا آداب و رسوم ملل عالم و همچنین عقاید دینی آنان متفاوت است و قهراً وجدانهای متفاوت خواهند داشت و روایت رسول اکرم (ص) در مورد مسلمانان و پیروان قرآن شریف هر دو قسمت را شامل می شود، هم وجدان الهامی را در بر می گیرد و هم وجدان دینی اسلامی را.

تفاوت وجدان فطری و تربیتی

در وجدان فطری ادای امانت خوب است و خیانت در امانت بد؛ ادای امانت که بر وفق فطرت است با آرامش ضمیر و اطمینان خاطر انجام می شود، اما خیانت در امانت که بر خلاف الهام الهی و وجدان فطری است، موجب ناآرامی ضمیر و تشویش خاطر است. برای یک مسلمان واقعی که دارای وجدان اسلامی است، رد کردن پول ربا و خودداری از قبول آن با آرامش ضمیر و اطمینان خاطر انجام می شود. اما اگر بخواهد در موردی با صورت سازی و در قالب یک عمل ساختگی ربا را حلال کند، ضمیری مشوش و قلبی نا آرام دارد، چه بسا بر اثر همان نگرانی و تشویش خاطر از گرفتن آن پول چشم پوشی نماید. نتیجه آنکه اگر مسلمان غیر معصومی در پیشگاه الهی جمله دوم دعای امام سجاد (ع) را به زبان آورد و بگوید:
و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها.
بارالها! از نفس خود من برای خودم آن را ابقاء فرما که نفسم را اصلاح می نماید می توان گفت از عوامل اصلاح آدمی یکی نفس ملهمه است و آن دیگر، وجدان اسلامی است، یعنی بارالها! موجباتی را فراهم آور که این دو نیروی انسان ساز و سعادت بخش همواره در ضمیرم بیدار و فعال باشند تا مرا به اصلاح نفسم وادار نمایند، و همچنین درخواست می کند که نفس لوامه در وجودم از فروغ و درخشش باز نماند تا من برای مصون ماندن از شکنجه و ملامت آن از مسیر مستقیم خارج نشوم. و به راه صلاح و رستگاری همچنان ادامه دهم.
در مقابل عواملی که آدمی را به صراط مستقیم هدایت می کند و مایه اصلاح و سعادت است، هوای نفس یا نفس اماره وجود دارد که صاحبش را به انحراف سوق می دهد و به گناه و بدی ترغیبش می نماید. هوای نفس به قدری نیرومند و قوی است که برای تحقق بخشیدن به مقاصد و دستورات خود، از موضع قدرت فرمان می دهد. از این رو نفس اماره اش می خوانند.
ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی . (102)

قدرت نفس اماره

هوای نفس، آدمی را به بدی و گناه امر می کند، مگر آنکه تفضل و رحمت الهی شامل شود و از خطر محافظتش نماید.
فرمان هوای نفس در بعضی از افراد به قدری نافذ و مؤثر است که تا حد پرستش از آن اطاعت می نمایند.
ارأیت من اتخذ الهه هواه. (103)
آیا دیدی آن کس را که به الهیت هوای نفس خویش گرایش یافته و بی قید و شرط اطاعتش می نماید؟
حضرت زین العابدین علیه السلام در جمله دوم دعا از پیشگاه خداوند درخواست نموده:
و ابق لنفسی من نفسی ما یصلحها.
بارالها! آن را از نفس خودم برای خودم باقی بگذار که مایه اصلاح من است.
و سپس دلیل نیازمندی خود را به ابقای عوامل اصلاح چنین بیان نموده است:
فان نفسی هالکة او تعصمها.
زیرا نفس من در معرض هلاکت است، مگر آنکه تو آن را محافظت فرمایی و از خطرش برهانی.
عامل هلاکت و تباهی انسان هوای نفس اوست و این دشمن بزرگ، انسانها را به گناهان و اعمال ناروا می خواند و راه هلاکتشان را هموار می نماید.
عن علی علیه السلام قال: هواک اعدی علیک من کل عدو فاغلبه و الا اهلکک . (104)